eitaa logo
قرارگاه قرآنی وجهادی امام حسن مجتبی علیه السلام
30.8هزار دنبال‌کننده
14.5هزار عکس
15هزار ویدیو
76 فایل
عزت و ذلت دست خداست #مجموعه_فرهنگی_اجتماعی_شهید_هاشمی #موسسه_خیریه_امام_حسن_مجتبی #گروه_جهادی_شهید_هاشمی #حسینیه_شهید_هاشمی #هییت_رزمندگان_اسلام_منطقه_سرآسیاب #دارالقرآن_امام_رئوف_علی_بن_موسی_الرضا_علیه_السلام #محله_اسلامی_شهید_هاشمی
مشاهده در ایتا
دانلود
به لطف خدا👈 حضور واجرای گروه هنری وسرود عماران انقلاب شهرستان ملارد در اولین کنگره بین المللی در کاشان (مشهد اردهال ) 🇮🇷🇮🇷 الحمدالله رب العالمین 👈در راستای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت و همچنین زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدا انشالله پای کار انقلابیم 🧠⚔علوم و جنگ شناختی
به لطف خدا👈 حضور واجرای گروه هنری وسرود عماران انقلاب شهرستان ملارد در اولین کنگره بین المللی در کاشان (مشهد اردهال ) 🇮🇷🇮🇷 الحمدالله رب العالمین 👈در راستای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت و همچنین زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدا انشالله پای کار انقلابیم 🧠⚔علوم و جنگ شناختی
به لطف خدا👈 حضور واجرای گروه هنری وسرود عماران انقلاب شهرستان ملارد در اولین کنگره بین المللی در کاشان (مشهد اردهال ) 🇮🇷🇮🇷 الحمدالله رب العالمین 👈در راستای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت و همچنین زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدا انشالله پای کار انقلابیم 🧠⚔علوم و جنگ شناختی
به لطف خدا👈 حضور واجرای گروه هنری وسرود عماران انقلاب شهرستان ملارد در اولین کنگره بین المللی در کاشان (مشهد اردهال ) 🇮🇷🇮🇷 الحمدالله رب العالمین 👈در راستای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت و همچنین زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدا انشالله پای کار انقلابیم 🧠⚔علوم و جنگ شناختی
به لطف خدا👈 حضور واجرای گروه هنری وسرود عماران انقلاب شهرستان ملارد در اولین کنگره بین المللی در کاشان (مشهد اردهال ) 🇮🇷🇮🇷 الحمدالله رب العالمین 👈در راستای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت و همچنین زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدا انشالله پای کار انقلابیم 🧠⚔علوم و جنگ شناختی
به لطف خدا👈 حضور واجرای گروه هنری وسرود عماران انقلاب شهرستان ملارد در اولین کنگره بین المللی در کاشان (مشهد اردهال ) 🇮🇷🇮🇷 الحمدالله رب العالمین 👈در راستای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت و همچنین زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدا انشالله پای کار انقلابیم 🧠⚔علوم و جنگ شناختی
به لطف خدا👈 حضور واجرای گروه هنری وسرود عماران انقلاب شهرستان ملارد در اولین کنگره بین المللی در کاشان (مشهد اردهال ) 🇮🇷🇮🇷 الحمدالله رب العالمین 👈در راستای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت و همچنین زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدا انشالله پای کار انقلابیم 🧠⚔علوم و جنگ شناختی
⭕️یکی میشه حامد اسماعیلیون که به بهانه عزادار بودن، از جنایتکارترین موجودات زمین کمک می‌گیره تا کشورش رو تحریم کنه؛ یکی هم میشه خانواده صادقی که ۴نفر از اعضای خانواده‌شون رو توی فاجعه هواپیمای اوکراینی از دست دادن و حالا به یادشون برای بچه‌های محروم سیستان بلوچستان مدرسه ساختن.. @gharargaheemamhasan1
🦋💐💚💐 💐💚💐🦋 رمان شب 25 "شروع انقلاب 🇮🇷 " 🔹با اون پای مشکل دارش، پا به پای همه کار می کرد ... برمی گشت خونه اما چه برگشتنی ... 💢 گاهی از شدت خستگی، نشسته خوابش می برد ... 🌺 می رفتم براش چای بیارم، وقتی برمی گشتم خواب خواب بود ... 🌷نیم ساعت، یه ساعت همون طوری می خوابید و دوباره می رفت بیرون ... 😌 🔸هر چند زمان اندکی توی خونه بود ... ولی توی همون زمان کم هم دل بچه ها رو میبرد ... 💞 عاشقش شده بودن ... مخصوصا زینب ... ❤️ هر چند خاطره ای ازش نداشت اما حسش نسبت به علی، قوی تر از محبتش نسبت به من بود ... 🔴 توی التهاب حکومت نوپایی که هنوز دولتش موقت بود ... آتش درگیری و جنگ شروع شد ... ⭕️ کشوری که بنیان و اساسش نابود شده بود ... ثروتش به تاراج رفته بود ... ارتشش از هم پاشیده شده بود ... حالا داشت طعم جنگ و بی خانمان شدن مردم رو هم می چشید ... ✅ و علی مردی نبود که فقط نگاه کنه ... و منم کسی نبودم که از علی جدا بشم ... @gharargaheemamhasan1
1.49M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امیرحسین حسین آبادی که در درگیری شب گذشته به شهادت رسید 🖤➺@gharargaheemamhasan1
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 جمعه بازار یمن، 🔹 انواع ناو در قیمتهای مختلف موجود است 🖤➺@gharargaheemamhasan1
🦋💐💚💐 💐💚💐🦋 26 رگ یاب! 🔷 اون شب علی مثل همیشه دیر وقت و خسته اومد خونه ... رفتم جلوی در استقبالش ... 😊 ✅ بعد هم سریع رفتم براش شام بیارم ... دنبالم اومد توی آشپزخونه ... - چرا اینقدر گرفته ای؟ 💢 حسابی جا خوردم ... من که با لبخند و خوشحالی رفته بودم استقبال!! ... با تعجب، چشم هام رو ریز کردم و زل زدم بهش...😒 خنده اش گرفت ... - این بار دیگه چرا اینطوری نگام می کنی؟ 😊 - علی ... جون من رو قسم بخور ... تو ذهن آدم ها رو می خونی؟ ...🙄 صدای خنده اش بلندتر شد ... نیشگونش گرفتم ... - ساکت باش بچه ها خوابن 😒 🔸صداش رو آورد پایین تر ... هنوز می خندید! - قسم خوردن که خوب نیست ... ولی بخوای قسمم می خورم ... نیازی به ذهن خونی نیست ... روی پیشونیت نوشته 🙂 🔸 رفت توی حال و همون جا ولو شد ... - دیگه جون ندارم روی پا بایستم ... با چایی رفتم کنارش نشستم ... 🔷 راستش امروز هر کار کردم نتونستم رگ پیدا کنم ... آخر سر، گریه همه در اومد ... دیگه هیچکی نذاشت ازش رگ بگیرم ... تا بهشون نگاه می کردم مثل صاعقه در می رفتن... - اینکه ناراحتی نداره ... بیا روی رگ های من تمرین کن😌 - جدی؟ لای چشمش رو باز کرد ... - رگ مفته ... جایی هم که برای در رفتن ندارم ... 😊 و دوباره خندید ... منم با خنده سرم رو بردم دم گوشش ... - پیشنهاد خودت بود ها ... وسط کار جا زدی، نزدی؟! و با خنده مرموزانه ای رفتم توی اتاق و وسایلم رو آوردم... @gharargaheemamhasan1