eitaa logo
اشعار قاسم نعمتی
4هزار دنبال‌کننده
675 عکس
166 ویدیو
19 فایل
جانم حسن علیه السلام چقدر نام تو زیباست اباعبدالله
مشاهده در ایتا
دانلود
غزل مصیبت حضرت مسلم در وادی حسین مجال کلام نیست جز با کلام خون به مسیرش پیام نیست با ترس جان، هر آن که قدم زد درین طریق والله راه عاشقی اش مستدام نیست با خون به صفحه عرفات دلم نوشت راه وصال جز به شهادت تمام نیست عشق و بلا ز روز ازل هم پیاله اند زیرا به جز بلا قدحی بین جام نیست در زیر جامه ها همه شمشیر بسته اند این کار، هتک حرمت بیت الحرام نیست؟ گویا کسی نبود که گوید به حاجیان آیا بریدن سر حاجی حرام نیست؟ یا وقت ذبح نیست کسی تا کند سوال این صید زیر دست تو خشکیده کام نیست؟ این درس مسلم است که پایان عاشقی جز سر جدایی علنی روی بام نیست محبوب در حجاز و سفیرش به روی بام راه وصال این دو به جز یک سلام نیست سر روی نی تنش به روی خاک کوچه ها میخ قناره جای سفیر امام نیست @karimegharib
السلام علیک یا سفیرالحسین یا مسلم بن عقیل خدا کند که از این ره امیر برگردی ز قبل آن که شوی بی سفیر برگردی دعا کنم که خدا در دل تو اندازد که هرچه زودتر از این مسیر برگردی ز پیش از اینکه شوم تا قیامت از خجلت به نزد مادر تو سر به زیر برگردی به استخوان شکسته تو را قسم بدهم به حق ((جابرالعظم الکسیر)) برگردی به نازکی گلوی علی کنی رحمی نخورده حنجر شش ماهه تیر برگردی ز قبل آنکه شود ضرب تیر سه شعبه یگانه رازق طفل صغیر برگردی ز قبل آنکه شود دختر سه سالۀ تو به بوسه ای ز لبان تو پیر برگردی خدا کند که عدو تا به نیزه نگرفته ز پهلوی تو تقاص غدیر برگردی قسم به قامت رعنای شیر ام بنین قسم به غیرت مردی دلیر برگردی ز قبل آنکه شود خواهر تو بی معجر میان کوچه و بازار اسیر برگردی ز قبل آنکه کند وقت دفن تو پسرت تن تو جمع میان حصیر برگردی ز قبل آنکه بچیند یکی یکی دشمن به نیزه رأس صغیر و کبیر برگردی @karimegharib
اسلام عليک يا مسلم بن عقيل (ع) کوهى ز درد بر سر شانه کشيده ام گشتم ولى براى تو يارى نديده ام ذکر قنوت هاى نمازم عوض شد کوفه مياست ذکر سحر تا سپيده ام هر جا که رو زدم به در بسته خورده ام دور تمام شهر به عشقت دويده ام نذر نگاه دو على ات اين دو پسر قربان خاک پاى رقيه حميده ام بازارهاى کوفه غرور مرا شکست من طعم حرف هاى بدش را چشيده ام گفتم به طوعه هر چه که شد پشت در ميا چون داغديده غم يک خميده ام تاثير ضربه هاى لگد روى دنده هاست از مادرت بپرس دگر من بريده ام ديدم يکى سه شعبه مخصوص ميخرد در فکر چشم و سينه و حلقى دريده ام پشت قباله زن خولى سر شماست با گوش خويش قول و قرارى شنيده ام اينان به سر بريدن من قانع نيستند بنگر لباسهاى بريده بريده ام در کوچه هاى شهر تنم ريخته حسين از هر کجا که رد شده ام ضربه ديده ام يک عمر زحمت پدرت را هدر مده دلواپس عقيله قامت رشيده ام گفتا زنى که کهنه شده چادرم چه غم نقشه براى چادر زينب کشيده ام حاجيه خانم است و بزرگ مدينه است چادر شبيه چادر ايشان نديده ام @karimegharib
نوحه شب اول حضرت مسلم (ع) حال پريشان سفيرت را نظر کن اى حاجى صحرا نشين ترک سفر کن به غربت اسيرم _ دعا کن بميرم حسين يابن الزهرا تنهاترين سردارم و گشتم پريشان در کوچه ها اواره ام با چشم گريان به کوفه غريبم _ ميا اى حبيبم حسين يابن الزهرا کارم کشيده بر سر دارالعماره گويم سلامت با لبى که گشته پاره بر اولين قربانيت بنما نظاره پريشانم امشب _ميا جان زينب حسين يا بن الزهرا شنو نواى مسلم بى ياورت را مياور همره خود خواهرت را بر هم مزن گيسوى ناز دخترت را به جان سکينه_ که برگرد مدينه حسين يابن الزهرا @karimegharib
يا مسلم بن عقيل (ع) تن بى سر شده چون بيکس و بى يار شود بازى دست اراذل سر بازار شود ترسم اين است بلايى که سر من امد بين گودال سر جسم تو تکرار شود پوشيه چادر خلخال النگو معجر همه را کوفه نامرد خريدار شود من نديدم سر خونى نشده در اين شهر کودک و پير کسى وارد دربار شود سنگ از بام کند کار عمود اهن همه سرها به خدا مثل علمدار شود سر هر کوچه کمى از بدنم ريخت است خاک راه پسر حيدر کرار شود سر بر نيزه و سنگ و چقدر چشم چران دختران فاطمه بد جور گرفتار شود سر دروازه حسين منتظرات ميمانم تا که اى نيزه نشين لحظه ديدار شود حنجر پاره شده ارثيه پهلو شد نوک نيزه اثرش چون نوک مسمار شود @karimegharib
نوحه شب اول حضرت مسلم (ع) منم آواره بین کوفه – شدم بیچاره بین کوفه لبم شد پاره بین کوفه – ( حسین جان ) کشیده کارم بر سر دار – خداحافظ ای شاه بی یار قرار ما در بین بازار ( حسین جان ) سردارم – ولی خسته و بی کس و بی یارم زروی تو آقا خجالت دارم – کجایی نگارم میا به کوفه شد ذکر آخرم به راه زینب افتاده این سرم مرا دعا کن ای حاجی حرم (( یابن الزهرا کوفه میا حسین )) سفیر شاه کربلایم – به درد و غربت مبتلایم شده شهر کوفه منایم ( حسین جان ) تماشایی شد ماجرایم – اسیر قومی بی وفایم پریشان بین کوچه هایم ( حسین جان ) واویلا – کجایی ببینی تو احوالم را تن بی سرم روی خاک صحرا – فدای تو آقا نشیند اینجا بر نیزه ها سرت دل نگرانم بر حال خواهرت شود به کوفه آواره دخترت (( یابن الزهرا کوفه میا حسین )) ببین خون ریزد از لبانم – نشان نیزه بر دهانم خودم را هر سو میکشانم ( حسین جان ) ببین آشفته گیسوانم – دهد با پا دشمن تکانم نمانده سالم استخوانم ( حسین جان ) واویلا – میان مسیر و گذر افتادم به زیر لگدهایشان جان دادم – برس تو بدادم سرم بروی دروازه نازنین کشیده جسمم شد روی این زمین تو برقناره از پا تنم ببین (( یابن الزهرا کوفه میا حسین )) رسد روزیکه قحط آب است – پریشان گیسوی رباب است علی اصغر در پیچ و تاب است ( حسین جان ) دل زینب در اضطراب است – رخت از خون لب خضاب است سرت بین بزم شراب است ( حسین جان ) واویلا – لبت را به بازی بگیرد دشمن به غارت رود پیکر و پیراهن – شبیه تن من بریزد اینجا گیسوی تو به هم به زیر نیزه پهلوی تو بهم شده گسسته ابروی تو زهم (( یابن الزهرا کوفه میا حسین )) @karimegharib
زمينه نوحه شب اول حضرت مسلم (ع) چيکار کنم ميون کوفه خيلى تنها شدم چيکار کنم اسير دست اين نامردا شدم چيکار کنم اخه شرمنده از تو اقا شدم سوختم و ساختم با غم دلدار سرميزارم بر گوشه ديوار خسته و بى يار به حق خاک چادر مادرت کوفه نيا تو رو قسم به حرمت خواهرت کوفه نيا تو را قسم به غيرت علمدار کوفه نيا خواهرت و نکش ميون بازار کوفه نيا کوفه ميا ميگم من دلخون کوفه ميا ميشى سرگردون کوفه ميا ميگم بى سامون واى حسين ميا به کوفه بند2 اگه مياى يه فکرى کن براى قحطى اب اگه مياى يه فکرى کن براى طفل رباب اگه مياى يه فکرى کن براى بزم شراب بى کفن موندم توکفن بردار تا نشى عريان پيروهن بردار پيروهن بردار با لب تشنه سرم و بريدن کوفه ميا پيکرم روى زمين کشيدن کوفه ميا تمام موهات و به هم ميريزن کوفه ميا بعد رو سر اهل حرم ميريزن کوفه ميا کوفه ميا جوونه اکبر کوفه ميا ميشى بى ياور کوفه ميا عزيزه خواهر واى حسين ميا به کوفه @karimegharib
نوحه شب اول حضرت مسلم (ع) سردار غریب شاه کربلایم زارو دل شکسته از غم در نوایم از هر سو به رویم بسته راه چاره میگویم سلامت از دارالعماره واویلا واویلا جز اشکم در امشب من یاری ندارم تشنه زیر دشنه یارب جان سپارم بهر غربت تو جانم در خروش است تیرو تیغ و نیزه اینجا پرفروش است واویلا واویلا @karimegharib
نوحه شب اول حضرت مسلم (ع) شدم آواره به کوفه – پریشان حال و غریبم کجایی سالار زینب – میا کوفه ای حبیبم حسین جان – سر دارالعماره ندارم – دگر من راه چاره سلامت – دهم با هر اشاره تمام حرفم جز این سخن نیست بگو زینب در کوفه کفن نیست من این شهری که دیدم حسین جان – جای زن نیست حسین جان میا کوفه حسین گرفتاره کوچه هایم – گرفته بغضی گلویم که برده این بی وفایی – به پیش تو آبرویم حسین جان – پر از خون شد دهانم پریشان – تمام گیسوانم خودم را – به هر سو میکشانم سفیرت ذبیحِ بالقفا شد تنم بر خاک کوچه رها شد ببین تشییعِ جسمم به زیر – دست و پا شد حسین جان میا کوفه حسین سخن از ضرب عمود و – سخن از چشم علمدار از آن ترسم خواهر تو – تماشاگردد به بازار حسین جان – میاور خواهرت را به قاتل – مده موی سرت را در آور – خودت انگشترت را برای قتل تو نقشه دارند لباسه کهنه از تن در آرند به پیش چشم زینب به سینه – پا گذارند @karimegharib
نوحه شب اول حضرت مسلم علیه السلام سفیر بی یار عزیز زهرایم به کوفه میگردم غریب و تنها یم حسین مسلم تو فداشده حسین کوفه بی آشناشده واویلا واویلا دلم غم داره شدم آواره چشام روی دار به راه یاره ابا عبدالله ابا عبدالله ابا عبدالله سرم به دروازه به عشق دیدارت به هر کجا هستی خدا نگهدارت حسین شرمنده ام از مادرت حسین با خود نیاور خواهرت واویلا واویلا نما رحمی بر رباب و اصغر کند حرمله شکار حنجر اباعبدالله اباعبدالله اباعبدالله ز دیده پنهان کن تمام زیورها که حرف سوغات است میان دخترها حسین شد صحبت غارتگری حسین رقیه را نیاوری تنم بی سر شد دوچشمم تر شد تمام دردم غم معجر شد اباعبدالله اباعبدالله @karimegharib
شب اول حضرت مسلم علیه السلام اسمون عزاداره ابر گریه می باره وقت ماتم یاره دل ها بی قراره آقامون دور از وطنه اسیر رنج و محنه2وای وای وای مادرش بر سر میزنه میگه حسین بی کفنه2وای وای وای غریب مادر یا حسین این منم گدای تو یار اشنای تو گریه میکنم یاد کرب و بلای تو خون تو رگهام یا حسین سید و مولام یا حسین وای وای وای از دستای با کرمت شیش گوشه میخوام یا حسین وای وای وای غریب مادر یا حسین بین کوفه بی یاور یک امیر بی لشگر ناله میزنه دلبر با یک دل مضطر بر سر دارم چه کنم؟ یاری ندارم چه کنم؟ وای وای وای شرمنده مادرتم چاره ندارم چه کنم؟ وای وای وای غریب مادر یا حسین اهل این زمین پستن در به روی من بستن با کمال نامردی حرمتم شکستن خاک عزا به سر من شکسته بال و پر من وای وای وای بی سر شده غرق به خون در کوچه ها پیکر من وای وای وای غریب مادر یا حسین @karimegharib
غزل 2 یا صاحب الزمان عج الله من گریه میکنم که تماشا کنی مرا مانند طفل گمشده پیدا کنی مرا حجت قبول دلبر احرام بسته ام ای کاش در دعای خودت جا کنی مرا با گریه کردن این دل من زنده می شود دل مرده آمدم که تو احیا کنی مرا اسباب زحمت تو شده اين گدا ولي هرگز مباد از سر خود وا كني مرا تو سفر دار گریه ي ماه محرمی چشمی پر اشک میشوم اهداکنی مرا؟ بيت الحرام سينه زنان خاک كربلاست دارم اميد ، مُحرم آنجا كني مرا همراه خویش زائر شش گوشه ام کنی خاک قدوم اکبر لیلا کنی مرا اي روضه خوانِ تنگِ غروب منا بيا پرچم به دوش ماتم كرب و بلا بيا @karimegharib