عشق و عرفان
(قسمت چهلم )
شرح هفت شهر عشق عطار نیشابوری
منزل هفتم : فقر و فنا
فنا در اصطلاح ادبیات عبارت از : فنا شدن ، نیست شدن، نیستی و زوال و در اصطلاح عرفان عبارت از آخرین مرحله در سیرالی الله است ، یعنی سیر تا رسیدن به حق.
فـــنا در اصطلاح عرفان عبارتست از :" سقوط اوصاف مـذمومه است از سالک ، که بوسیله کثرت ریاضت حاصل میگردد و عــدم احساس بعالم ملک و ملکوت و استغراق اوست در عظمت رب العزت و مشاهده حــق تعالی ." البته اين مرحله ، مرحله نيستی و محو شدن سالك است از خود و بــقای اوست در حــق تعالی .
در اين حال خود خواهی وی به همراه همه صفات مذموم و ناپسند نابود می شود و وجودش زنده می گردد به صفات پسنديده و محموده ذات یگــانه و بی نــیاز . عرفا به این باور هستند که « فنا » پايان راه سير و سلوک « هفت وادی » و شروع بقاء بالله و يا شروع سیر فی الله است.
در اين حال سالک چنان غــرق درگاه ذات حـق و حقیقت شده که فقط خودش ، آن مـرحله را دیـده و می تواند به آن ایمان کــامل برسد .
چنانچه شیخ عطار سروده است :
بعد از ایـن وادی فقر است و فنا
کی بــود اینجا سخن گفتن روا
عــین وادی فــراموشی بــــود
گنگی و کــری و بیهوشی بـــود
کلابازی در کتاب « التعرف » چنین نوشته است :
فنآ آن است که بنده از خواهشات و لذائذ و بهره فانی میشود و برای او در چــیزی خواهشی نباشد و حاسه تمــیز را از دست می دهد ،و بقای که به تعقیب آن می آید آن است که بنده از آنچه برای او است فانی میشود و به آنچه که برای خداوند سبحانه است باقی بماند ، و گفته است : « بعضی میگویند فنا و بقأ آن است که تمام حرکات بنده موافق حق باشد نه مخالف آن ، فانی از مخالفات بموافقات باشد و فانی از او صاف خود و باقی باوصاف حق شود.
ــ ابوالقاسم « قشیری » در رابطه به فناء و بقاء چنین گفته است : ( فنا سقوط او صاف مذمومه و بقأ قیام اوصاف محموده است ، یعنی کسیکه در دنیای خود به قلب خود زهد نماید « یعنی ترک دنیا را از روی قلب نماید » برای او گفته میشود که از رغبت و میل خود فنا شده است و وقتی در دنیا از رغبت خود فناء شود درتوبه و بازگشت خود بصدق باقی می ماند « پس مثل همچو یک انسانی که قلب او بدون ذکر پروردگارش چیزی باقی نماند کجا است » ؟! )
ــ خواجه عبدالله انصاری از چهار قسم فنا صحبت کرده است :
۱ــ فنا الخلق : آن است که سالک از هیچکس نترسد و به جز از ذات خداوند تبارک وتعالی ، به احدی دیگری رجا و امید نبرد .
۲ــ فنا الرغبه : سالک در این مرحله به جز از قرب خداوند سبحانه تعالی به هیچ چیز دیگر میل و رغبت نمیکند .
۳ــ فنا الاراده : هیچ آرزوی برای سالک باقی نمی ماند ، بلکه مانند مرده میباشد و هیچ چیزی را تقاضا نمی کند.
۴ــ فنا الافعال : برای سالک توانائی انجام هیچ فعلی باقی نمی ماند ، بلکه او انجام هر فعلی را از پروردگار خود اراده میکند .
بقـــا : بقا در اصطلاح ادبیات عبارت از ( زیست ، زندگانی ، پایــداری ، همیشگی و پایندگی ) است و در اصطلاح عرفا عبارت از مرحله اول در ( سیر فی الله ) میباشد ، که آن رسیدن بمراد و لمس
و لذت کمالات قرب است.
ادامه دارد..
التماس دعا
صادقزاده
عشق و عرفان
(قسمت چهل و یکم )
شرح هفت شهر عشق عطار نیشابوری
منزل هفتم : فقر و فنا
ادامه...
و چون سالک در میخانه حیرت مست شد ،از در دیگر وارد بیابان فقر و فنا می گردد .فنا در حقیقت همان حیرت است که به کمال می رسد چنانکه حیرت نیز مستیی است که از ادراک توحید حاصل میشود ،بنابراین توحید کامل متضمن فنای معشوق است در عاشق:
چیست توحید خدا ؟،افروختن
خویشتن را پیش واحد سوختن
و تحمل این سوختن تنها در مستی و بی خویشی حیرت میسر است ،و همین بی خویشی است که در وادی فنا به فراموشی و لنگی و کری و بیهوشی و در نهایت ،به خوشی محض منتهی می شود ،اینجا گم شدن سایه در آفتاب و موج و حباب بحر است .اینها جمع هستی و نیستی است که سالک به اعتباری هست و به اعتباری دیگر نیست :
نبود او و بود چون باشد این ؟
از خیال و وهم بیرون باشد این
منطق الطیر
رسیدن پرندگان به درگاه سیمرغ :
تا اینکه سیمرغ مقصود ،دری برگشود و هر نفس هزاران پرده بر گرفت تا مرغان جهانی بی حجاب دیدند ،عجب در عجب و نور در نور،پس سیمرغ آنان را از حیرت رهاند و بر مسند عزت نشاند و رقعه ای پیش روی آنان نهاد که چون مرغان در آن نگریستند حیرت بر حیرتشان بیفزود ،زیرا دیدند که داستان شگفت انگیز آنها از آغاز تا انجام ،همه در آن نامه پر اعتبار ثبت شده و دریافتند که آن شوق ، طلب، عشق ، و کشش اولیه در آنها نیز به عنایت سیمرغ بوده و در آن شرمساری غرق دریای نیستی شدند .
پس در آن مقام قرب،چشم آرزو به جانب سیمرغ گشودند و در اینجا هیجان و حیرت مرغان به نهایت رسید چون به جای "سیمرغ " در برابر خود سی مرغ دیدند و آن سی مرغ کسی جز ایشان نبود .
چون نظر در خود می کردند سی مرغ می دیدند و چون به جانب سیمرغ روی می آوردند باز همان سی مرغ به نظر می آمد و چون به یک نگاه در هر دو چشم می دوختند ،آن دو خود یک بودند .
در این حیرت با زبان بی زبانی از آن حضرت سوال کردند و جواب معما را خواستار شدند که جواب آمد:
هر که آید خویشتن بیند در او
جان و تن هم جان و تن بیند در او
چون شما سی مرغ اینجا آمدید
سی در این آینه پیدا آمدید
واگر چهل مرغ بودید ،مرا چهل مرغ می دیدید .
و خطاب آمد که : شما هنوز خود را می نگرید و از گوهر ذات من بی خبرید و این همه وادی که پیموده اید و این همه دلاوری و پهلوانی که کرده اید باز در افعال و تجلیات فعلی ما سیر کرده اید و به وادی ذات و صفت نرسیده و از شعشعه ذات و تجلی صفات شرابی نخورده اید و اکنون خود را سی مرغ می بینید و سیمرغ می پندارید ،در حالیکه :
ما به سیمرغ بسی اولیتریم
زآنکه سیمرغ حقیقی گوهریم
پس نگاه از خویش بر گیرید و خود را در من گم کنید تا مرا و خود را بیابید .
پس مرغان به یک دم چون سایه در آفتاب محو شدند و دیگر کس را از ایشان خبر نماند:
بعد از این نور به آفاق دهم از دل خویش
که به خورشیدی رسیدیم و غبار آخر شد
ادامه دارد..
التماس دعا
صادقزاده
6.79M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✦࿐჻ᭂ❣🌸❣჻ᭂ࿐✦
@ghoran_tasviri_akhlagh
࿐᪥•💞﷽💞•᪥࿐
💎آیا از ماموریت فرشتگان، تدبیر هم هست؟
↕️تلاوت تصویری با ترجمه گویا و تفسیر مختصر سوره نازعات آیات( ۱ تا ۵)
💚هر کس دل بسته تر به مادیات باشد،دل کندنش از آن سخت تر خواهد بود.
«وَ النّازِعاتِ غَرْقاً»
💜لحظه مرگ، آغاز پاداش و کیفر است. «غَرْقاً ، نَشْطاً»
💛 هردسته از فرشتگان مأمور کاری مخصوص اند. «النّازِعاتِ ، اَلنّاشِطاتِ ، اَلسّابِحاتِ»
🧡 نشاط داشتن در انجام مأموریّت یک ارزش است. «وَ النّاشِطاتِ نَشْطاً»
❤️تمام هستی میدان کار فرشتگان است. «وَ السّابِحاتِ سَبْحاً»
💙 فرشتگان در انجام مأموریّت الهی بر یکدیگر سبقت می گیرند. «فَالسّابِقاتِ»
💜 فرشتگان، کار خود را به نحو احسن انجام می دهند. «غَرْقاً ، نَشْطاً ، سَبْحاً ، سَبْقاً»
💚با اینکه تدبیر هستی با خداست: «یُدَبِّرُ الْأَمْرَ»ولی خداوند به فرشتگان نیز اجازه تدبیر داده است. «فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً»
💛 فرشتگان در اداره و تدبیر مهارت لازم را دارند. «فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً»
❤️ تدبیر و مدیریّت امور، نیازمند نشاط و سبقت و چابکی است. «النّاشِطاتِ ، اَلسّابِحاتِ ، فَالسّابِقاتِ ، فَالْمُدَبِّراتِ»
🧡 نظام هستی تصادف نیست،بر اساس تدبیر است. فَالْمُدَبِّراتِ ...
💙تدبیر ارزشی است که به خاطر آن می توان سوگند یاد کرد. «فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً»
.•🌸°∞°❀🌸❀°∞°🌸•
♡أللَّہُمَ؏َـجِّڸْ لِوَلیِڪَ ألْفَـرَج♡
✦࿐჻ᭂ❣🌸❣჻ᭂ࿐✦
✦࿐჻ᭂ❣🌸❣჻ᭂ࿐✦
@ghoran_tasviri_akhlagh
࿐᪥•💞﷽💞•᪥࿐
📌 مثل دانههای برف
🌅 امام حسن عسکری در آخرین ساعات زندگی، فرزند دلبند خود را در آغوش گرفتند و از روزهای تلخ و شیرین پیش رو برایش گفتند. از وصف یارانی که دنیا نمونهیشان را نداشته است. یارانی با ویژگیهای عالی و نظمی بینظیر.
📖 از جمله فرمودند: «فرزندم! گویى تو را میبينم هنگامىكه نصرت خدا بر تو نازل شده، ...دستها پياپى به عنوان بيعت به سوى تو دراز مىشود و یاران آنچنان کارها را به نظم و ترتیب درخواهند آورد که همچون دانههای دُرّ گرانبها که در رشتهای قرار گیرند، وجودت را احاطه میکنند.»[١]
🔅 امام علی نیز در وصف نظم و ترتیب یاران حضرت اینگونه سخن گفتهاند: «گویا آنان را مینگرم؛ در هیبتی یکسان، قد و قامتی برابر و در جمال و برازندگی همانند و هم لباسند.»[۲]
🔰 یاران حضرت دارای نظم و تشکیلاتی مناسب با حکومت جهانیاند. با این که روابط گرمی (مانند پدر و فرزند) با مردم دارند، کارها را بر اساس اصولی محکم و روشن پیش میبرند و تشکیلاتی بر اساس معیارهای اسلامی [از جمله نظم] در میانشان برقرار است.[۳[
👈 کسی که برای زندگی خود برنامهای ندارد، کسی که نمیداند از زندگی چه میخواهد، کسی که «هرچه پیش آید، خوش آید» را سرلوحهٔ زندگی خود کرده است، جایی در سپاه منظم حضرت ندارد.
📚 ۱. بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۵
۲. الملاحم و الفتن، ص ۱۴۸
۳. چشم به راه مهدى (عليه السلام)؛ ص۳۸۳
.•🌸°∞°❀🌸❀°∞°🌸•
♡أللَّہُمَ؏َـجِّڸْ لِوَلیِڪَ ألْفَـرَج♡
✦࿐჻ᭂ❣🌸❣჻ᭂ࿐✦
✦࿐჻ᭂ❣🌸❣჻ᭂ࿐✦
@ghoran_tasviri_akhlagh
࿐᪥•💞﷽💞•᪥࿐
استاد اخلاق آیت الله #فاطمی_نیا:
✨نوری که به وسیلهٔ انجام عبادات بدست آورده ای ، با مرتکب شدن فعل حرام از بین نبر.
بدان گناه تو را از امام زمان (علیه السّلام) دور می کند.
.•🌸°∞°❀🌸❀°∞°🌸•
♡أللَّہُمَ؏َـجِّڸْ لِوَلیِڪَ ألْفَـرَج♡
✦࿐჻ᭂ❣🌸❣჻ᭂ࿐✦
✦࿐჻ᭂ❣🌸❣჻ᭂ࿐✦
@ghoran_tasviri_akhlagh
࿐᪥•💞﷽💞•᪥࿐
آیت الله #بهجت :
اگر فردی از اهل خانه (مثلا برادر) نماز نمیخواند و رفيق ناباب دارد و به موعظه هم گوش نمیدهد،
بعد از نماز جعفر خصوصاً در سجده برای هدايتش دعا كنيد و تباكی نمائيد.
درس #اخلاق
.•🌸°∞°❀🌸❀°∞°🌸•
♡أللَّہُمَ؏َـجِّڸْ لِوَلیِڪَ ألْفَـرَج♡
✦࿐჻ᭂ❣🌸❣჻ᭂ࿐✦