eitaa logo
- کتابخانه ارواح🌬
2.4هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
192 ویدیو
17 فایل
سلام به روح سردرگمی که سر از اینجا درآورده ؛) ‌ 💤این کتابفروشی تعطیل شده ولی ارواحش هنوز نرفتن. . . اینجا با هم به دنیای کتابا سفر می‌کنیم چون ما متعلق به این دنیا نیستیم. .
مشاهده در ایتا
دانلود
نه داداش، اشتباه میکنی، محیط خیلی تاثیر زیادی روی جنایت داره، در این مورد من بهت اطمینان میدم.
اما مجوز خون و خون ریزی که فقط وجدان صادرش کرده باشه به نظر من... وحشتناک تر از اونه که قانوناً اجازهٔ خون ریزی داده شده باشه.
برای یه هوش بزرگ و یه قلب عمیق، فرار کردن از درد و رنج امکان پذیر نیست.
- کتابخانه ارواح🌬
#فرشته_ای_در_تانک هادی خورشاهیان
تنهایی یک نفره . . . تنهایی دو نفره . . . تنهایی سه نفره . . . واقعا در آن لحظه به ذهنم رسید سه نفر هم تنهایند . در واقعیت هم همین طور بود ، چون دو نفرشان باهم بودند و واقها نفر سوم تنها بود .
- کتابخانه ارواح🌬
#فرشته_ای_در_تانک هادی خورشاهیان
من اصلا هرگز نخواسته ام در همه چیز جهان دخالت کنم . حتی میتوانم ادعا کنم همیشه سرم به کار خودم بوده است و در مورد زندگی خودم هم اصراری نداشته ام . ولی انسان های زیادی را دیده ام که میخواستند برای همه ی عالم و آدم تصمیم بگیرند وگاهی اوقات هم موفق شده اند . یک بار رادیو می گفت اگر همه خانه های جهان هم مال شما باشد ، بازهم شما فقط روی یک تختخواب میتوانید بخوابید نه حتی روی دوتایش . هرگز هم نمیتوانید هم زمان همه ی ماشین هایتان را سوار شوید و فقط از یک کدامشان میتوانید استفاده کنید .
- کتابخانه ارواح🌬
هر انسانی نه تنها شایسته ی رشد تا نهایت توان بالقوه ی خود است ، بلکه وظیفه دارد برای رسیدن به آن هر کاری بکند.
هر اتفاقی ممکن بود بیوفتد! اما از اندیشیدن به احتمالات پیش رو میترسید و جرأت نداشت بگذارد تخیلاتش زیادی به پیش بروند.
‌ دانشِ واقعی آن است که بدانی هیچ چیز نمی‌دانی. -سقراط 📖
‌ آدم ها مثل شهرند. نمی‌شود بخاطر چند بخش کمتر جذابشان، به کل آن ها را کنار گذاشت. شاید جاهایی دارند که آدم خیلی ازشان خوشش نمی آید، مثلا حومه شهر و کوچه های فرعی تاریک و خطرناک، اما بخش های خوبی هم دارند که حضور در آنها را ارزشمند می‌کند! 📖
‌ نورا به‌سختی می‌توانست به یاد بیاورد که دَن قبلاً چطور حرف می‌زد و اصلاً دقیقاً چطور آدمی بود. اما خب، طبیعتِ خاطره همین است. نورا در دانشگاه مقاله ای با عنوانِ <اصول خاطره و تخیل هابز> نوشته بود. توماس هابز در نوشته‌هایش خاطره و قوه ی تخیل را عملاً یکی حساب کرده بود. نورا هم از وقتی این موضوع را کشف کرد، دیگر هرگز کاملاً به خاطراتش اعتماد نکرد. ‌ 📖