هدایت شده از خاکریز افسران جنگ نرم🏴🌷
⭕️رهبر انقلاب:
🔸نیاز به یک کارگروه دانا، حسّاس، پُرکار، خطرپذیر و شجاع برای حل مسئله بانکها و نقدینگی.
🔹مطالبهای که باید صورت بگیرد تا از شرایط اقتصادی فعلی خارج شویم.
https://eitaa.com/javanan_enghelabi313
https://sapp.ir/javanan_enghelabi_313
🌷🌷🌷
هدایت شده از خاکریز افسران جنگ نرم🏴🌷
🌷یا ابا عبدالله (ع)
من به گرداب گنه غرق شدم کاری کن...
ای که کشتی نجاتی، لَکَ لَبَّیک حُسَین....
اللهم الرزقنا زیارت الحسین علیه السلام
#التماس_دعا
✨☘✨☘✨
https://eitaa.com/javanan_enghelabi313
https://sapp.ir/javanan_enghelabi_313
🌷🌷🌷
🔷گلستان خاطرات شهـــدا🏴🔷
شهید زنده و جانباز صددرصد مرزبانی ناجا #سید_نورخدا_موسوی #مدافع_وطن 🌹 http://eitaa.com/golestanekh
📝 مختصری از زندگینامه شهید زنده و جانباز صد در صد مرزبانی ناجا سید نور خدا موسوی
🌷 #سید_نور_خدا_موسوی
درجه : سرتیپ دوم جانباز 100 درصد
ولادت : 1349/6/1 خرم آباد
میزان تحصیلات : لیسانس
تاریخ جانبازی : 1387/12/17
محل جانبازی : پل شڪسته لار
نحوه جانبازی : درگیری با گروهڪ عبدالمالڪ ریگی ملعون
🔹سرتیپ دوم #شهید زنده سید نورخدا موسوی ، شهریور ماه 1349 در استان لرستان متولد شد . نور خدا پس از اخذ مدرڪ دیپلم و انجام خدمت مقدس سربازی به تحصیل در دانشگاه نیروی انتظامی مشغول شد و بعد از فارغ التحصیلی ازدواج ڪرد .
🔸وی پس از مدتی زندگی در تهران به شهر زاهدان منتقل و فرمانده یگان تڪاوری زاهدان شد . سید نور خدا موسوی در تاریخ 17 اسفند 1387 برای مقابله با گروهڪ تروریستی #عبدالمالڪ_ریگی ملعون معروف به جند الشیطان عازم به منطقه لار شد . مدتی از شروع عملیات نگذشته بود ڪه گلوله ی به پیشانی وی برخورد ڪرد .
🔹همرزمان نورخدا پیڪر نیمه جانش را به سختی فراوان به بیمارستان زاهدان رساندند بعد از عمل ایشان بهبود چندانی در وضعیتش حاصل نشد و هم اکنون 8سال است ڪه در ڪما به سر می برد .
🔸ایشان دو فرزند بنام سیده زهرا 15 ساله و سید محمد 13 ساله دارند ڪه 9 سال است در ڪنار مادر از این مرد آسمانی پرستاری می ڪنند .
#سید_نور_خدا_موسوی
#مدافع_وطن
#جانباز_صد_در_صد
#امنیت ✔️
#اتفاقی
#نیست
http://eitaa.com/golestanekhaterat
http://sapp.ir/golestanekhaterat
🌷🌷🌷
هدایت شده از خاکریز افسران جنگ نرم🏴🌷
💓یا امام زمان ....
امروز جمعه نیست ...
" آقای " من ...😔
قرار نیست که فقط غروبهای " پنجشنبه " تا غروب " جمعه "
سراغت را بگیریم ...
قرار نیست فقط " جمعه ها " انتظار " ظهورت " را بکشیم ...
آری ...
" شنبه " هم می شود از " دوریت " ناله سر داد ...
" یکشنبه " هم می شود " انتظارت " را کشید ...
" دوشنبه " هم می شود دنبال " گمشده " گشت ...
" سه شنبه " هم می شود با " آقا " درد دل کرد ...
" چهار شنبه " هم می شود به خاطر " آقا " گناه نکرد ...
🌷یا بن الحسن
دوریت " درد " بی " درمان " است...
ای " پسر فاطمه "
امروز " جمعه " نیست اما ... " دلم " برایت " تنگ " است...😔
🌷السلام علیک یا ابا صالح المهدی ( عج )
💠 به رسانه مردم بپیوندید👇
https://eitaa.com/javanan_enghelabi313
https://sapp.ir/javanan_enghelabi_313
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
درنشر لینک حذف نشود
هدایت شده از خاکریز افسران جنگ نرم🏴🌷
غم می آید...
من هم سمت تو می آیم خدایا...
غم می رود،من نیز می روم...
نمیدانم وجدانم را
کجای این راه جا گذاشته ام؟؟!!!
این بار کفش هایم را دور می اندازم....
هرگز نمی روم...
💠 به رسانه مردم بپیوندید👇
https://eitaa.com/javanan_enghelabi313
https://sapp.ir/javanan_enghelabi_313
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
درنشر لینک حذف نشود
هدایت شده از خاکریز افسران جنگ نرم🏴🌷
🔶پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:
🔆همه چشم ها در قيامت گريانند، جز سه چشم:
🔸 چشمي كه در دنيا از خوف خدا بگريد
🔸 و چشمي كه از نگاه حرام خودداري كند
🔸 و چشمي كه به خاطر نگهباني در راه خدا بيدار بماند.
(نور الثقلين، ج 3، ص 583)
https://eitaa.com/javanan_enghelabi313
https://sapp.ir/javanan_enghelabi_313
🌷🌷🌷
🔷گلستان خاطرات شهـــدا🏴🔷
#دوسـت-دارم- مـثـل-تــو-بـــاشــم #شـهـیـد-ابـراهـیـــم- هــــادی http://eitaa.com/golestanekhate
🌷 خوشگل ترین شهادت 🌷
⚜اواسط بهمن رفتیم خونه یکی از بچه ها. ابراهیم خواب رفت.
اما یکدفعه از جا پرید و به صورتم نگاه کرد و بی مقدمه گفت:
حاج علی، جان من راست بگو! تو چهره من شهادت می بینی؟!
ابراهیم بلند شد گفت و سریع حرکت کنیم بریم.
⚜نیمه شب آمدیم مسجد ابراهیم با بچه ها خداحافظی کرد.
رفت خانه، از مادر و خانواده اش هم خداحافظی کرد.
از مادر خواست برای شهادتش دعا کند.
صبح روز بعد هم راهی منطقه شد.
⚜همه آماده حرکت به سمت فکه شدند. با دیدن چهره ابراهیم دلم لرزید. جمال زیبای او ملکوتی شده بود.
رفتم بهش گفتم داش ابرام خیلی نورانی شدی. نفس عمیقی کشید و گفت روزی بهشتی شهید شد خیلی ناراحت بودم.
⚜اما با خودم گفتم: خوش بحالش که با شهادت رفت، حیف بود با مرگ طبیعی از دنیا بره.
بعد نفس عمیقی کشید و گفت خوشکل ترین شهادت را می خوام. قطرات اشک از گونه اش جاری شد.
⚜ ابراهیم ادامه داد:
اگه جایی بمانی که دست احدی به تو نرسه، کسی هم تو رو نشناسه، خودت باشی و آقا، مولا هم بیاد سرت را به دامن بگیره،
✅این خوشگل ترین شهادته.
http://eitaa.com/golestanekhaterat
http://sapp.ir/golestanekhaterat
🌷🌷🌷