✿﷽✿
#یااباعبــدلله 💚
ذڪرِ خـیر تـو ، بہ هـر جا
شـد ، و یادت ڪردیم
دسـت بر سینہ بہ تو
عرضِ ارادت ڪردیم
پادشاهـےِ جهـان
حاجتِ مـا نیسـت حـسین
مـا بہ غلامـے درِ خانہ ات
عادت ڪردیم
#شاه_سلام_علیک
#حسین_سلام_علیک
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
http://eitaa.com/golestanekhaterat
https://sapp.ir/golestanekhaterat
🌷لطفا درنشر، لینک حذف نشود...
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
🔷گلستان خاطرات شهـــدا🏴🔷
تولـد زیباتـریـں اتفاق زندگیسٺ امّـا زیباتـر از آڹ ، ایڹ اسٺ ڪہ زندگـے با ٺولـد آغـاز و با شهـادٺ
#وصــــیٺ_نامــــہ
اے عاشقان اهل بیٺ رسول اللہ! مڹ خیلے آرزو داشتم ڪہ ۱۴۰۰ سال پیش بودم و در رڪاب مولایم اماݥ حسیڹ(ع) مےجنگیدم تا شـــهید شوم و حاݪ، وقت آڹ رسیدہ ڪہ بہ فرماڹ مولایم امام خامنهاے لبیڪ گفتہ و از اهل بیٺ پیامبر دفاع بڪنم
لذا بہ همیڹ منظور عازم دفاع از حرمیڹ بہ سوریہ مےشوم و آرزو دارم همچوڹ حضرت عباس(ع) در دفاع از خــواهر بزرگوارشاڹ شهید بشوم
یا حسیڹ تا آخریڹ قطرهے خوڹ نميگذاریم دوبارہ خواهرٺ بہ اسارٺ برود...
#شهید_حــــامد_جـــوانے
http://eitaa.com/golestanekhaterat
🌷🌷🌷
🔷گلستان خاطرات شهـــدا🏴🔷
نهال! #آقا رو دیدی چےگفتی بهشون؟ گفتم کلاهتُ مامانت برات درست کرده؟ گفت آره گفتم میدی بہ من؟ گفت این
#خاطرات_شهدا 🌷
💠اخلاص
🌷در باقرآبادورامین، پیرزنی زندگی میکرد که سه فرزند #جانباز داشت، که یکی از پسرانش، جانباز #قطع_نخاعی بود؛ از گردن به پایین، قطع نخاع بود و اصلاً نمیتوانست🚫 تکان بخورد. سقف خانۀ این خانواده🏚، مشکل پیدا کرده و حسابی ترک برداشته بود.
🌷به مهدی گفتم: #مهدی. بیا یه کار خیری بکنیم، بریم سقف خونۀ این خانوادۀ جانباز رو درست کنیم🛠. مهدی هم بدون تأمل گفت: من #عاشق همین کارهام😍! کِی بریم⁉️گفتم: روز #جمعه که من هم بتونم بیام. اما من این مسئله را فراموش کردم🗯.
🌷جمعه ساعت هفت و نیم صبح بود که #مهدی به من زنگ زد📞. من هم حسابی گیج خواب بودم😴. گفت: کجایی پس، چی شد برنامه⁉️گفتم: کدوم برنامه؟
🌷گفت: همون #پیرزن که گفتی بریم سقف خونهشون رو درست کنیم دیگه. من رفتم گچ گرفتم با یه نفر #ایزوگامکار هم صحبت کردم که بیاد و با هم بریم👌. وقتی این را گفت، تازه یادم افتاد که با مهدی قرار داشتم.
🌷خیلی شرمنده شده بودم😥 و با شرمندگی تمام به مهدی گفتم: حقیقتش من این موضوع رو یادم رفته بود، با خانواده قرار گذاشتم بریم #مهمونی. بدون اینکه ناراحت بشود و یا به روی خودش بیاورد گفت: پس هیچی، اشکالی نداره🚫، من #خودم میرم خودش رفت و تا عصر هم کارها را تمام کرد✅.
🌷جالب اینکه وقتی کارش تمام شده بود، آن #خانوادۀجانباز از او خواسته بودند خودش را معرفی کند و از او پرسیده بودند: اسم شما چیه❓ مهدی هم به جای اسم خودش، #اسم_من را گفته بود.تا مدتها، هر کسی به دیدن آن خانوادۀ جانباز میرفت، میگفتند: آقای #علی_رمضانی اومد اینجا و سقف خونۀ ما رو درست کرد؛ خدا خیرش بده☺️!
📚بابامهدی، زندگینامه و خاطراتی از
#شهید_مدافع_حرم_مهدی_قاضیخانی
http://eitaa.com/golestanekhaterat
🌹🍃🌹🍃
می پرسه مادر یعنی دیگه دایی نمی بینم؟
میگه چرا؛ امام زمان بیاد دایی هم میاد، میگه امام زمان کی میاد؟ تا ۵ ماه دیگه میاد...😔
پ.ن:
مولاجان کاش اومدنت را به اندازه این بچه باور داشتیم، کاش برای اومدنت ۵ ماه هم برامون سخت بود، کاش به اندازه احمدرضا چشم انتظار و بی قرار اومدنت می شدیم...
#شهید_یونس_پورجلو
http://eitaa.com/golestanekhaterat
🔷گلستان خاطرات شهـــدا🏴🔷
می پرسه مادر یعنی دیگه دایی نمی بینم؟ میگه چرا؛ امام زمان بیاد دایی هم میاد، میگه امام زمان کی میاد
#شهید سرگرد یونس پورجلو متولد ۱۳۶۸ تحصیلات ابتدایی خود را در زادگاهش گذراند و دوره راهنمایی و دبیرستان خود را در مدارس نمونه و مخصوص دانش آموزان ممتاز گذراند. فارغ التحصیل مهندسی صنایع از دانشگاه امام حسین ع در تهران، و از دانشجویان الف دانشگاه بود. پس از آن به شوق اشتغال در تجهیزات موشکی و نظامی بورسیه سپاه پاسداران شد. اگرچه هیچ وقت به این اشتیاق دست نیافت. در سال ۹۳ کازشناسی ارشد دانشگاه امیر کبیر پذیرفته شد اما به دلیل محدودیت شغلی نتوانست در این مقطع ادامه تحصیل دهد.
پس از حدود ۷ سال خدمت به درجه سروانی رسید. مدت کوتاهی بعد سرانجام در ۳۱/۶/۱۳۹۷ دو روز بعد از عاشورا و همزمان با شهادت امام سجاد علیه السلام به خیل عاشورائیان پیوست و در حادثه کور تروریستی رژه اهواز به درجه شهادت نائل آمد.
ان شاالله مورد شفاعت اهل بیت علیهم السلام و در زمره یاوران اباعبدالله الحسین محشور شوند.
http://eitaa.com/golestanekhaterat
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷