eitaa logo
غسل رضوان
1هزار دنبال‌کننده
213 عکس
111 ویدیو
0 فایل
من در اینجا هستم تا مطمئن شوم،اخرین قدم این جهان با بیشترین احترام و پاکی به سوی جهان دیگر برداشته میشود. غسالخانه ملارد🤍 پاسخگویی: @ghrezvan
مشاهده در ایتا
دانلود
مطالب کانال رو براتون دسته بندی کردم راحتتر دسترسی داشته باشید.
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ساعتِ جهان ایستاد، و تیک‌تیکِ نبض‌ها، به سکوت بدل شد. دیگر خبری از آن همه حرف، آن همه خنده و آن همه رنج نیست؛ تنها سایه‌ای است که از خود به جا گذاشته‌ای، روی دیوارِ گذشتۀ زمان. @ghusle_rezvan
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نازنین فرزند یدالله امشب شب اول قبرشه @ghusle_rezvan
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اینجا نشد کاملشو بفرستم از سی ثانیه بیشتر فیلم ارسال نمیشه باگه ایتاس. کانال روبیکا تلقین کامل رو فرستادم @ghusle_rezvan
در حال فرو پاشیه روانی ام از خستگی:/ من برم نیمه های شب بیام یسری چیزا نوشتم بفرستم براتون🍀 شماهم بهترین کتاب هایی که خوندید رو بهم معرفی کنید(کتابهایی براساس واقعیت)روانشناسی های زرد و کائناتی و رمان هایی که براساس واقعیت نیست رو علاقه ندارم. کتابام تموم شده:/ معرفی کنید بخرم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام یه عالمه کتاب معرفی کردید بهم😍❤️🙏این متنایی که نوشتمو براتون بفرستم بعد پیاماتون رو بخونم
وقتی می‌شینم درباره‌ی این چیزا فکر می‌کنم انگار دارم یه جورایی با منطقِ خودِ زندگی کل‌کل می‌کنم. آدم همیشه جوری زندگی می‌کنه که انگار یه خط پایان نداره، یه جور «همیشگی بودنِ» درونی داره. اما واقعیت اینه که ما همه‌مون داریم به سمت یه نقطه مشخص حرکت می‌کنیم. @ghusle_rezvan
بیا از «مرگ» شروع کنیم. مرگ یعنی اون لحظه‌ای که دیگه بازیِ زندگی تموم میشه، دیگه نه خبری از خستگی هست، نه خبری از نگرانی برای فردا. یه جور راحتی مطلق. خیلی‌ها از مرگ می‌ترسن، اما اگه دقیق‌تر بهش نگاه کنی، مرگ اون قدرها هم دشمن نیست؛ اون در واقع «مرز» هست که به زندگی معنا میده. اگه ما جاودانه بودیم و هیچ‌وقت نمی‌مردیم، دیگه هیچ کار دنیوی برای انجام دادن نداشتیم، دیگه هیچ لذتی نمی‌بردیم، چون این جهان برای جاودانگی خلق نشده مرگ همون چیزیه که باعث میشه امروز رو ارزشمند بدونیم. @ghusle_rezvan
کلمه‌ی جنازه خیلی سنگین و سرد به نظر میاد، نه؟ وقتی یه آدم می‌میره، اون بدن که تمام عمر باهاش گشته، تمام خنده‌ها، گریه‌ها، خاطرات و رویاهاش رو توی خودش داشته، یهو تبدیل میشه به یه جسم بی‌جان. اینجا یه تضاد عجیبیه: چطور ممکنه اون کسی که تا چند ساعت پیش داشت با ما حرف می‌زد یا به چیزی فکر می‌کرد، یهو تبدیل بشه به یه شیء که دیگه هیچ حسی نداره؟ اینجاست که آدم می‌فهمه چقدر «آگاهی» و «روح» چیز باارزشیه. جنازه، یادآورِ این حقیقت شیرینه که ما فقط یه کالبد نیستیم؛ ما چیزی فراتر از این گوشت و پوست هستیم. @ghusle_rezvan
و اما اون مرحله‌ی آخر... خاک کردن, این بخش از ماجرا خیلی عمیقه، خاک کردن یعنی بازگشت به ریشه. ما از خاک اومدیم و قراره دوباره به خاک برگردیم. یه جور چرخه. خاک کردن، یه جورایی تلاشِ ما زنده‌هاست برای جدا کردنِ «جسم» از «هویت». ما خاک می‌کنیم تا اون جسم رو از دید خودمون پنهان کنیم، چون تحملِ دیدنِ اون بی‌جان بودن رو نداریم. @ghusle_rezvan
اما یه نگاه دیگه هم میشه به خاک کردن داشت؛ مثل یه نوع آرامش. خاک، گرمای زمین رو داره، آرامش داره، سنگینی داره. خاک کردن یعنی سپردنِ اون عزیز به آغوشِ طبیعت. یه جور خداحافظیِ نهایی که می‌گه: خب، دیگه استراحت کن، دیگه لازم نیست توی این دنیای پر از هیاهو بجنگی. @ghusle_rezvan