eitaa logo
💜دخترونه ➬
2.8هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
1.4هزار ویدیو
224 فایل
من یک دختـ♕ـر هستمツ 💞(: من نه عــاشــق هستم ... ونه محتاج نگاهی که بلغزد برمن من خودم هستم ویک حس غریب که به صد عشق وهوس می ارزد
مشاهده در ایتا
دانلود
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آتــَــش زدی در عـــــــــود مــاᥫ᭡ نَظـــــــــاره کـُـــن در دود مـــا · · · • • • • ◜♡◞ • • • • · · · ↷🖤@Girls_city
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
به خیمه قحط آب است همه دلها کباب است علی اصغر به دامان رباب است 💔 · · · • • • • ◜♡◞ • • • • · · · ↷🖤⌜ @Girls_city
چایت را من شیرین میکنم پارت 3 هرچه بیشتر می‌گذشت ، رفتار دانیال بیشتر عوض میشد. گاهی با هیجان از دوست جدید مسلمانش میگفت، که خوب و مهربان و عاقل است، که در های جدیدی به رویش باز کرده، که این همه سال مادر می‌گفت و ما نمیفهمیدیم، که چه گنجی در خانه داشتیم و خواب بودیم. و من فقط نگاهش میکردم. شبیه یک مجسمه، بی هیچ حس و حالی. حتی یک روز، عکسی از آن دوست در مبایلش نشانم داد. پسری کاملا آریایی، با چشم و ابرویی مشکی و موهایی سیاه، که کنار گندمزار طلایی دانیال، ذوق کش‌ات میکرد. با لباسی اسپرت و لبخندی پر مهر؛ یک مذهبی به‌روز. از دیدن تصویر پسری که خدایم را رام خدایش کرده بود، شعله شعله خشم و حسادت در وجودم زبانه میکشید. زمان ثانیه به ثانیه می‌دوید. دیگر از جنگ و درگیری سابق در خانه خبری نبود. حالا دیگر مادر یک هم‌تیمی قوی، به نام دانیال داشت و پدر توانی برای مبارزه و کتک زدن، در خود نمی‌دید. اتش‌بسی نسبی در خانه برقرار شد. باید با شرایط جدید کنار می‌آمدم. دیگر آش همین بود و کاسه‌هم. علی رغم میل دانیال،خودم به تنهایی به مهمانی‌ها و دورهمی‌های دوستانمان می‌رفتم، و این دیوانه‌ام میکرد. باید عادت میکردم به برادری که دیگر خدا داشت. حالا دیگر دانیال، مانند مادر نماز می‌خواند، به طور احمقانه‌ای با دختران به‌قول خودش نامحرم، ارتباط برقرار نمیکرد، در‌ مورد حلال بودن غذاهایش دقت میکرد و... همه اینها از نگاه من، ابلهانه به‌نظر می‌رسید. قرار گرفتن در چارچوبی به نام اسلام، آن هم در عصری که هزاران سال از ظهورش می‌گذشت، عقب افتاده ترین شکل ممکن بود. دانیال مدام از حرف‌هاو کتاب های اهداییِ‌ دوستش برایم می‌گفت و من با بی‌تفاوتی، به صورت بورش نگاه میکردم. چشمانی سبز و زلف‌هایی طلایی که میراث مادر محسوب میشد. راستی چقدر برادر آن‌روزهایم زیبا به نظر می‌رسید و لبخند هایش زیباتر. اصلا انگار پرده‌ای از حریر، دلبری‌هایش را دلرباتر میکرد. گاهی خنده‌ام میگرفت، از آن همه هیجان کودکانه، وقتی از دوستش حرف میزد. همان پسر تقریبا سبزه‌ای که به رسم مسلمان‌زاده ها، ته‌ریشی تیره رنگ بر صورت مردانه اما، پرحیله و فریبش داشت. نمیدانم چرا، اما خدایی که دانیال آن‌روزها حرفش را میزد، زیاد هم بد نبود. شاید کمی میشد در موردش فکر کرد. · · · • • • • ◜♡◞ • • • • · · · ↷🖤⌜ @Girls_city
14.15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نفر 3⃣ 1.5 K · · · • • • • ◜♡◞ • • • • · · · ↷🖤⌜ @Girls_city
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
خدایا بدجوری خستم... منو به کی میسپری؟ خودتو میخوام قربونت برم:) · · · • • • • ◜♡◞ • • • • · · · ↷🖤⌜ @Girls_city
🌸🌿 ◖💔🥀◗ ؏ـڪـٰاس‌‌مِـیشَوَم‌اگَـر شُماٰبِخَـندۍ‌بَـرآیَم:)!' · · · • • • • ◜♡◞ • • • • · · · ↷🖤⌜ @Girls_city
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
• 🧚🏻‍♀♥️ • ☁️ . · · · • • • • ◜♡◞ • • • • · · · ↷🖤⌜ @Girls_city
ᥫ᭡ + چارلز دیکنز (نویسنده معروف انگلیسی) : اگر منظور امام حسین جنگ در راه خواسته‌های دنیایی بود، من نمی‌فهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند؟ پس عقل چنین حکم می‌نماید که او فقط به خاطر اسلام، فداکاری خویش را انجام داد. · · · • • • • ◜♡◞ • • • • · · · ↷🖤⌜ @Girls_city
14.97M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ایشالا قسمت همه🥺💔 +هیچ کی غیر از تو منو نمی‌فهمه!... · · · • • • • ◜♡◞ • • • • · · · ↷🖤⌜ @Girls_city
9.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
+ وقتی مسیحی هم حاضر نیست تو تعزیه حرمله خوان بشه!❤️‍🩹 · · · • • • • ◜♡◞ • • • • · · · ↷🖤⌜ @Girls_city