💥جواب شهید مرتضی مطهری به آقای روحانی، رئیس جمهور:
[کشور] دیگری به مال و ثروت ما چشم دوخته است؛
به حریت و آزادی و آقایی ما چشم دوخته و می خواهد آن را سلب کند و آقایی خود را به ما تحمیل کند؛
اینجا دین چه باید بگوید؟
آیا باید بگوید:
جنگ مطلقا بد است؛
دست به اسلحه بردن بد است؛
دست به شمشیر بردن بد است،
ما طرفدار صلحیم؟!!
بدیهی است که این سخن "مسخره" است.
حریف دارد با ما می جنگد و ما با کسی که به ما تهاجم کرده،
در حالی که می خواهد ما را برباید،
نجنگیم و در واقع از خودمان دفاع نکنیم به بهانه صلح!!
این صلح نیست،
#تسلیم است.
💠 به رسانه مردم بپیوندید👇
https://eitaa.com/javanan_enghelabi313
https://sapp.ir/javanan_enghelabi_313
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
درنشر لینک حذف نشود
⚜🌺⚜
✨گفت: من خیلی از خدا می ترسم
پرسید: مگه نور ترس داره؟
جواب داد: نه
پرسید: تاریکی چی؟
گفت: خیلی ترسناکه
حتمأ شنیدی: الله نور السماوات و الارض.
پس فقط از چیزی بترس که تو رو از نور جدا میکنه
👈یعنی از گناه...♨️
📈جهت عضویت در کانال
گلستان خاطرات شهدا
http://eitaa.com/golestanekhaterat
http://sapp.ir/golestanekhaterat
🌷🌷🌷🌷🌷
هدایت شده از خاکریز افسران جنگ نرم🏴🌷
می گویند اسلام برای اداره جامعه ناقص است
آیت الله بهجت:با هم خوب نیستیم و به حقوق یکدیگر تعدّی می کنیم، بعد هم اعتراض می کنیم و می گوییم: اسلام برای اداره ی جامعه ناقص است! در حقیقت اسلام را کنار می گذاریم، بعد اعتراض می کنیم و می گوییم: اسلام ناقص است و نمی تواند ما را اداره کند
💠 به رسانه مردم بپیوندید👇
https://eitaa.com/javanan_enghelabi313
https://sapp.ir/javanan_enghelabi_313
🌷🌷🌷
هدایت شده از خاکریز افسران جنگ نرم🏴🌷
رفراندوم برای چه
نظر شهید بهشتی درباره کسانی که از رفراندوم های نابجا حرف میزنند.
💠 به رسانه مردم بپیوندید👇
https://eitaa.com/javanan_enghelabi313
https://sapp.ir/javanan_enghelabi_313
🌷🌷🌷
درنشر لینک حذف نشود
هدایت شده از خاکریز افسران جنگ نرم🏴🌷
وزير كار بيكار شد
نمايندگان مجلس با ۱۲۹ رأي مثبت به طرح استيضاح وزير تعاون، كار و رفاه اجتماعي، اعتمادشان را از ربيعي برداشتند.
💠 به رسانه مردم بپیوندید👇
https://eitaa.com/javanan_enghelabi313
https://sapp.ir/javanan_enghelabi_313
🌷🌷🌷
درنشر لینک حذف نشود
🌹🍃🌺🍃🌹
گاهے بعضی نگاه ها ...
چشـــــــم دل را
رو بسوی خـدا باز مےڪند !
مخصوصاً اگر آن نگاه
از قابِ چشم های آسمانے تو باشد ...
🌷شهید محسن حججی🌷
#نگاهمان_ڪن
🌴ڪانال گلستان خاطرات شهدا🌴
http://eitaa.com/golestanekhaterat
http://sapp.ir/golestanekhaterat
🌷🌷🌷🌷🌷
#سلام_بر_شهدا
#کلام_شهید
انقلاب بیش از هرچیز برای ما یک ابتلای الهی و یک آزمایش تاریخی و اجتماعی است و در جریان این ابتلا باید رنج، محرومیت، مصایب و ناملایمات را با آغوش باز بپذیریم و در برابر آشوبها و فتنهها با خلوص و شهامت بایستیم و از طولانی شدن این ابتلا و افزایش سختیها و ناملایمات نهراسیم.
🌹 شهید جهان آرا
🌴ڪانال گلستان خاطرات شهدا🌴
http://eitaa.com/golestanekhaterat
🌷🌷🌷🌷
🌹نـــ✒ــون وَ الْــــقَــلَــم🌹
#آیه_های_جنون
#قسمت_416
روزبہ تڪانے بہ گردنش مے دهد و با انگشت اشارہ زنگ را مے فشارد.
در شیشہ ے در،نگاهے بہ خودم مے اندازم و از مرتب بودنم اطمینان پیدا میڪنم.
یڪ سال و دوماہ از ازدواجمان گذشتہ،زندگے روال عادے اش را میگذارند.
روزبہ درگیر شرڪت است و من سخت درگیر دانشگاہ،بیشتر از این ها درگیر هم!
روزها از آن تب و تاب اولیہ ے عاشقے ڪمے فاصلہ گرفتہ اند و آرام شدہ اند!
نہ اینڪہ تب عشق مان خوابیدہ باشد! نہ!
حتے بیشتر از قبل روزبہ را دوست دارم!
در این چند ماہ با آرزو گرم گرفتم،اما بہ جز روزبہ ڪسے نمیداند!
شیرین،زیاد تمایلے بہ ارتباط من و آرزو ندارد! روابطم با سمانہ و محسن دوستانہ است اما نہ صمیمے!
روزبہ گزینہ ے دورے و دوستے را انتخاب ڪردہ بود! گہ گاهے بیشتر بہ اصرار من،همراہ هم بہ دیدنشان میرویم یا از پشت تلفن جویاے احوالشان میشویم.
خبرے از فرزاد نیست جز چیزهاے ڪوتاهے ڪہ گاهے سمانہ مے گوید! روزبہ ارتباطے با فرزاد ندارد،شاید هم من اینطور فڪر میڪنم!
امروز،یڪے از دوستان قدیمے روزبہ براے شام دعوتمان ڪرد.
روزبہ ڪمے خستہ بہ نظر مے آمد،گفتم تماس بگیرید و مهمانے را ڪنسل ڪند اما قبول نڪرد!
گفت بعد از سال ها یڪدیگر را پیدا ڪردہ اند و درست نیست براے دعوت اول نرویم!
واقعیتش...زیاد جمع دوستانش را دوست نداشتم!
بہ جز مجید و مهسا،نگاہ هاے همہ ے دوستانش روے من یڪ جورے بود! انگار من را در حد و اندازہ ے روزبہ و خودشان نمے دیدند!
احساس میڪردم در جمعشان اعتماد بہ نفسم را از دست میدهم و عذاب میڪشم!
تا حد امڪان با من صحبت نمے ڪردند و مخاطب نگاہ ها و صحبت هایشان فقط روزبہ بود!
حرف هایے میزند ڪہ براے من جذابیت چندانے نداشت! بیشتر راجع بہ شغل و تحصیلات و سفرهاے اروپایے و فرهنگ غرب!
بیشتر از همہ بودن در جمع همسرانشان را دوست نداشتم!
بہ اعتقاداتشان احترام میگذاشتم اما برایم غیرقابل تحمل بود ڪہ جلوے روزبہ حجاب نداشتہ باشند یا شروع بہ رقص و آواز ڪنند! هرچند نگاہ هاے روزبہ بیشتر روے دوستان مردش بود و توجهے نداشت!
گاهے طورے صحبت میڪردند ڪہ انگار من طفل ڪوچڪے ام ڪہ در جمع چند انسان پا بہ سن گذاشتہ،وارد شدہ ام!احساس میڪردم براے تحقیر یا دور نگہ داشتن من از خودشان از قصد افراطے و سرد برخورد میڪنند! واقعا بودن در جمع دوستانش آزارم میداد!
گاهے بہ هر بهانہ اے میشد نہ خودم بہ مهمانے هایشان میرفتم نہ اجازہ میدادم روزبہ برود!
روزبہ سعے میڪرد قانعم ڪند ڪہ دوستانش منظورے ندارند و آدم هاے بدے نیستند اما خودش هم خوب میدانست نہ من در جمع آن ها میتوانم راحت باشم نہ آن ها در برخورد با من!
تا حد امڪان دوستانش را بہ خانہ دعوت نمیڪرد و خارج از محیط شرڪت یا نهایتا رستوران با آن ها قرار نمیگذاشت! همیشہ سعے میڪرد با صحبت همہ چیز را حل ڪند،اگر صحبت جواب نمیداد خودش ڪوتاہ مے آمد!
تنها شدہ بود! دوستانش از دستش دلخور بودند اما بہ رویم نمے آورد و شڪایت نمیڪرد!
امروز مثلا خواستم ڪوتاہ بیایم و ڪمے از خود گذشتگے ڪنم! مثل او!
صداے بشاش مردانہ اے از پشت آیفون میگوید:بہ بہ ببین ڪے اومدہ؟! روزے خودمون! بیاید بالا!
روزبہ مے خندد:صدبار گفتہ بودم از این ڪہ ڪسے اسممو مخفف ڪنہ خوشم نمیاد! اما انگار یادت رفتہ!
در باز میشود،روزبہ نگاهے بہ من مے اندازد و در را بہ عقب هل میدهد و مے گوید:برو تو عزیزم!
سرے تڪان میدهم و وارد میشوم،روزبہ هم پشت سرم مے آید.
از طبقہ ے هم ڪف میگذریم و بہ سمت آسانسور میرویم،همانطور ڪہ وارد آسانسور میشویم روزبہ مے گوید:ساسان از دوستاے قدیمہ! دوران دبیرستان و دانشگاہ باهم بودیم بعد از گرفتن لیسانس رفت آمریڪا!
در آسانسور بستہ میشود و روزبہ دڪمہ ے عدد چهار را میفشارد و ادامہ میدهد:تقریبا تو این چند سال از هم بے خبر بودیم! ساسان یڪمے زیادے شوخہ حرفاشو جدے نگیر!
لبخند میزنم:چشم!
متقابلا با لبخند جوابم میدهد:چشمات سلامت!
آسانسور متوقف میشود،باهم خارج میشویم و بہ سمت درے ڪہ عدد دہ رویش نقش بستہ قدم برمیداریم.
مقابل در ڪہ مے رسیم،در باز میشود.
پسرے هم سن و سال روزبہ در چهارچوب در قد علم ڪردہ،قد تقریبا بلند و اندام ورزیدہ اے دارد!
رنگ پوستش روشن و رنگ چشم هایش قهوہ اے تیرہ است!
ڪمے تہ ریش گذاشتہ و موهاے مشڪے رنگش را تا روے شانہ هایش بلند ڪردہ!
پیراهن نوڪ مدادے رنگے همراہ شلوار جین آبے تیرہ بہ تن ڪردہ!
تا نگاهش بہ روزبہ مے افتد لبخند پر رنگے میزند و دست هایش را از هم باز میڪند!
روزبہ بہ سمتش مے رود و مردانہ در آغوشش میڪشد!
ساسان بلند مے خندد و در آغوشش روزبہ را میفشارد:روزے خودم!
✍نویسنده:لیلے سلطانے
http://eitaa.com/golestanekhaterat
https://sapp.ir/golestanekhaterat
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷