بیا دیگه هیچکاری نکنیم. میتونی همینطوری توی کتابخونه بمونی و زندگی های توی قفسهها رو ببینی و هیچکدوم رو انتخاب نکنی.
📖 #کتابخانه_نیمهشب
چیزی که زمانی او را به شنا جذب میکرد حس ناپدید شدنش بود. وقتی وارد آب میشد، آنقدر تمرکز میکرد که هیچ فکر دیگری به ذهنش نمیرسید.
📖 #کتابخانه_نیمهشب
و آیا من آماده هستم؟ خودم این رو میخوام؟ میگن لازمه که من رنج بکشم! اصلا این رنج کشیدن های بی معنی چه فایده ای داره؟ بعداً که زیر سختی و حماقت له شدم و بعد از بیست سال زندان با اعمال شاقه مثل یه پیرمرد ضعیف شدم، یعنی اون موقع بهتر میفهمم که فایده این چیز ها چی بوده؟ و اون موقع برای چی باید زندگی کنم؟
📖 #جنایت_و_مکافات
من بدجنسم، خودم میدونم. اما چرا اونها انقدر منو دوست دارن اگه من لیاقتشو ندارم؟ اوه، اگه فقط میشد تنها باشم و هیچکس منو دوست نداشت و من هم هیچوقت کسی رو دوست نداشتم چقدر عالی میشد!
📖 #جنایت_و_مکافات
به کار مورد علاقه و قهرمان محبوبتان فکر کنید. آنها چه چیزی را از دست دادند؟ چه چیزی را ساختند؟ چه چیزی آنها را بهتر جلوه میداد؟ اگر امروز کماکان در قید حیات بودند ، چه چیزی میساختند؟ اگر همهی قهرمانان شما دورهم جمع شوند و تصمیم به همکاری بگیرند ، چه اثری خلق خواهند کرد؟
📖 #سرقت_به_سبک_یک_هنرمند
ما اثر هنری خلق می کنیم ، چون به هنر علاقه داریم. ما به انجام کارها به شیوه ای خاص توجه می کنیم ، زیرا پیش از ما عده ای این کار را کرده اند. در واقع تمام داستان ها از داستان هواداران نشات می گیرند.
📖 #سرقت_به_سبک_یک_هنرمند
کاریکاتوریست مورد علاقهی من ، لیندا بری ، این جمله را گفته است:«در عصر دیجیتال ، فراموش نکنید از ابزارهای دیجیتال خود استفاده کنید!»
دستان شما ، ابزارهای اصلی دیجیتال شما هستند. آنها را به کار گیرید.
📖 #سرقت_به_سبک_یک_هنرمند
تنها وجود داشتن برای او همیشه کم بود؛ همیشه بیشتر میخواست.
📖 #جنایت_و_مکافات
به هم سلولی هایش نگاه میکرد و برایش جای تعجب بود که آنها چگونه آنقدر عاشق زندگی هستند و زندگی برایشان ارزش دارد. به نظرش میرسید در زندان آن را بیشتر دوست دارند و قدر زندگی شان را بیشتر میدانند تا آزادی.
📖 #جنایت_و_مکافات
شرمسار بود فقط بخاطر اینکه کورکورانه و احمقانه، بدون امید به دست محکومیت سرنوشتی کور نابود شده و مجبور بود در مقابل «حماقت» تسلیم شود تا بلکه هرجور است به آرامش برسد.
📖 #جنایت_و_مکافات