جریان وارد شدنم به این شغل زیاد پیچیده نیست، مشتاق بودم برا غسال شدن ۳ماه هم خیلی تلاش کردم بیام سمت غسالی نمیشد تا اینکه کرونا اومد و شدت گرفت و از اونجایی که غسال اینجا نمیرفت برا غسل کرونایی ها و نیروهای غسال جهادی هم برای کرونایی ها نمیومدن، اینطور شد که من تونستم داوطلب بشم و شروع به کار کردم
و قسمتم شد این شغل رو ادامه بدم.🤍
#چیشد_غسال_شدم
#غسل_رضوان
@ghusle_rezvan
الان داخل یکی از کانالا یه جمله خوندم خیلی قشنگ بود
نوشته بود: برای گناهان بزرگت استغفار کن، و بدان که هر گناهی بزرگ است...
ولی دور از شوخی..ادما سمی نیستن،
متفاوتن،بعضیا با هر رفتاری میتونن سازگار باشن بعضیا نمیتونن
رفتاری که از دیدگاه من بده از دیدگاه یه نفر دیگه عالیه
یا شخصیتی که من نمیتونم تحملش کنم یکی دیگه باهاش اوکیه و مشکلی نداره
پس دلیل بر سمی بودن یا ادم بده بودن اون فرد نیست، به سلیقه ما مربوطه.
اگه با رفتاری نمیسازی اسم سمی بودن رو هک نکن رو پیشونیه طرف. خیلی راحت دیگه باهاش ادامه نده و کمرنگ کن رابطه رو.. و این کمرنگ کردنه رو مشکل از اون ندون.
نه اون مشکل داره نه تو
فقط سلیقه هاتون تو انتخاب دوست متفاوته و باهم سازش ندارید همین..
پس نتیجه ؟ آدما سمی نیستن
@ghusle_rezvan
در تماشای این جهان، آدم ناگهان میفهمد که ما نه ساکنانِ این دنیا، که تنها مسافرانِ گذریِ یک ایستگاهِ پرهیاهو هستیم. دنیا، بزرگترین نمایشنامهای است که بر صحنهی بیکرانِ زمان اجرا میشود؛ نمایشنامهای که در آن نقشها عوض میشوند، پردهها فرو میافتند و تماشاگران، خود بخشی از همین بازیِ شگفتانگیز هستند.
#غسل_رضوان
https://eitaa.com/ghusle_rezvan/195
عمر، چیزی نیست جز تماشایِ با شکوهِ فروپاشیِ لحظهها. هر نفس، یک قدمِ نزدیکتر به مقصد، و هر غروب، گواهی بر این حقیقت که خورشید هرگز برای ماندن نمیتابد. ما در جستجویِ ساختنِ بناهایی از سنگ و کلمات هستیم، در حالی که خودمان از جنسِ باد و رویا هستیم؛ موجوداتی که میخواهند با تکیه بر پایداریِ زمین، بر ابدیتِ زمان پیروز شوند. اما زمان، رودخانهای است بیرحم و خروشان که حتی سختترین صخرهها را هم به خاکستر بدل میکند.
#غسل_رضوان
https://eitaa.com/ghusle_rezvan/67
و اما مرگ... مرگ، آن دشمنِ قدیمی که از ابتدا در سایهی هر لبخند و در پسِ هر تولد ایستاده است. اما آیا مرگ، واقعاً دشمن یا پایان است؟ یا شاید تنها شکلی از «بازگشت» باشد؟ شاید مرگ، همان سکوتی باشد که پس از یک سمفونیِ پرشور حکمفرما میشود تا معنایِ صداها را در ذهن ماندگار کند. بدونِ سایهی مرگ، نورِ زندگی هرگز چنین درخشان نمینمود. اگر میدانستیم که این بهارِ ابدی است، هرگز قدرِ شکوفههای لرزانِ بهار را نمیدانستیم.
#غسل_رضوان
https://eitaa.com/ghusle_rezvan/198
دنیا، مهدِ تضادهاست؛ جایی که زیبایی در عینِ گذرا بودن، معنا مییابد. ما در میانهی این عبور، وظیفه داریم که «بودن» را جدی بگیریم. نه به معنایِ چنگ زدن به مادیات، بلکه به معنایِ عمیق زیستن در لحظهی اکنون. مرگ به ما نمیگوید که ناامید باشیم، بلکه با زمزمهای نرم در گوشمان میگوید: «بشتاب! دوست بدار! ببخش! و بدرخش!» زیرا این کوتاهیِ عمر است که به هر لحظه، طعمِ الماس میدهد.
#غسل_رضوان
https://eitaa.com/ghusle_rezvan/67
ما قطرههایی هستیم که در اقیانوسِ بیکرانِ هستی، برای لحظهای میدرخشیم و سپس به سویِ اصلِ خود بازمیگردیم. پس بگذارید ردپای ما در این خاک، نه از جنسِ ویرانی، که از جنسِ عشق و معنا باشد
#غسل_رضوان
https://eitaa.com/ghusle_rezvan/161