یه بسیجی شیفته فرهاد شده بود
به فرهاد گفت: میشه آدرس خونه ات رو بدی بهت سر بزنم؟
فرهاد با خنده گفت: بنویس!
شیراز... دارالرحمه... قطعه شهدا... ردیف فلان... پلاک فلان... بعد از شهادت فرهاد رفتم سر مزارش
دقیقا همون آدرسی بود که قبل از #شهادت به بسیجی داده بود...
#شهید_فرهاد_شاهچراغی
http://sapp.ir/golestanekhaterat
http://eitaa.com/golestanekhaterat
🌷🌷🌷🌷
❣دیروز ڪسي ميگفت:
"زمانہ بدے شده" و اعتمـاد، بہ زماڹ مرگش، نزدیڪ❗️
با خود گفتم: درختي ڪہ بہـار نبینـد خشڪ ميشود
اهڸ زمیـ🌎ـڹ
بدوڹ حرارت دستانت، یخ ميزنند...!
⛅أللَّہمَ؏َـجِّڸْ لولیِڪَ ألْفـرج⛅
#شبتون_امام_زمانی_...
http://eitaa.com/golestanekhaterat
https://sapp.ir/golestanekhaterat
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
مرا بـالے است از #پـــرواز مانـده
قدمهایی اسـت در آغـاز مــانده..
شـهیدان دستهـایم را بگیرید
مــنم همراه از ره بـاز مانـده..
#شهید_احـسان_فتـحی
#صبحتون_شهدایی🌷
http://eitaa.com/golestanekhaterat
یڪی از همخدمتیهای دوران سربازی #شهید_حججی با من تماس گرفت و گفت ڪمد لباس محسن #ڪتابخانه پادگان ما بود. به قدری به سربازان ڪتاب میداد ڪه پادگان به او اعتراض ڪرد.
دوست شهید حججی ادامه داد: محسن در #نمایشگاه ڪتاب دفاع مقدس با #همسرش آشنا شد و اولین #هدیهای ڪه به او داد #ڪتاب "طوفان دیگری در راه است" بود و همسر محسن هم ڪتاب "سرباز سالهای ابری" را به او هدیه داد.
@golestanekhaterat