#فریاد_زدن
عواقب فریاد زدن بر سر کودک❗️
1. باعث نابودی اعتمادبه نفس کودک میشود.
2. روح کودک آسیب میبیند.
3. کودک دچار اضطراب میشود.
4. کودک از ترس موارد اشتباه را پنهان میکند و این زمینه دروغگویی را در فرزند شما در سالهای بعد فراهم میکند.
5. باعث کاهش عزت نفس کودک میشود.
6. باعث افزایش رفتار خشونت آمیز در کودک میشود.
─┅═ঊঈ🌸ঊঈ═┅─
💠 @ghararghehajghasem
❎ برای بنده با این غصه هایی که انسان در جامعه می خورد، مرگ بسیار شیرین است، اگر کافر علیه انسان کاری انجام می داد، غصه نداشت؛ تحریف دین و تحریف خط امام به نام احیای آثار امام غصه دارد.
مرگ برای ما چه ضرری دارد؟ ما را از این غصه ها نجات می دهد»
🔹مصباح، محمدتقی، درپرتو آذرخش ص120
#عمار_انقلاب
❣همسفر با شهدا❣
─┅═ঊঈ🌸ঊঈ═┅─
💠 @ghararghehajghasem
چقدر حق میگه #آسدمرتضی_آوینی که:
«شایستگان آنانند که قلبشان را عشق تا آنجا انباشته است که ترس از مرگ جایی برای ماندن ندارد. شایستگان جاودانانند
#حاج_قاسم❤️
#ابو_مهدی❤️
❣همسفر با شهدا❣
─┅═ঊঈ🌸ঊঈ═┅─
💠 @ghararghehajghasem
#تربیت_کودک
🔻 فوايد آشپزی با کودک
⬅️ همکاری را می آموزد.
⬅️ با لمس کردن مواد و مخلوط کردن آنها با قوانین طبیعت آشنا می شود و از شناخت آنها لذت میبرد.
⬅️ باعث تقویت مهارتهای حرکتی در کودک میشود.
⬅️ بچه ها خوش غذا تر می شوند. اگر فرزندتان خوش غذا نیست حتما اجازه دهید در پختن غذا با شما همکاری کند.
⬅️ #صبر را می آموزد و یاد می گیرد برای رسیدن به هدفش صبر کند.
⬅️ #نظم و ترتیب را می آموزد، زیرا برای پختن یا درست کردن غذا باید از قوانین خاصی پیروی کنید.
─┅═ঊঈ🌸ঊঈ═┅─
💠 @ghararghehajghasem
*پیامی که توی یک کانال شهدایی دیدم و دلم رو به درد اورد*
🍁 یک روز مادر شهیدان علیرضا و بهزاد جعفری نژاد منزل ما آمدند، ایشان خیلی ناراحت😔 و دل شکسته بودند، دستان خسته اش را گرفتم، گفتم: چی شده مادر⁉️ گفت: یکی از همسایه ها بهم گفته عکس پسرای #شهیدت را از سردر ورودی آپارتمان بردار، شاید یه همسایه ای راضی نباشه!!
دلم گرفت از این همه #بی_معرفتی 😔
مادر گفت: عکس پسرام را برداشتم. با ناراحتی گفتم: چرا مادر؟! حالا اون آدم حرف بیجایی زده، ما #مدیون شما و شهدا هستیم، خواهش می کنم عکس ها را دوباره بگذارید جها هر چی اصرار کردم فایده ای نداشت دلش #راضی نشد.
گفتم: مادر عکسشون را بدید من بگذارم در فضای مجازی📲 همه ببینند. رفت و با ذوق😍 عکس ها را آورد.
همه ما زندگی مون را #مدیون شهدا و "مادر شهیدان" هستیم. مدیون تک تک لحظات دلتنگی مادررانشون 💔
*اگه نمی توانید دردی از درد #مادر دل خسته شهیدان بردارید، لطفا سنگی بر قاب دلش نزنید❌*
حتما دل مادرشون با نشر این پیام و یاد پسران شهیدشان شاد میشه😊💝
📸تصاویر این دوشهید بزرگوار تقدیم حضورتان
#شهید_بهزاد_جعفری_نژاد
#شهید_علیرضا_جعفری_نژاد
🌹شادی ارواح طیبه شهدا صلوات🌹
💐الـلَّـهــُمَّ صــَلِّ عَـلَـى مُـحَمَــّـدٍ و آلِ مُـحَـمــَّدٍ و عَـجِّـلْ فَرَجَــهم💐
─┅═ঊঈ🌸ঊঈ═┅─
💠 @ghararghehajghasem
1608570492128.pdf
17.85M
🔸 #صعود_چهل_ساله
🔸 همزمان با نزدیک شدن به دهه فجر، فایل pdf کتاب صعود چهل ساله تقدیم تان میشود.
🔰 این کتاب که ما حصل ۱۷ هزار ساعت کار پژوهشی و بررسی ۱۹ هزار آمار بینالمللی است، دستاورد های جمهوری اسلامی ایران را در دوران #چهل_سالگی_انقلاب بیان میکند
❣همسفر با شهدا❣
─┅═ঊঈ🌸ঊঈ═┅─
💠 @ghararghehajghasem
#سلام_بر_ابراهیم
#داستان_زندگی_شهید_پهلوان_بی_مزار
#شهید_ابراهیم_هادی
#انتشارات_شهید_ابراهیم_هادی
#قسمت_صد_و_بیست_و_نه
🌴اخلاص ص ۱۸۰
✔عباس هادي
💚ابراهیم الگوئی برای همه❤️
🌴بــا ابراهيــم از#ورزش صحبت مي كرديم. مي گفت: وقتــي براي ورزش يا مسابقات کشتي مي رفتم، هميشه با وضو بودم.
🌴هميشــه هم قبل از#مسابقات_کشتي دو رکعت#نماز مي خواندم. پرسيدم: چه نمازي؟!
🍁@pmsh313
🌴گفت: دو رکعت نماز#مســتحبي! از خدا مي خواستم يك وقت تو مسابقه، حال کسي را نگيرم!
🌴ابراهيم به هيچ وجه گرد#گنــاه نمي چرخيد. براي همين الگوئي براي تمام دوستان بود. حتي جائي که حرف از گناه زده مي شد سريع موضوع را عوض مي کرد.
🍁@shahidabad313
🌴هر وقت مي ديد بچه ها مشغول#غيبت کسي هستند مرتب مي گفت:#صلوات بفرست! و يا به هر طريقي بحث را عوض مي کرد.
🌴هيچ گاه از کسي بد نمي گفت، مگر به قصد#اصلاح کردن. هيچ وقت لباس تنگ يا آستين کوتاه نمي پوشيد. بارها خودش را به کارهاي سخت مشغول مي کرد.زماني هم که علت آن را ســؤال مي کرديم مي گفت: براي نَفس آدم، اين کارها لازمه...
─┅═ঊঈ🌸ঊঈ═┅─
💠 @ghararghehajghasem
🔸سردار باقری: رزمایش ها دشمن را ناامید کرد؛
🔹رئیس ستادکل نیروهای مسلح: رزمایشهای ۲۰ روز اخیر نیروهای مسلح موجب دلگرمی مردم و ناامیدی دشمنان شد. دشمن چندین بار در خلال برگزاری این رزمایشها از طرق مختلف اعلام کرد که قصدهیچگونه تهاجمی ندارد.
🔺 این آمادگیها کاملاً ضرورت دارد و باید تداوم داشته باشد. این رزمایشها در واقع قدرت و آمادگی جمهوری اسلامی و نیروهای مسلح را به جهان و دشمنان نشان داد و موجب دلگرمی ملت ایران و یأس دشمنان شد.
─┅═ঊঈ🌸ঊঈ═┅─
💠 @ghararghehajghasem
#نوجوان
براى كودكان بالاى شش سال و نوجوانانى كه #خجالتى هستند و يا بیشتر وقت خود را جلوی تلوزيون يا كامپيوتر می گذرانند و يا #عزت_نفس پايینى دارند دو راه پیشنهاد می شود :
1️⃣ آنها را درگير ورزش مخصوصا ورزش گروهى كنيد.
2️⃣ شرايطى را مهيا كنيد تا وقت خود را با همسالان و دوستان خوبشان بگذرانند.
آنها را همراه با دوستانشان به پارک يا رستوران ببريد.
✅ ورزش و دوست خوب ، از عوامل اصلى سلامت بچه ها از شش سالگى به بعد هستند.
#سلامت_کودک
─┅═ঊঈ🌸ঊঈ═┅─
💠 @ghararghehajghasem
#کلام_شهید 💌🌱
شهید محمد ابراهیم همت:
هر موقع در مناطق جنگی راه رو گم کردید نگاه کنید آتش دشمن کدام سمت را می کوبد،
همان جا جبهه خودی است
#شهید_همت
─┅═ঊঈ🌸ঊঈ═┅─
💠 @ghararghehajghasem
#سلام_بر_ابراهیم
#داستان_زندگی_شهید_پهلوان_بی_مزار
#شهید_ابراهیم_هادی
#انتشارات_شهید_ابراهیم_هادی
#قسمت_صد_و_بیست_و_هشت
🌱رضاي خدا ص ۱۷۸
✔عباس هادي
💚کار برای رضای خدا❤️
🌱...نزديک#صبح_جمعه بود. ابراهيم با لباسهاي خون آلود به خانه آمد! خيلي آهســته لباسهايش را عوض کرد. بعد از خواندن نماز، به من گفت: عباس، من ميرم طبقه بالا بخوابم.
🌱نزديک ظهر بود که صدای درب خانه آمد. كسي بدون وقفه به در مي كوبيد! مادر ما رفت و در را باز كرد. زن همسايه بود. بعد از سلام با عصبانيت گفت:
اين ابراهيم شما مگه هم سن پســر منه!؟ ديشب پسرم رو با موتور برده بيرون، بعد هم تصادف کردند و پاش رو شکسته!
🌱بعد ادامه داد: ببين خانم، من پســرم رو بردم بهترين دبيرســتان. نمي خوام با آدمهائي مثل پسر شما رفت و آمد کنه!مادر ما از همه جا بي خبر بود. خيلي ناراحت شد. معذرت خواهي کرد و با تعجب
گفت: من نمي دانم شما چي ميگي! ولي چشم، به ابراهيم ميگم، شما ببخشيد و...
🍁@shahidabad313
🌱من داشتم حرفهاي او را گوش مي کردم. دويدم طبقه بالا!ابراهيم را از خواب بيدار کردم و گفتم: داداش چيکارکردي؟!ابراهيم پرسيد: چطور مگه، چي شده!؟
🌱پرسيدم: تصادف کرديد؟ يك دفعه بلند شد و با تعجب پرسيد: تصادف!؟ چي ميگي؟ گفتم: مگه نشنيدي، دم در مامان ممد بود. داد و بيداد مي کرد و...
🌱ُ ابراهيم کمي فکر کرد و گفت: خب، خدا را شکر، چيز مهمي نيست!عصــر همــان روز، مــادر و پــدر محمــد بــا دســته گل و يــك جعبــه شــيريني به ديــدن ابراهيــم آمدنــد. زن همســايه مرتب معــذرت خواهي مي کــرد.
🍁@pmsh313
🌱مــادر مــا هم بــا تعجــب گفت: حــاج خانــم، نه بــه حرفهاي صبــح شــما، نه بــه کار حالاي شــما! او هــم مرتــب مي گفت: بــه خدا از خجالــت نمي دونم چي بگــم، محمد همه ماجــرا را براي مــا تعريف کرد.
🌱محمد گفت: اگر آقا ابراهيم نمي رســيد، معلوم نبود چی به سرش مي آمد. بچه هاي محل هم براي اينکه ما ناراحت نباشــيم گفته بودند: ابراهيم و محمد بــا هم بودند و تصادف کردند! حاج خانم، مــن از اينکه زود قضاوت کردم خيلي ناراحتم، تو رو خدا منو ببخشيد.
🌱به پدر محمد هم گفتم که خيلي زشته، آقا ابراهيم چند ماهه مجروح شــده و هنوز پاي ايشون خوب نشده ولي ما به ملاقاتشون نرفتيم، براي همين مزاحم شديم. مادر پرسيد: من نمي فهمم، مگه براي محمد شما چه اتفاقي افتاده!؟
🌱آن خانم ادامه داد: نيمه ِهاي شب جمعه بچه هاي#بسيج_مسجد، مشغول ايست و بازرسي بودند. محمد وسط خيابان همراه ديگر بچه ها بود. يك دفعه دستش روي ماشه رفته و به اشتباه، گلوله از اسلحه اش خارج و به پاي خودش اصابت مي کنه.
🍁@shahidabad313
🌱او با پاي مجروح وسط خيابان افتاده بود و خون زيادي از پايش مي رفت. آقا ابراهيم همان موقع با موتور از راه مي رسد. سريع به سراغ محمد رفته و با کمک يکي ديگر از رفقا زخم پاي محمد را مي بندد. بعد او را به بيمارستان مي رساند.
🌱صحبت زن همســايه تمام شد. برگشــتم و ابراهيم را نگاه کردم. با آرامش خاصي کنار اتاق نشســته بود. او خوب مي دانست کسي که براي رضاي خدا کاري انجام داده، نبايد به حرفهاي مردم توجهي داشته باشد.
─┅═ঊঈ🌸ঊঈ═┅─
💠 @ghararghehajghasem