eitaa logo
تنظیم متن های نامه ها
3 دنبال‌کننده
45 عکس
41 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
X  پنجشنبه 16 بهمن 1393 10:54 ق.ظ 634 خواب های آشفته شاه پس قیام مردم به رهبری امام خمینی (ره)  خدا یک شب به خواب شاه آمد * خمینی با خدا همراه آمد *  شهنشاه سیه روز ونگون بخت* زوحشت برزمین افتاد از روی تخت *  توگوئی طبق فرمان الهی * فروافتاده است از تخت شاهی* به زحمت دوباره رفت بالا * چنین فرمود: با باریتعالی*  نمی دانی که ما هستیم درخواب * چرا این وقت شب گشتی شرفیاب *  تو گر لطفی به شاهنشاه داری * خمینی را چرا همراه داری*  اگر خواهی سراغ ما بیایی * از این پس سعی کن تنها بیایی *  که این آقا مرا بد بخت کرده * به ما شاهنشهی سخت کرده *   نمی دانی چه آورده به روزم * که می باید به روز خود بسوزم*  یکایک عکس هایم پاره گردید* هم فامیل من آواره گردید*  تمام اختیارات از کفم رفت * دوباره باز آبجی اشرفم رفت *  چنان آتش زده بر جسم وجانم * که دود آید برون از دود مانم *  مرامعقول جائی بود وجاهی * برای خویش بودم پادشاهی * مقامی داشتم ، وا لا مقامی * حریمی داشتم بااحترامی*  عجب شخصیتی بودم خدایا * چه اعلیحضرتی بودم خدایا*  همیشه شاه اردن آرزو داشت  * که مثل من شود ارباب نگذاشت *  همین سلطان حسین شاه مراکش *زمن تقلید می فرمود ،جاکش *  همه چیزم زفیصل نیز سر بود* فقط قدری دماغش گنده تر بود  شدم محبوب جمله پادشاهان * خصوصا پادشاه انگلستان *  ولی در شیک پوشی ورشادت * به من می کرد الیزابت حسادت *  به هر صورت جلالی داشتم من * شکوه لایزالی داشتم من* علم کردم یکی حزب سیاسی * برای حفظ قانون اساسی *  عجب حزبی زحزب توده بهتر *  زهر حزبی که قبلا بود بهتر*  شدند عضوش تمام کارمندان * که بهتر بود از رفتن به زندان *  دریغا چیز خوبی ساختم من * چه رستاخیز حزبی ساختم من *  ترقی دادمش این چند ساله * به مردم کردمش هرروز حواله *  ولیکن آخر آنرا ول نمودم * خمینی گفت ومن کنسل نمودم *  چنان کوبید محکم میخ خود را * که کردم منقضی تاریخ خود را *  هر آن کاری که او فرمود کردم* غرور خویش را نابود کردم * زپشت رادیو گفتم به تأکید * که گ،...... خورم غلط کردم ببخشید*  ولی او را دیو را کرد خاموش * نکرده ناله وعجز مرا گوش *  چنان از دست ایشان کرده ام دق * که صد رحمت به مرحوم مصدق *  خداوندا، بگو به آیت الله * چه می خواهی دگر از دست این شاه *  مرایکباره کرده سنگ رو یخ * کشد چون گاومیشی سوی مسلخ *  چنین که کار و بار را کرده مشکل * مرا از آریا مهری چه حا صل *  چنین که تیره روز وتیره بختم * چه سودی می برم از تاج و تختم *  زبی خوابی شدم یک هفته ناخوش * هنوز خوابیده است کوروش *  بیا کوروش که ما ری...... این جا * دمی راحت نخوابیدیم این جا *  اگر گفتم تو آسوده بخوابی * پشیمانم بیا مرد حسابی *  بیا و با خمینی رو برو شود * تو هم چون من اسیر خشم او شو*  بیا کوروش که وقت خواب بگذشت *عجایب خلقتی دیدم در این دشت *  نه او را تکیه بر انگلیس است * نه با دنیای چپ در لفت ولیس است *  نه امریکا بود پشت و پناهش * درخت سیب بود تکیه گاهش *  خدایا، خالقا، پروردگارا * بگو آسوده بگذارند مارا *  اگر او آیت الله است باشد * به شاهنشاه می باید به شا .... *  نه قاتل بودم این جانب نه دزدم * که این شد دست آخر دستمزدم *  چه خدمت ها کردم دانه دانه * که ماند نام نیکم جاودانه *  نرجاندم زخود یک دم سیا را * فرستادم حقوق ما فیا را *  بدادم نفت هارا بشکه بشکه* که هر چه زود چاهش بخشکه *  خریدم تانک ها را دسته دسته * بدادم پول هارا بسته بسته *  ولی با این همه کار و سیاست * ولی با این همه هوش وکیاست *  نفهمیدم شمایی که خدایی * چپی یا این که مأمور سیائی *  شعور خودرا بکار انداختم من * شمارا عاقبت نشناختم من *  خدا فرمود ساکت باش ابله * ندیدم از تو ابله تر شهنشه *  نه هرکه چپ نشد عضو سیا بود * نه هر که چپ گرا بود بی خدا بود *  مرا نشناختن از  تو عجب نیست * خدا نشناسی شاهان طبیعی است *  تو بر طبق اصول دیپلماسی * فقط ارباب خود رامی شناسی *  نه از چپ رفته ای هرگز نه از راست * رهی رفتی که ارباب تو می خواست *  به دست او به این قدرت رسید ی * طناب از گرده مردم کشیدی *  به امر او بر این مسند نشستی * قلم های مخالف را شکستی *  به حکم او شدی خصم فلسطین * به صهیونیزم دادی نفت وبنزین *  نه نفت این که بازور گلوله * نمودی خون مردم توی لوله *  زمین از خون مردم لاله گون شد * وطن یکپارچه حمام خون شد * ازاین خوش خدمتی ها بهر ارباب * فراوان کرده ای، ای شاه قصاب *  سگی بودی نگهبان در سرایش * مرتب دم تکان دادی برایش *  کنون ای پادشاه دم بریده * زمان قدرت مردم رسیده *
 غریبی درد بی درمان غریبی * سر آمد دوره مردم فریبی *  به پایان آمد آن ایام شیرین * که می گفتی سخن از مذهب ودین *  هزاران قتل کردی با مهارت * ولی غافل نبودی از زیارت *  مسلمان می شدی در وقت لازم * به مشهد می شدی یک باره عازم *  تو دست انداختی حتی خدا را * خودت را خوانده بودی سایه ما * نکردی لحظه ای فکرش که شاید * از این کارت خدارا خوش نیاید *  کنون این سایه بی مایه من * نمی خواهند مردم سایه من *  همی گویند بامن پیر وبرنا * که یارب سایه بر گیر از سر ما *  خدا رو بر خمینی کرد و فرمود * بکن فوتی براین بیچاره موجود*  خمینی در پی دستور الله * به شاهنشاه فوتی کرد کوتاه *  یکی طوفان بر آمد تند وبی تاب * حضور شاه شد شرفیاب *  ز وحشت پادشاه داد گستر * مرتب داد می زد توی بستر *  به بالا پرت شد از جانب تخت * شهنشاه عظیم الشأن بد بخت *  سرش خورد از عقب محکم به دیوار * از آن خواب گران گردید بیدار *  ندید آن جا خمینی یا خدا را * فقط گوشش شنید این صدا را *  مکن توبه زاعمال بد خویش * به خوان ای شاه شاهان اشهد خویش * - این شعر را در کوران انقلاب اسلامی؛ سال 1356 در شهر مقدس قم نوشته ام (حجت الاسلام علی اسماعیلی کریز- رئیس سازمان قضایی استان خراسان رضوی) X  پنجشنبه 16 بهمن 1393 10:54 ق.ظ 634 خواب های آشفته شاه پس قیام مردم به رهبری امام خمینی (ره)  خدا یک شب به خواب شاه آمد * خمینی با خدا همراه آمد *  شهنشاه سیه روز ونگون بخت* زوحشت برزمین افتاد از روی تخت *  توگوئی طبق فرمان الهی * فروافتاده است از تخت شاهی* به زحمت دوباره رفت بالا * چنین فرمود: با باریتعالی*  نمی دانی که ما هستیم درخواب * چرا این وقت شب گشتی شرفیاب *  تو گر لطفی به شاهنشاه داری * خمینی را چرا همراه داری*  اگر خواهی سراغ ما بیایی * از این پس سعی کن تنها بیایی *  که این آقا مرا بد بخت کرده * به ما شاهنشهی سخت کرده *   نمی دانی چه آورده به روزم * که می باید به روز خود بسوزم*  یکایک عکس هایم پاره گردید* هم فامیل من آواره گردید*  تمام اختیارات از کفم رفت * دوباره باز آبجی اشرفم رفت *  چنان آتش زده بر جسم وجانم * که دود آید برون از دود مانم *  مرامعقول جائی بود وجاهی * برای خویش بودم پادشاهی * مقامی داشتم ، وا لا مقامی * حریمی داشتم بااحترامی*  عجب شخصیتی بودم خدایا * چه اعلیحضرتی بودم خدایا*  همیشه شاه اردن آرزو داشت  * که مثل من شود ارباب نگذاشت *  همین سلطان حسین شاه مراکش *زمن تقلید می فرمود ،جاکش *  همه چیزم زفیصل نیز سر بود* فقط قدری دماغش گنده تر بود  شدم محبوب جمله پادشاهان * خصوصا پادشاه انگلستان *  ولی در شیک پوشی ورشادت * به من می کرد الیزابت حسادت *  به هر صورت جلالی داشتم من * شکوه لایزالی داشتم من* علم کردم یکی حزب سیاسی * برای حفظ قانون اساسی *  عجب حزبی زحزب توده بهتر *  زهر حزبی که قبلا بود بهتر*  شدند عضوش تمام کارمندان * که بهتر بود از رفتن به زندان *  دریغا چیز خوبی ساختم من * چه رستاخیز حزبی ساختم من *  ترقی دادمش این چند ساله * به مردم کردمش هرروز حواله *  ولیکن آخر آنرا ول نمودم * خمینی گفت ومن کنسل نمودم *  چنان کوبید محکم میخ خود را * که کردم منقضی تاریخ خود را *  هر آن کاری که او فرمود کردم* غرور خویش را نابود کردم * زپشت رادیو گفتم به تأکید * که گ،...... خورم غلط کردم ببخشید*  ولی او را دیو را کرد خاموش * نکرده ناله وعجز مرا گوش *  چنان از دست ایشان کرده ام دق * که صد رحمت به مرحوم مصدق *  خداوندا، بگو به آیت الله * چه می خواهی دگر از دست این شاه *  مرایکباره کرده سنگ رو یخ * کشد چون گاومیشی سوی مسلخ *  چنین که کار و بار را کرده مشکل * مرا از آریا مهری چه حا صل *  چنین که تیره روز وتیره بختم * چه سودی می برم از تاج و تختم *  زبی خوابی شدم یک هفته ناخوش * هنوز خوابیده است کوروش *  بیا کوروش که ما ری...... این جا * دمی راحت نخوابیدیم این جا *  اگر گفتم تو آسوده بخوابی * پشیمانم بیا مرد حسابی *  بیا و با خمینی رو برو شود * تو هم چون من اسیر خشم او شو*  بیا کوروش که وقت خواب بگذشت *عجایب خلقتی دیدم در این دشت *  نه او را تکیه بر انگلیس است * نه با دنیای چپ در لفت ولیس است *  نه امریکا بود پشت و پناهش * درخت سیب بود تکیه گاهش *  خدایا، خالقا، پروردگارا * بگو آسوده بگذارند مارا *  اگر او آیت الله است باشد * به شاهنشاه می باید به شا .... *  نه قاتل بودم این جانب نه دزدم * که این شد دست آخر دستمزدم *  چه خدمت ها کردم دانه دانه * که ماند نام نیکم جاودانه *
 نرجاندم زخود یک دم سیا را * فرستادم حقوق ما فیا را *  بدادم نفت هارا بشکه بشکه* که هر چه زود چاهش بخشکه *  خریدم تانک ها را دسته دسته * بدادم پول هارا بسته بسته *  ولی با این همه کار و سیاست * ولی با این همه هوش وکیاست *  نفهمیدم شمایی که خدایی * چپی یا این که مأمور سیائی *  شعور خودرا بکار انداختم من * شمارا عاقبت نشناختم من *  خدا فرمود ساکت باش ابله * ندیدم از تو ابله تر شهنشه *  نه هرکه چپ نشد عضو سیا بود * نه هر که چپ گرا بود بی خدا بود *  مرا نشناختن از  تو عجب نیست * خدا نشناسی شاهان طبیعی است *  تو بر طبق اصول دیپلماسی * فقط ارباب خود رامی شناسی *  نه از چپ رفته ای هرگز نه از راست * رهی رفتی که ارباب تو می خواست *  به دست او به این قدرت رسید ی * طناب از گرده مردم کشیدی *  به امر او بر این مسند نشستی * قلم های مخالف را شکستی *  به حکم او شدی خصم فلسطین * به صهیونیزم دادی نفت وبنزین *  نه نفت این که بازور گلوله * نمودی خون مردم توی لوله *  زمین از خون مردم لاله گون شد * وطن یکپارچه حمام خون شد * ازاین خوش خدمتی ها بهر ارباب * فراوان کرده ای، ای شاه قصاب *  سگی بودی نگهبان در سرایش * مرتب دم تکان دادی برایش *  کنون ای پادشاه دم بریده * زمان قدرت مردم رسیده *  غریبی درد بی درمان غریبی * سر آمد دوره مردم فریبی *  به پایان آمد آن ایام شیرین * که می گفتی سخن از مذهب ودین *  هزاران قتل کردی با مهارت * ولی غافل نبودی از زیارت *  مسلمان می شدی در وقت لازم * به مشهد می شدی یک باره عازم *  تو دست انداختی حتی خدا را * خودت را خوانده بودی سایه ما * نکردی لحظه ای فکرش که شاید * از این کارت خدارا خوش نیاید *  کنون این سایه بی مایه من * نمی خواهند مردم سایه من *  همی گویند بامن پیر وبرنا * که یارب سایه بر گیر از سر ما *  خدا رو بر خمینی کرد و فرمود * بکن فوتی براین بیچاره موجود*  خمینی در پی دستور الله * به شاهنشاه فوتی کرد کوتاه *  یکی طوفان بر آمد تند وبی تاب * حضور شاه شد شرفیاب *  ز وحشت پادشاه داد گستر * مرتب داد می زد توی بستر *  به بالا پرت شد از جانب تخت * شهنشاه عظیم الشأن بد بخت *  سرش خورد از عقب محکم به دیوار * از آن خواب گران گردید بیدار *  ندید آن جا خمینی یا خدا را * فقط گوشش شنید این صدا را *  مکن توبه زاعمال بد خویش * به خوان ای شاه شاهان اشهد خویش * - این شعر را در کوران انقلاب اسلامی؛ سال 1356 در شهر مقدس قم نوشته ام (حجت الاسلام علی اسماعیلی کریز- رئیس سازمان قضایی استان خراسان رضوی)
X  پنجشنبه 16 بهمن 1393 10:54 ق.ظ 634 خواب های آشفته شاه پس قیام مردم به رهبری امام خمینی (ره)  خدا یک شب به خواب شاه آمد * خمینی با خدا همراه آمد *  شهنشاه سیه روز ونگون بخت* زوحشت برزمین افتاد از روی تخت *  توگوئی طبق فرمان الهی * فروافتاده است از تخت شاهی* به زحمت دوباره رفت بالا * چنین فرمود: با باریتعالی*  نمی دانی که ما هستیم درخواب * چرا این وقت شب گشتی شرفیاب *  تو گر لطفی به شاهنشاه داری * خمینی را چرا همراه داری*  اگر خواهی سراغ ما بیایی * از این پس سعی کن تنها بیایی *  که این آقا مرا بد بخت کرده * به ما شاهنشهی سخت کرده *   نمی دانی چه آورده به روزم * که می باید به روز خود بسوزم*  یکایک عکس هایم پاره گردید* هم فامیل من آواره گردید*  تمام اختیارات از کفم رفت * دوباره باز آبجی اشرفم رفت *  چنان آتش زده بر جسم وجانم * که دود آید برون از دود مانم *  مرامعقول جائی بود وجاهی * برای خویش بودم پادشاهی * مقامی داشتم ، وا لا مقامی * حریمی داشتم بااحترامی*  عجب شخصیتی بودم خدایا * چه اعلیحضرتی بودم خدایا*  همیشه شاه اردن آرزو داشت  * که مثل من شود ارباب نگذاشت *  همین سلطان حسین شاه مراکش *زمن تقلید می فرمود ،جاکش *  همه چیزم زفیصل نیز سر بود* فقط قدری دماغش گنده تر بود  شدم محبوب جمله پادشاهان * خصوصا پادشاه انگلستان *  ولی در شیک پوشی ورشادت * به من می کرد الیزابت حسادت *  به هر صورت جلالی داشتم من * شکوه لایزالی داشتم من* علم کردم یکی حزب سیاسی * برای حفظ قانون اساسی *  عجب حزبی زحزب توده بهتر *  زهر حزبی که قبلا بود بهتر*  شدند عضوش تمام کارمندان * که بهتر بود از رفتن به زندان *  دریغا چیز خوبی ساختم من * چه رستاخیز حزبی ساختم من *  ترقی دادمش این چند ساله * به مردم کردمش هرروز حواله *  ولیکن آخر آنرا ول نمودم * خمینی گفت ومن کنسل نمودم *  چنان کوبید محکم میخ خود را * که کردم منقضی تاریخ خود را *  هر آن کاری که او فرمود کردم* غرور خویش را نابود کردم * زپشت رادیو گفتم به تأکید * که گ،...... خورم غلط کردم ببخشید*  ولی او را دیو را کرد خاموش * نکرده ناله وعجز مرا گوش *  چنان از دست ایشان کرده ام دق * که صد رحمت به مرحوم مصدق *  خداوندا، بگو به آیت الله * چه می خواهی دگر از دست این شاه *  مرایکباره کرده سنگ رو یخ * کشد چون گاومیشی سوی مسلخ *  چنین که کار و بار را کرده مشکل * مرا از آریا مهری چه حا صل *  چنین که تیره روز وتیره بختم * چه سودی می برم از تاج و تختم *  زبی خوابی شدم یک هفته ناخوش * هنوز خوابیده است کوروش *  بیا کوروش که ما ری...... این جا * دمی راحت نخوابیدیم این جا *  اگر گفتم تو آسوده بخوابی * پشیمانم بیا مرد حسابی *  بیا و با خمینی رو برو شود * تو هم چون من اسیر خشم او شو*  بیا کوروش که وقت خواب بگذشت *عجایب خلقتی دیدم در این دشت *  نه او را تکیه بر انگلیس است * نه با دنیای چپ در لفت ولیس است *  نه امریکا بود پشت و پناهش * درخت سیب بود تکیه گاهش *  خدایا، خالقا، پروردگارا * بگو آسوده بگذارند مارا *  اگر او آیت الله است باشد * به شاهنشاه می باید به شا .... *  نه قاتل بودم این جانب نه دزدم * که این شد دست آخر دستمزدم *  چه خدمت ها کردم دانه دانه * که ماند نام نیکم جاودانه *  نرجاندم زخود یک دم سیا را * فرستادم حقوق ما فیا را *  بدادم نفت هارا بشکه بشکه* که هر چه زود چاهش بخشکه *  خریدم تانک ها را دسته دسته * بدادم پول هارا بسته بسته *  ولی با این همه کار و سیاست * ولی با این همه هوش وکیاست *  نفهمیدم شمایی که خدایی * چپی یا این که مأمور سیائی *  شعور خودرا بکار انداختم من * شمارا عاقبت نشناختم من *  خدا فرمود ساکت باش ابله * ندیدم از تو ابله تر شهنشه *  نه هرکه چپ نشد عضو سیا بود * نه هر که چپ گرا بود بی خدا بود *  مرا نشناختن از  تو عجب نیست * خدا نشناسی شاهان طبیعی است *  تو بر طبق اصول دیپلماسی * فقط ارباب خود رامی شناسی *  نه از چپ رفته ای هرگز نه از راست * رهی رفتی که ارباب تو می خواست *  به دست او به این قدرت رسید ی * طناب از گرده مردم کشیدی *  به امر او بر این مسند نشستی * قلم های مخالف را شکستی *  به حکم او شدی خصم فلسطین * به صهیونیزم دادی نفت وبنزین *  نه نفت این که بازور گلوله * نمودی خون مردم توی لوله *  زمین از خون مردم لاله گون شد * وطن یکپارچه حمام خون شد * ازاین خوش خدمتی ها بهر ارباب * فراوان کرده ای، ای شاه قصاب *  سگی بودی نگهبان در سرایش * مرتب دم تکان دادی برایش *  کنون ای پادشاه دم بریده * زمان قدرت مردم رسیده *
هدایت شده از محمدهادی گوهری مقدم
23.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
*صد رحمت به شیری که خوردی. خداوند حافظ و نگهدارت باشد. من که هزاران منبر درس ازت گرفتم‌‌...دیگران را نمیدانم... 👏👏👏👏👏👏* باران که شدى مپرس ، اين خانه کيست سقف حرم و مسجد و ميخانه يکيست باران که شدى، پياله ها را نشمار جام و قدح و کاسه و پيمانه يکيست باران ! تو که از پيش خدا مى آیی توضيح بده عاقل و فرزانه يکيست... بر درگه او چونکه بيفتند به خاک شير و شتر و پلنگ و پروانه يکيست با سوره ى دل ، اگر خدارا خواندى حمد و فلق و نعره ى مستانه يکيست اين بى خردان،خويش ، خدا مى دانند اينجا سند و قصه و افسانه يکيست از قدرت حق ، هرچه گرفتند به کار در خلقت حق، رستم و موریانه يکيست گر درک کنى خودت خدا را بينى درکش نکنى، کعبه و بتخانه يکیست
برای کاهش احتمال سرماخوردگی و تقویت سیستم ایمنی بدن، می‌توانید نکات زیر را رعایت کنید: ‌ راهکارهای موثر برای پیشگیری از سرماخوردگی: رعایت بهداشت فردی: - دست‌های خود را مرتبا با آب و صابون بشویید، مخصوصاً بعد از تماس با اشیاء یا افراد مشکوک به بیماری. - از داشتن تماس نزدیک با افراد بیمار پرهیز کنید. ‌ مصرف مواد غذایی مغذی: - غذاهای سرشار از ویتامین C مانند مرکبات، فلفل دلمه‌ای، کیوی و سبزیجات سبز مصرف کنید. - مصرف عسل، زنجبیل و سیر که خواص ضدویروسی و تقویت‌کننده سیستم ایمنی دارند، مفید است. ‌ خواب کافی و استراحت مناسب: - خواب شبانه ۷-۸ ساعت، به بدن کمک می‌کند سیستم ایمنی قوی بماند و مقاومت در برابر ویروس‌ها افزایش یابد. ‌ ورزش منظم: - ورزش‌های متوسط مانند پیاده‌روی، یوگا یا تمرینات سبک، سیستم ایمنی را تقویت می‌کنند. ‌ پرهیز از استرس و نگرانی‌های زیاد: - استرس‌های طولانی‌مدت کاهش مقاومت بدن را در پی دارد. سعی کنید آرامش را حفظ کنید و از روش‌های آرام‌بخشی مانند تنفس عمیق، مدیتیشن یا تمرینات تنفسی بهره ببرید. ‌ رعایت نکات محیطی: - در زمان‌های با هوای سرد، پوست صورت و گردن را با روسری یا شال بپوشانید. - از قرار گرفتن در محیط‌های پرجمعیت و آلوده خودداری کنید. ‌ استفاده از مکمل‌های طبیعی: - در فصل‌های سرد، مصرف عرق بهارنارنج، دم‌نوش زعفران، ویتامین C طبیعی یا مکمل‌های تقویت سیستم ایمنی، مفید هستند (با نظر پزشک). ‌ --- ‌ نکته مهم اگر علائم سرماخوردگی ظاهر شد، استراحت کنید، آب فراوان بنوشید، و در صورت نیاز از داروهای تجویز شده استفاده کنید. پیشگیری با رعایت نکات بالا بهترین راه است و در کنار آن، تقویت سیستم ایمنی اهمیت زیادی دارد.
املت انار یک وعده سالم و خوشمزه است که سرشار از آنتی‌اکسیدان‌ها و فیبر است. در ادامه، روش تهیه و خواص آن برای سه نفر آورده شده است: *مواد لازم:* - تخم‌مرغ: ۳ عدد - انار دانه‌ شده: نصف یک انار متوسط (حدود ۱۰۰ گرم) - پیازچه یا پیاز خرد شده: یک قاشق غذاخوری (دلخواه) - نمک و فلفل سیاه: به میزان لازم - زردچوبه: یک نوک قاشق چای‌خوری (اختیاری) - روغن مایع یا کره: به میزان لازم *روش تهیه:* 1. *تخم‌مرغ‌ها را شکسته و هم بزنید:* در یک کاسه، تخم‌مرغ‌ها را شکسته و با نمک، فلفل و زردچوبه خوب هم بزنید. 2. *پیازچه یا پیاز خرد شده را اضافه کنید:* در صورت تمایل، کمی پیاز یا پیازچه خرد شده به مخلوط تخم‌مرغ اضافه کنید. 3. *دانه‌های انار را آماده کنید:* انار دانه‌ شده را جدا کرده و بادقت کنار بگذارید. 4. *پخت املت:* در تابه‌ای نچسب، کمی روغن یا کره ریخته، مخلوط تخم‌مرغ و ادویه را روی حرارت ملایم بریزید. اجازه دهید تا نیم‌پز شود. 5. *افزودن انار:* در نیمه پخت، دانه‌های انار را روی سطح املت بریزید و اجازه دهید تا ته‌نشین و کامل پخته شود یا کمی حرارت دهید. 6. *سرو کردن:* املت آماده را در ظرف کشیده و بلافاصله سرو کنید. --- *خواص املت انار:* - *سرشار از آنتی‌اکسیدان:* انار به دلیل وجود مواد ضد التهابی و آنتی‌اکسیدان، به تقویت سیستم ایمنی و حفظ سلامت قلب کمک می‌کند. - *مفيد برای پوست و مو:* ویتامین C و ویتامین‌های گروه B در انار، به سلامت پوست و مو کمک می‌کند. - *پروتئین و انرژی:* تخم‌مرغ منبع عالی پروتئین است که به تأمین انرژی و رشد عضلات کمک می‌کند. - *ضد التهاب و بهبود وضع سیستم گوارش:* خاصیت‌ ضد التهابی انار و تخم‌مرغ، مفید برای سلامت دستگاه گوارش است. این املت ترکیبی خوشمزه و مفید است و می‌تواند بخشی از وعده صبحانه یا حتی غذای سبک باشد. نوش جان!
سلام 📣 مسجد محوری یعنی مسجد ، قلب تپنده زندگی فردی و اجتماعی باشد **🔹حضرت امام خامنه‌ای: مسجد بایستی محلّ رفت ‌و آمد دائمی مردم باشد. ** ۱۴۰۲/۰۴/۲۱ تولد بر محور مسجد تعلیم و تربیت و پرورش بر محور مسجد ازدواج بر محور مسجد اقتصاد بر محور مسجد تفریح سالم بر محور مسجد سبک زندگی بر محور مسجد امنیت بر محور مسجد حل اختلافات بر محور مسجد حکومت بر محور مسجد مطالبه گری صحیح و سازنده بر محور مسجد خدمت رسانی و مشکل گشایی بر محور مسجد امید آفرینی بر محور مسجد و...... ⁉️و سوال مهم اینکه تک تک ما برای برقراری مسجد و محوریت آن چه کرده ایم؟ 🕌 مسجد باید برقرار باشد 🔻 🇮🇷 کانال مسجدالمهدی(عج) 🆔️ @masjedolmahdi
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 فاطمه زهرا(س) الگوی عالم 🔺سخنرانی قدیمی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در اوایل دهه‌ی ۵۰ شمسی درباره ایستادگی و مبارزه‌ی حضرت زهرا(س) در دفاع از حق و ضرورت درس‌آموزیِ بشریت از زندگی ایشان 📹 فاطمه زهرا(س) الگوی عالم 🔺سخنرانی قدیمی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در اوایل دهه‌ی ۵۰ شمسی درباره ایستادگی و مبارزه‌ی حضرت زهرا(س) در دفاع از حق و ضرورت درس‌آموزیِ بشریت از زندگی ایشان 📡 @iransaba 📡 @iransaba
سلام عزیزم ❤️🌸❤️🌸 میدانی که معمولآ نمکدان را که پر می کنیم توجهی به ریختن نمکها نداریم … اما زعفران را که میسابیم به دانه دانه اش توجه می کنیم... حال آنکه بدون نمک هیچ غذایی خوشمزه نیست ولی بدون زعفران ماهها و سالها میتوان آشپزی کرد و غذا خورد چقدر خوب است که مراقب نمکهای زندگیمان باشیم… ساده و بی ریا و همیشه دم دست … که اگر نباشند وای بر سفره زندگی👌🏻 نمک های زندگی من 🌹 من نمک های زندگی را دوست دارم 🌸 صبحتان بخیر و شادکامی 🌺💖🌺
سلام 🌸 من و خدا 🌸 من و خدا وقتی که ما می شویم، یک تیم عالی می شویم؛ تیمی که هیچکس حریفش نمی شود. 🌸