eitaa logo
- کتابخانه ارواح🌬
2.4هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
192 ویدیو
17 فایل
سلام به روح سردرگمی که سر از اینجا درآورده ؛) ‌ 💤این کتابفروشی تعطیل شده ولی ارواحش هنوز نرفتن. . . اینجا با هم به دنیای کتابا سفر می‌کنیم چون ما متعلق به این دنیا نیستیم. .
مشاهده در ایتا
دانلود
- کتابخانه ارواح🌬
#سرقت_به_سبک_یک_هنرمند آستین کلئون
مدرسه یک چیز است ، آموختن چیز دیگر. این دو عبارت الزاما همیشه به هم مرتبط نمی شوند. فارغ از اینکه در مدرسه حضور دارید یا خیر ، همیشه وظیفه دارید که برای آموختن تلاش کنید.
- کتابخانه ارواح🌬
#سرقت_به_سبک_یک_هنرمند آستین کلئون
همه چیز را در گوگل جستجو کنید. منظورم واقعا همه چیز است. مشکلات و رویاهایتان را در گوگل پیدا کنید. قبل از اینکه موردی را از گوگل سوال کنید ، از شخص دیگری نپرسید. قطعا جواب خود را پیدا می کنید ، یا حتی فراتر از این ، جوابی بهتر از جواب خودتان می یابید.
هر که با کتاب آرامش یابد، هیچ آرامشی را از دست نداده است.. امیرالمومنین‌ع|غررالحکم،حدیثِ۸۱۲۶ Eitaa.com/book_club
- کتابخانه ارواح🌬
#سرقت_به_سبک_یک_هنرمند آستین کلئون
آنجا که خود را از مرز تلاش برای اصل بودن محض برهانیم ، از باتلاق "ساختن چیزی از هیچ چیز" بیرون آمده ایم. حتی به جای فرار از آن ، می توانیم با تمام وجود در آن شیرجه بزنیم.
- کتابخانه ارواح🌬
#سرقت_به_سبک_یک_هنرمند آستین کلئون
چیزی که یک هنرمند خوب باید در ذهن خود فرو کند این است که هیچ چیزی از ناکجا نمی آید. تمام خلاقیت ها بر اساس چیزهایی که در گذشته هم وجود داشته ایجاد می شوند. هیچ چیزی به قطع ، اصل نیست.
- کتابخانه ارواح🌬
#سرقت_به_سبک_یک_هنرمند آستین کلئون
هنرمند در واقع یک مجموعه دار است ؛ اما محتکر نیست. حواستان باشد ، این نکته بسیار مهم است: احتکارگران بی حساب جمع می کنند اما هنرمندان به انتخاب خود. آنها تنها چیزهایی را انتخاب می کنند که عاشقش هستند.
- کتابخانه ارواح🌬
#سرقت_به_سبک_یک_هنرمند آستین کلئون
اینکه چیزی را که متعلق به شما نیست انتخاب کنید ، بهتر از آن است که هیچ چیز را انتخاب نکنید.
جنیفر ای. نیلسن
مامان من میخوام بدونم مامان دست به سینه ایستاد: تو نمیفهمی چی میخوای
من مثل سنگی که تو تالاب می افتاد پر سرو صدا نبودم؛ برگی بودم که به پرواز در می آمد و روی آب مینشست و حتی نسیم متوجهش نمیشد
اما من آن دختری بودم که وقتی مهمان می آمد میخزیدم توی سایه ها؛ دختری که زندگی را از دور تماشا میکرد و کم پیش می آمد خودش زندگی کند. دختری که میخواست از چیزی که بود بیشتر باشد اما میدانست این آرزو جادویی میخواست که حتی در توان پدر هم نبود.