eitaa logo
غسل رضوان
1هزار دنبال‌کننده
208 عکس
111 ویدیو
0 فایل
من در اینجا هستم تا مطمئن شوم،اخرین قدم این جهان با بیشترین احترام و پاکی به سوی جهان دیگر برداشته میشود. غسالخانه ملارد🤍 پاسخگویی: @ghrezvan
مشاهده در ایتا
دانلود
می‌دونی... بعضی وقت‌ها که توی شلوغیِ زندگی غرق می‌شم، یهو یه حسی بهم می‌گه که ما خیلی چیزا رو از دست می‌دیم. نه اینکه نباشن، نه؛ فقط ما «نمی‌بینیمشون». ما اون‌قدر درگیرِ این هستیم که چی باید بخریم، کجا باید بریم و چقدر باید تلاش کنیم، که یادمون می‌ره زیباترین چیزهای دنیا، دقیقاً همون چیزهایی هستن که اصلاً نمی‌شه با چشم دیدشون. @ghusle_rezvan
مثلاً اون آرامشی که یهو وسطِ یه روزِ خیلی سخت، یهو میاد سراغت و قلبت رو آروم می‌کنه... اون رو نمی‌بینی، ولی حسش می‌کنی. یا اون پیوندِ نامریی که بین تو و آدم‌هایی هست که دوستشون داری؛ اون عشق، اون امنیت، اون نگاهی که بدون حرف زدن همه چیز رو می‌گه... اینا همه‌شون زیبایی‌هایِ واقعی‌ان، ولی ما معمولاً از کنارشون رد می‌شیم و فکر می‌کنیم زندگی فقط همون چیزاییه که دستمون می‌گیریم یا توی گوشی می‌بینیم. @ghusle_rezvan
ما خیلی وقت‌ها توی تاریکیِ این دنیا گیر می‌کنیم، درگیرِ دردهای کوچیک و بزرگ می‌شیم و فکر می‌کنیم دنیا فقط همینه: یه سری تلاش، یه سری سختی و یه سری ناامیدی. ولی انگار یه چیزی هست که همیشه پشتِ این پرده‌ها منتظره. @ghusle_rezvan
بعد، آدم یادِ اون وعده‌ای می‌افته که خدا داده... اون بهشتی که می‌گه. راستش، هر وقت دنیا خیلی برام سخت می‌شه یا وقتی می‌بینم چقدر زیبایی‌هایِ واقعی زیرِ خاکِ این دنیا دفن شدن، به اون وعده پناه می‌برم. بهشت واسه من دیگه فقط یه جای قشنگ با درخت و رودخونه نیست؛ بهشت یعنی اونجایی که دیگه اون «پرده» بین ما و حقیقت نیست. یعنی اونجایی که دیگه لازم نیست دنبالِ زیبایی بگردیم، چون خودِ زیبایی، خودِ ما هستیم. جایی که دیگه خبری از اون خستگیِ روح نیست، از اون حسِ «کاش بیشتر می‌شد» نیست. @ghusle_rezvan
خدا وعده داده که اونجا، تمامِ اون زیبایی‌هایی که اینجا فقط سایه‌شون رو دیدیم، اونجا به شکلِ واقعی و بی‌نقص خودشون برامون جلو خودشون نشون می‌دن. اونجا دیگه خبری از اون «نمی‌بینیمشون» نیست؛ اونجا همه چیز رو با چشمِ قلب می‌بینیم و می‌فهمیم که تمامِ این سختی‌هایِ دنیا، فقط یه مسیرِ کوتاه بود تا برسیم به اون آرامشِ همیشگی. واقعاً دلم می‌خواد یه روزی از بهشتیا باشم، اونجا، بدونِ هیچ ترسی، فقط بشینم و تماشایِ اون زیبایی‌هایِ بی‌کران رو شروع کنم... بدونِ اینکه نگرانِ تموم شدنِ زمان باشم. @ghusle_rezvan
تمام ذرات عالم:) به همین قشنگی میتونیم نور ثوابامون رو زیاد کنیم
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
. دنیا چیز بدی است همه را هم که به دست بیاری هیچی به دست نیاوردی اما این حُسن آن هم هست چون اگه همه آن راهم که از دست بدهی، هیچی از دست نداده ای! سردار شهید عبدالرحیم موسوی @ghusle_rezvan
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بوی کافور... همیشه اول از همه می‌آید. این بو، امضایِ این اتاق است. بوی سدر و کافور، سعی می‌کند ردِ زندگی را از روی بدن‌ها پاک کند. اینجا، میانِ این دیوارهای سفید و سرد، با آخرینِ کارهایِ آدم‌ها روبه‌رو می‌شوم. @ghusle_rezvan
آدم‌ها فکر می‌کنند من با مردگان روبه‌رو هستم؛ اما نه، من با "سکوت" روبه‌رو هستم. سکوتی که آن‌قدر سنگین است که گاهی سنگینی‌اش را روی شانه‌هایم حس می‌کنم. وقتی با آب، خستگیِ این دنیا را از روی پیشانیِ یک پیرمرد یا چهره‌ی بی‌دفاع یک جوان می‌شویم، انگار دارم تمامِ آدم‌ها را دوباره می‌سازم. اینجا، دیگر خبری از ماسک‌ها نیست. دیگر کسی نیست که بخواهد ادایِ قدرتمند بودن در بیاورد یا نقشِ بی‌خیال بودن را بازی کند. اینجا، حقیقتِ محض است؛ یک پیکرِ سرد که تمامِ داستانش تمام شده است @ghusle_rezvan
اما وقتی کارم تمام می‌شود و از درِ غسالخانه بیرون می‌روم، تازه سفرِ اصلی شروع می‌شود. قدم زدن در میانِ قبرستان‌ها، مثل قدم زدن در یک کتابخانه است؛ اما کتاب‌هایی که صفحاتشان را دیگر کسی نمی‌خواند. هر قبر، یک داستانِ ناتمام است. هر سنگِ سرد، یک فریادِ خاموش. @ghusle_rezvan
من در غسالخانه، پیکر را آماده می‌کنم و در قبرستان، آن‌ها را به خاک می‌سپارند. من میانِ "آماده‌سازی" و "خداحافظی" ایستاده‌ام. بوی خاکِ مرطوب در قبرستان، با بوی سدر غسالخانه در جنگ است. یکی می‌خواهد زندگی را بشوید و دیگری می‌خواهد همه چیز را بپوشاند. @ghusle_rezvan