یا مولانا یا صاحب الزمان میلاد باسعادت پدر بزرگوارتان مبارک باد
#میلاد_امام_حسن_عسکری
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
20.09M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✔️در بحبوحهی این حرفها، یک وقت دیدیم که ویروسی دارد تکثیر مثل میکند؛ دائم میروند پیش بعضی از بزرگان، بعضی از علماء، بعضی از محترمین، که آقا! شما دارید به کی کمک میکنید؛ اهل غزه ناصبیاند! ناصبی یعنی دشمن اهلبیت. یک عده هم باور کردند! دیدیم پیغام و پسغام که آقا، میگویند اینها ناصبیاند. گفتیم پناه بر خدا، لعنت خدا بر شیطان رجیمِ خبیث !
#حضرت_آقا
@gharinalhosein
هدایت شده از KHAMENEI.IR
📣 بیتفاوتی جایز نیست!
✏️ رهبر انقلاب: در قضیّهی غزّه، این [وظیفهی] واکنش بر دوش همهی ما وجود دارد؛ باید واکنش نشان بدهیم؛ عدّهای گرسنهاند، عدّهای زیر بمبارانند، عدّهای دارند صدتا صدتا به شهادت میرسند. در این جبههبندیهای متعدّدی که وجود دارد در سطح جهان، در سطح کشور، عالِم ــ چه عالِم دانشگاه، چه عالِم حوزه ــ باید اوّلاً تلاش کند حق را بشناسد، حق مشخّص بشود، در کنار حق بِایستد؛ بیتفاوتی، نگاه کردنِ بیتفاوت، برای عالِم و دانشمند جایز نیست. ۱۴۰۲/۰۷/۲۵
🖼 #سخن_نگاشت | #طوفان_الأقصى
📥 نسخه قابل چاپ👇
رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار دستاندرکاران کنگره بزرگداشت ۶۵۵۵ شهید استان لرستان با اشاره به مظلومیت توام با صبوری و اقتدار مردم غزه در مقابل جنایات مداوم رژیم صهیونیستی، تأکید کردند: رژیم زخمخورده و ازپاافتاده اشغالگر در حال گرفتن انتقام ضربه کاری رزمندگان فلسطینی از مردم غزه است اما بدون تردید و با وجود همه حمایتهای اشرار عالم و همدستی قطعی آمریکاییها در جنایات صهیونیستها، این همه ظلم و جنایت، در نهایت راه به جایی نمیبرد و در این قضیه و قضایای آینده، پیروزی از آن ملت فلسطین است...
@gharinalhosein
17.22M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ویدیویی زیبا از واقعیت جنگ غزه
این ویدئو توسط گروهی متشکل از 20 نفر از تولیدکنندگان محتوا به اشتراک گذاشته شده است تا روایت درست را منتشر کنند.
این ویدئو که در دفاع از مردم فلسطین منتشر شده در ۸ ساعت اول در اینستاگرام ۵۶۰۰۰۰ بار پست شده و به ۹ میلیون بازدید رسیده است.
#فتح_مادرانه🌱
صبح چشمانم را باز کردم مثل هرروز دخترک را روبروی تلویزیون گذاشتم تا صبحانه ای آماده کنم و دست و رویی بشویم .
لابه لای کارهایم سرکی به گوشی و گروه رفقایم زدم که با خبر شدم حماس شمشیر را از رو بسته و قصد گرفتن وطن دارد...
اولین تیتر اخبار که حسابی که جگرم را خنک کرد ،
طوفان مقاومت در فلسطین اشغالی و اسم عملیات هم #طوفان_الاقصی و البته تصاویر ترس و وحشت یهودی های غاصب هم منتشر شده بود
آن روز چه قدر در دلمان خوشحالی کردیم و پیروزی را نزدیک دیدیم
و دروغ چرا زمزمه ام در خانه این بود که حتما ظهور نزدیک است ، منم برا یاری آماده ام ؟
در دفترم از آن صبح هر روز مینویسم انشالله امروز روز #فتح_قدس در تمامی تقویم ها ثبت میشود !
و از آن روز ۱۷ روز گذشته است ...
_ادامه دارد ...
#قسمت_اول
#طوفان_الاقصی
@gharinalhosein
🔹آیت الله حائری شیرازی🔹
🔸خانۀ مادر🔸
در روایات داریم که «إِنَّ لِلَّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَكَّةُ وَ إِنَّ لِلرَّسُولِ حَرَماً وَ هُوَ الْمَدِينَةُ وَ إِنَّ لِأَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ حَرَماً وَ هُوَ الْكُوفَةُ وَ إِنَّ لَنَا حَرَماً وَ هُوَ بَلْدَةُ قُم».
سه تا حرم را ذکر میکند: «مکه»، «مدینه» و «کوفه»؛ و بعد دیگر نمیگوید: کربلا حرم امام حسین (ع) است؛ نمی گوید علی بن موسی الرضا (ع) حرمی دارد و آن طوس است یا موسی بن جعفر (ع) حرمی دارد و آن کاظمین است.
بلکه میگوید: #قم، حرم ما اهلبیت است؛ یعنی قم، هم حرم امام حسین (ع) است، هم حرم امام حسن (ع) است، هم حرم حضرت زهرا (ع) است. یعنی قم، حرم فاطمۀ زهرا سلام الله علیها و یازده فرزندش است.
علت اینکه میگوید: قم حرم ما اهلبیت است، این است که چون قم حرم حضرت زهرا (س) شده، بچهها در خانۀ مادرشان آرامش دارند. از این جهت در روایات دربارۀ قم آمده است: «فَإِنَّهُ مَأْوَى الْفَاطِمِيِّينَ وَ مُسْتَرَاحُ الْمُؤْمِنِين.» چون این شهر مربوط به حضرت زهرا (س) است، میگوید: «مأوی الفاطمیین» (پناهگاه فاطمیون) و چون مؤمن در اینجا احساس راحتی میکند، میگوید: «مستراح المومنین». مستراح یعنی محل استراحت؛ یعنی جاهای دیگر آرامش ندارند، آنجا که می روند احساس آرامش دارند دارند.
این قم یک جای عادی نیست. من هر وقت یک مدتی دور می شوم از قم، انگار در #غربتم. هرچند وطنم شیراز است، در اینجا متولد شده ام، در اینجا تربیت شده ام؛ اما وقتی به آنجا (قم) می روم انگار در #وطنم هستم! آرامشی که در آنجا دارم هیچجا ندارم.
enc_16675054413636648986817.mp3
2.68M
پدر باب الحوائج ....
#وفات_عمه جان
@gharinalhosein
#فتح_مادرانه🌱
تصمیمم را قطعی کردم ، باید هر جوری شده به غزه بروم و کنار تک تک مادر ها زندگی کنم
بی آبی و دلهره ی آنها را با پوست و گوشت خودم لمس کنم
باید دخترکم را هم ببرم تا دلشوره زنده ماندن یا نماندنش را جانم را بگیرد
و همچنین در کنار همه ی این ها طعم شیرین مقاومت را زیر زبانم حس کنم .
.
.
.
ساعت و گوشی همراهم نبود فقط نگاهی به آسمان دلگیر و نگران انداختم انگار قلب آسمان هم درد میکرد
صدای اذان مغرب در شهر پخش میشد
آژیر خطر و صدای مبهمی که به #معمدانی پناه ببرید شنیده میشد ، همه ی توان خودم را جمع کردم و به سمت بیمارستان راه افتادم نگاهی به چشمان مظلوم دخترکم میکردم و توان از سر میگرفتم
هنوز فاصله زیادی داشتم که صدای انفجار همانجا میخکوبم کرد
باور نداشتم که این بار بیمارستان را هدف گرفته اند ، به جان کندنی خودم را به اطراف بیمارستان رساندم جز دود و آتش چیزی دیده نمیشد ...
ادامه دارد ...
#قسمت_دوم
#طوفان_الاقصی
@gharinalhosein
هدایت شده از javedan.ir
#اطلاعیه
| مراسم *قرائت زيارت عاشورا (طبق طریقه مرحوم آیت الله حق شناس)* به طلب نصرت از درگاه خداوند متعال و توسل به حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام به جهت *مردم مظلوم غزه*|
با حضور آیت الله جاودان*
🗓️شنبه ۶ آبان ۱۴۰۲
🕛 از نماز ظهر و عصر
*مدرسه عالی شهید مطهری* (میدان بهارستان)
| با حضور خواهران و برادران
📱@javedan_ir
🌐 www.javedan.ir
#فتح_مادرانه 🌱
دلم تاب نیاورد از دور نظاره گر این صحرای محشر باشم وارد حیاط بیمارستان شدم که مملو از جمعیت شده بود ، یکی داد میزد دخترم یکی مادرش را صدا میزد یکی به دنبال همسرش بود و ...
چشم های وحشت زده یک پسر بچه معصوم که گوشه ای کز کرده بود توجهم را جلب کرد به سمتش رفتم ، از ترس صدای دندان هایش شنیده میشد ، پیشانی اش زخم عمیقی برداشته و خون صورتش را گرفته بود !
به خودم آمدم و پایین لباسم را پاره کردم و پیشانی اش را محکم بستم .
دخترکم از خستگی توی بغلم بیهوش شده بود ، فرصت را غنیمت دانسته ام تا گوش شنوایی برای درد های این طفل معصوم باشم !
اسمش را که گفت حسابی جا خوردم
«علی»
در گوشم صدای دوستانم زمزمه میشد که
( شما دارید به کی کمک میکنید؛ اهل غزه ناصبیاند! ناصبی یعنی دشمن اهلبیت....)
شاید پدرش علی را مولا و امام نداند ولی حتما علی را خیلی مرد میداند و محب او بوده که نام پسرش را اینگونه خطاب کرده ...
علی دنبال خانواده اش بود ، مادر و خواهرانش در بیمارستان بودند ، پدرش او را منتظر گذاشته بود تا بتواند آنها را پیدا کند !
علی ۴ سال بیشتر نداشت ، هنوز طعم زندگی و مدرسه رفتن ، بازی و اردو رفتن با دوستان و ... نچشیده بود
معلوم نبود ک مادرش زنده است یا نه ؟
معلوم نبود ک بلایی سر پدرش می آید یا نه ؟
حتی معلوم نبود خودش از ترس همان جا تمام میکند یا نه ؟
علی آنقدر کوچک بود که اسم خواهرانش را هم به راحتی نمیتوانست تلفظ کند ...
از جایم بلند شدم ، علی را بغل کردم و در دلم دعا کردم که مولایم علی دستش را بگیرد و او را به مادرش برساند ...
#قسمت_سوم
#طوفان_الاقصی
@gharinalhosein