نوحة موسی بن جعفر علیه السلام
قبلة کاظمینی تو*روضه خوانِ حسینی تو
نورِ دوعینی تو
السلام ای اباالسلطان
جان دهی گوشة زندان
فاطمه در عزای ِتو-شده گریان
یبن الزهرا غریب آقا
*
خون شدآبِ وضوی تو*گشته زخمی گلوی تو
آشفته مویِ تو
جایِ پا بر عبایت بود
غرقِ خون ساقِ پایت بود
ذکرِ خلصنی یا الله –دعایت بود
یبن الزهرا غریب آقا
**
رویِ یک تخته جسمت را*می برند محضرِ زهرا
ای وای غریب آقا
باهمه غربتت آخر
شد کفن عاقبت پیکر
پیکرِ غرقِ در خونت –نشد بی سر
السلام ای شهِ عریان
یا حسین سیدالعطشان
مادرت یابنی گفته در میدان
واحسینا غریب آقا
#کانال_رسمی_اشعارقاسم_نعمتی
@karimegharib
غزل مصیبت
كنج زندان بلا تا كه ز پا افتادم
ناخودآگاه فقط ياد رضا افتادم
دشمنم كرد گمان تا كه ببندد دستم
ديگر از مرحمت و جود و عطا افتادم
آنقدر بزم مناجات مرا ريخت بهم
با وجودى كه كليمم ز دعا افتادم
وسط سجده چنان ضربه به پهلويم زد
صورتم خورد زمين و ز نوا افتادم
بعد از آنى كه ز سيلى دهنم پر خون شد
مثل بانوى مدينه ز صدا افتادم
بسكه پيچيده بهم ساق دو پايم، هربار
خواستم تا كه بمانم سرِ پا افتادم
تا كه سنگينى پا را به تنم حس كردم
ياد گودال و شهِ كرببلا افتادم
دست و پا مى زنم اما بخدا خوشحالم
دخترم نيست ببيند كه كجا افتادم
تا كه عمّامه كشيد از سرم آن پست يهود
ياد معجركشى شام بلا افتادم
جسر بغداد هم از غربت من مى گريد
در مسير گذر شاه و گدا افتادم
#قاسم_نعمتی
@karimegharib
یاباب الحوائج یاموسی بن جعفر
بس کن یهود زاده ،حرم را بهم نریز
هربار، خلوتِ سحرم را بهم نریز
من پا به سِن شدم سرِ زنجیر را نکش
با هر تکان ِ ضربه پرم را بهم نریز
هراستخوانِ لِه شده بد جوش میخورد
ارثیه هایِ پشتِ درم را بهم نریز
من هم شبیهِ مادرِ خود گیر کرده ام
ترکیبِ جسمِ مختصرم را بهم نریز
نامرد نامِ فاطمه را بی وضو مبر
با حرف هایِ بد جگرم را بهم نریز
مویِ سپیدِ من شده بازیِ دستِ تو
با ضربه ، هالة قمرم را بهم نریز
بردار پایِ نحسِ خودت را ز صورتم
تصویرهایِ چشمِ ترم را بهم نریز
گودال هم، نهیب زد عمه،برو سنان
این کشتة بدون سرم را بهم نریز
با نیزه ات عزیز ِ مرا زیرو رو نکن
بس کن حرام زاده حرم را بهم نریز
بر اسبهایِ تازه نفس گفت دختری
بانعلِ تازه ات پدرم را بهم نریز
فریاد زد رباب برو حرمله برو
با نیزه تربت پسرم را بهم نریز
#قاسم_نعمتی
@karimegharib
📆 تقویم شیعه
💢 بیست و چهارم رجب المرجب
🔻 #فتح_خیبر به دست #امیرالمؤمنین_سلام_الله_علیه
🔹در این روز در سال ۷ هجری قمری در جنگ خیبر #مرحب به دست امیرالمؤمنین سلام الله علیه کشته شد و #قلعه_خیبر به دست آن حضرت فتح گردید.(۱) و در بحار الانوار ۲۷ رجب روز فتح خیبر ذکر شده است.(۲)
🔸چون پیامبر صلی الله علیه و آله به جنگ خیبریان رفت و #قلعه_قموص را محاصره کرد، ابتدا پرچم را برای مبارزه با آنان به #ابوبکر دادند. ابوبکر با لشکری رفت، ولی چون نظر به پهلوانان آنان نمود فرار کرد و لشکریان هم در پی او باز گشتند. روز بعد پیامبر صلی الله علیه و آله پرچم را به #عمر داد و او هم از ترس کشته شدن به میدان جنگ نرسیده باز گشت.
🔷 انتخاب علی سلام الله علیه برای فتح خیبر
🔹پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «فردا پرچم را به مردی می دهم که حمله هایش را تکرار کند، نه اینکه فرار کند. کسی که خدا و پیامبرش را دوست دارد و خدا و پیامبرش هم او را دوست دارند، و خداوند خیبر را به دست او فتح می کند».
🔸همه اصحاب آرزو کردند که این مقام و منزلت به آنان واگذار شود.
🔹فردای آن روز، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: علی بن ابی طالب سلام الله علیه کجاست؟ گفتند: چشمدردی دارد که حرکت برای آن حضرت مشکل است. خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله فرمود: او را حاضر کنید. سلمه بن اکوع رفت و آن حضرت را آورد. پیامبر صلی الله علیه و آله سر آن حضرت را در بر گرفت و از آب دهان مبارک به چشمان نورانی حضرت خاتم الاوصیاء علی مرتضی سلام الله علیه مالید و فرمود: «بار الها، زحمت گرما و سرما را از او بردار». پس از آن روز بر امیرالمؤمنین سلام الله علیه درد چشم عارض نشد و از گرما و سرما آزرده نگشت.
🔸پیامبر صلی الله علیه و آله زره خود را بر او پوشانید و #ذوالفقار را بر کمر او بست و پرچم به آن حضرت سپرد و سوار بر مرکبش نموده فرمود: «#جبرئیل از سمت راست، #میکائیل از سمت چپ، #عزرائیل از پیش رو و #اسرافیل از پشت سر، و نصرت خدا بالای سر، و دعای من از پشت سر تو است». فرمود: یا علی، مسلمانی را بر ایشان عرضه کن.
🔷 میدان #جنگ_خیبر
🔹آن حضرت رفت، و پس از موعظه و نصیحت عده ای برای جنگ با او آمدند. آنان دو نفر از مسلمانان را شهید کردند. امیرالمؤمنین سلام الله علیه بر آنها تاخته و آنها را کشتند. آنگاه برادر مرحب با عده ای آمدند. حضرت آنها را هم به درک فرستاد.
🔸#مرحب که شجاع بود به خونخواهی آمد. امیرالمؤمنین سلام الله علیه چنان با #ذوالفقار بر سرش فرود آورد که شمشیر از حلقش گذشت و او را دو نیم ساخت و به خاک انداخت. صدای تکبیر مسلمانان بلند شد. عده ای از یهود به دفاع آمدند و با مسلمانان به جنگ پرداختند. امیرالمؤمنین سلام الله علیه به مبارزه ادامه داد تا عده ای کشته شدند و عده ای به قلعه گریختند.
🔹آن حضرت با دست قدرتمند حیدری در قلعه را کند و برای مسلمانان معبر قرار داد تا از خندق عبور کنند. حضرت چندین بار مسلمانان را از روی خندق به وسیله آن در عبور داد، با اینکه از سه روز قبل، آن حضرت گرسنه بود.(۳)
🔻 بازگشت جعفر طیّار از حبشه
🔹آمدن #جناب_جعفر_بن_ابیطالب سلام الله علیه از حبشه در روز فتح خیبر اتفاق افتاده است.(۴)
_________
(۱): زاد المعاد: ص ۳۵. فیض العلام: ص ۳۱۷.
(۲): بحار الانوار: ج ۹۷، ص ۱۶۸-۳۸۴.
(۳): المستدرک علی الصحیحین: ج ۳، ص ۳۷. مجمع الزوائد و منبع الفوائد: ج ۹، ص ۱۲۴. کنز العمّال: ج ۵، ص ۲۸۳. فیض العلام: ص ۳۱۷-۳۲۱.
(۴): منتخب التواریخ: ص ۵۶. وقایع الایام: ج رجب، ص ۲۵۵.
📚 کتاب تقویم شیعه،
نوشته استاد عبدالحسین بندانی نیشابوری
#رجب_المرجب
#بیست_و_چهارم
┈••✾•🍃🌸🍃•✾•┈┈
🔰 در نشر معارف اهلبیت علیهمالسلام سهیم باشیم.
@ghasemnemati
به مناسبت فتح خیبر
تقدیم به امیرالمومنین علی علیه السلام
اسدالله علی ، دست خداوند علی
غضب الله علی ، گریه و لبخند علی
فتح خیبر همه حیدر شدنش را دیدند
با دو انگشت در ِ قلعه ز جا کند علی
#قاسم_نعمتی
@ghasemnemati
تقدیم به جناب ابوطالب علیه السلام
انوار توحید است در جان ابوطالب
شد کعبه زاده طفلِ دامان ِ ابوطالب
این مرد بابای امیرالمومنین باشد
طعنه زده بر خلق ایمان ابوطالب
✍قاسم نعمتی
@ghasemnemati
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
انشاءالله روضه شب های جمعه این هفته ساعت چهار بعدازظهر وعده گاه همیشگی گوشهٔ باب الجواد برقرار می باشد .
السلام علیک یا سلطان اباالحسن علی بن موسی الرضا
راهم از حادثه به تو افتاد
عوضم کن تورا به جان جواد
درایام شهادت باب الحوائج موسی بن جعفر علیه السلام و طلیعهء عید بزرگ مبعث ختم الانبیاء در حریم ملک پاسبان و ملکوتی امام الرئوف دعا گوی شما هستم .
#قاسم_نعمتی
#دعاگوی_دوستان
@ghasemnemati
نسیمی جانفزا می آید
بوی کرببلا می آید
واویلا واویلا واویلا
کاروانی به راه افتاده- مادری ناله ها سرداده
شد حسین راهیِ کربلا
واویلا واویلا واویلا
نسیمی جانفزا....
آمده بدرقه یک مادر-می زند شانه مویِ اکبر
کن تماشا به چشمان تر
وداعِ اکبر ولیلا را
واویلا واویلا واویلا
می کند گریه ام البنبن-گوید عباس من دلغمین
همه حرفم به تو باشد این
جان تو جانِ پورِ زهرا
واویلا واویلا واویلا
بِکِش ناز همه دخترها-جان ِ تو جانِ این خواهرها
نشکند غرور معجرها
لحظة بی کسی در صحرا
واویلا واویلا واویلا
دورِ گهوارة اصغر باش-دائما دورِ این مادر باش
فکرِ این رباب مضطر باش
پرنگهداری تو مشکش را
واویلا واویلا واویلا
شب جمعه شد وغوغا شد- روضه خوانِ حرم زهرا شد
واویلا واویلا واویلا
مادرت روضه بر پا کرده-برایت ظرفِ آب آورده
کرده با گریه محشر بر پا
واویلا واویلا واویلا
بُنَی بُنَی جان من-دورِ تو حلقه میزد دشمن
وای از آن غارت پیراهن
بر سر جسم تو شد دعوا
واویلا واویلا واویلا
رویِ نیزه سرت را بردند-باکتک خواهرت را بردند
معجر دخترت را بردند
وای از آن غروب عاشورا
واویلا واویلا واویلا
#قاسم_نعمتی
@karimegharib
مثنوي وداع از مدينه
جدايي از مدينه باورم شد
حرم غمخانة صاحب حرم شد
همه حجاج زهرا بار بستند
به اين رفتن دل عالم شكستند
به ناقه مادري و شير خواري
شود آمادة اُشْتُر سواري
تمام مشك ها پُر آب باشد
كمي آرام ، اصغر خواب باشد
كناري باغبان سرگرم لاله
كند بابا كُشي نازِ سه ساله
كناري نجمه مست روي قاسم
زند شانه سر گيسوي قاسم
تماشا مي كند با قلب شيدا
قد و بالاي اكبر ، اُمِّ ليلا
ولي يك سو همه تصوير اين شب
شده وقت پريشاني زينب
سر او بر سر دوش حسين است
پناه او در آغوش حسين است
شده ذكر لبش با چشم گريان
عزيزم بي تو مي ميرم حسين جان
نمام آرزوهايم تو هستي
منم مجنون و ليلايم تو هستي
همه شب روي سجاده نشينم
الهي اي حسين داغت نبينم
تمامي امانت هاي مادر
ميان بسته پيچيدم برادر
(( جواب سيد الشهدا ))
دلم را آب كردي گريه كم كن
مرا بي تاب كردي گريه كم كن
شده وقت سفر اي نور ديده
نشين بالاي محمل اي رشيده
محارم دور محمل بي قرارت
ابوفاضل بود چشم انتظارت
يل ام البنين زانو گرفته
علي اكبر به پاي ناقه رفته
به روي معجر تو حرز بستم
خودم تا آخرش پاي تو هستم
همه رفتند اما غرق احساس
پيامي آمد از مادر به عباس
زمان حرفهاي آخرين شد
وصيت خواني ام البنين شد
صدا زد مي روي اي نور عينم
ولي جان تو و جانِ حسينم
برو اما بدان شير نبردي
مبادا بي حسينم باز گردي
بيا تا خوب من رويت ببوسم
بلندي هاي ابرويت ببوسم
به خلوت بوسه هايم درس دارد
حيا كردم ، حسين مادر ندارد
#کانال_رسمی_اشعارقاسم_نعمتی
@karimegharib
سلامعلیکم و رحمةالله
گریز روضهای به نظرم میرسه در شب وداع کاروان از مدینه که زبان حال هستش شاید سند مقتلی نداشته باشه ولی هیچ استبعادی نداره که این اتفاق افتاده باشه هدیه میکنم به همه امام حسنی ها و همه نوکرای خوبی که زیر خاکند فیض ببرند .
هنگام وداع کاروان سحر ۲۸ رجب دیدند یه خانومی دست چند بچه رو گرفته و از کاروان جدا شد به سمت بقبع کنار قبر امام حسن علیه السلام ،عرضهداشت حسنجان ما همراه کاروان حسین طبق وصیت شما داریم میریم به مقصدی که حسین میرود ، حسن جان خودت منو کمک کن هرجا توی سفر گرفتار شدم کمکم کن این بانوی باعظمت نجمه خانم همسر امام مجتبی است، میدونید کجا این جلوه کرد وقتیکه حضرت قاسم وارد خیمه شد گفت عموم بهم اجازه نمیده برم میدان حضرت فرمود عجله نکن یک دستنوشته ای را بازوبندی را که به بازوی تو کوچکشده بود کنار گذاشته بودم اینجا به دردت میخوره بازکردند دستخط امام حسن بود «من الغریب الی الغریب »
و یا در لحظه های شهادت حضرت عبدالله علیهالسلام اونجام این خانم توسل به امام حسن کرد امام حسن کمکش کرد این گریز روضهای که دوستان میتونن در جلساتشان تو این چند شب بخوانند .
🚩حرم و نام ووجودش همه شد وقف حسین
هر حسینیه که بر پاست خیام حسن است
این مطلب و به دست دوستان روضه خوان برسانید و درشادی دل امام حسن علیه السلام سهیم باشید
نثار شادی روح تمام مادرها مخصوصا مادر دو شهید کربلا حضرت نجمه خانم سلام الله علیها صلوات
🖌 قاسم نعمتی
@karimegharib
🔸️دعوتنامه
🔸️در روز های پایانی ماه پر برکت رجبالمرجب
🔸️هفدهمین جلسه سهشنبههای شاعرانه دوم اسفند ماه ۱۴۰۱
🔸️میهمانان ویژه
حجهالاسلام و المسلمین عرفاتی
معاونت فرهنگی آستانه حضرت عبدالعظیم(ع)
و آقای حسین خرازی مدیر کل مجموعه فرهنگی آستانه
🔸️در آستانهی ورود به ماه شعبان المعظم
🔸️میلاد امام حسین(ع)و علمدار کربلا(ع)
🔸️سید الساجدین امام العارفین(ع)
🔸️سه شنبههای شاعرانه در حسینیه حضرت علی اکبر(ع )
واقع در شهرری خیابان شهید فدایی ساعت ۱۹ الی ۲۱ برگزار میشود
🔸️دوستان عزیز و شاعران گرامی:
راس ساعت مقرر حضور بهم رسانند لطفا هر عزیزی خود رسانهای برای اطلاع رسانی در فضای مجازی و گروهها باشند
ارادتمند تمام دوستداران ادبیات
قاسم نعمتی