eitaa logo
🔷گلستان خاطرات شهـــدا🏴🔷
3.8هزار دنبال‌کننده
26.5هزار عکس
10.8هزار ویدیو
196 فایل
💠خاطرات،وصایا،سیره عملی شهدا💠 ،انتقادات پیشنهادات @Sun_man313 🕪مسئول تبادلات و تبلیغات 👇👇 @MZ_171 تبادل فقط با کانالهای انقلابی و مذهبی بالای 1k در غیر اینصورت پیام ندهید این کانال در سروش👇 https://sapp.ir/golestanekhaterat
مشاهده در ایتا
دانلود
1_26578643.mp3
9.02M
{🏴💔} "سلام ای محرم 🍂 سلام ماه ماتم سلام اشک و گریه 😭 سلام ناله و غم..." 💔 🎤 #شهید_مدافع_حرم #حاج_حسین_معزغلامے فرارسیدن #ماه_محرم رو به آقامون صاحب الزمان و حضرت فاطمه و آقا امیرالمومنین تسلیت عرض میکنیم 🏴 •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• http://eitaa.com/golestanekhaterat https://sapp.ir/golestanekhaterat 🌷🌷🌷
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌺🍃 چند روزی بود مریض شده بودم ، تب داشتم ، حاج آقا هم خونه نبود ، از بچه ها ، هم که خبری نداشتم. یک دفعه دیدم در باز شد و مهدی ، با لباس خاکی و عرق کرده ، اومد تو . تا دید رخت خواب پهنه و خوابیدم ، مستقیم رفت توی آشپزخونه. صدای ظرف و ظروف و باز شدن در یخچال میومد. برام آش بارگذاشت ، ظرف های مونده رو شست ، سینی غذا رو آورد ، گذاشت کنارم . گفتم مادر! ، چه طور بی خبر !؟ گفت ، به دلم افتاد که باید بیام.... 📕 یادگاران •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• http://eitaa.com/golestanekhaterat https://sapp.ir/golestanekhaterat 🌷🌷🌷
#ستاره‌های_زینبی کربلا بودم زنگ زد، پرسید دوست افغانستانی نداری به من معرفی کنی گفتم: علی میخوای بری سوریه؟! گفت: خواهش میکنم فقط کسی ندونه! در راه با یه افغانستانی به طور اتفاقی آشنا شده بود و مدارک شناسایی اونو گرفته بود، حالا توی فرودگاه امام خمینی نفسش بالا نمیاد، یک به یک داشتن مدارک افراد رو بررسی میکردند، علی هم آیه وجعلنا. . . میخوند تا رسید به دو نفر آخر که علی آخرین نفرشون بود، به یکباره مسئول بازرسی پس از بررسی مدارک همه گفت: دیگه تموم شد شما دونفر هم بروید داخل هواپیما بدون بررسی مدارک! قرآن کار خودش رو کرده بود چشم ها پوشیده شده بود و علی بین فاطمیون به جبهه اعزام شده بود. #شهید_علی_تمام‌زاده🌷 •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• http://eitaa.com/golestanekhaterat https://sapp.ir/golestanekhaterat 🌷🌷🌷
با لب پاره; لب بام; سلامم به شما تا بگیرد دلم آرام;سلامم به شما آخر از عشق تو راهی سر دار شدم ای علی زاده ببین میثم تمار شدم حضرت مسلم بن عقیل ‌(ع) •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• http://eitaa.com/golestanekhaterat https://sapp.ir/golestanekhaterat 🌷🌷🌷
Rozeh-Panahian-BadAzTo.mp3
2.37M
🎵#روضه | بعد از تو ... •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• http://eitaa.com/golestanekhaterat https://sapp.ir/golestanekhaterat 🌷🌷🌷
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
محرم سلام... قدم رنجه کردی به روی چشام.... #لبیک_یاحسین #محرمی #مداحی #شهید #کربلا #صلوات •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• http://eitaa.com/golestanekhaterat https://sapp.ir/golestanekhaterat 🌷🌷🌷
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
بابا همیشه خسته می‌ اومد. 😔 هیچ وقت نشد که خستگی‌ شون تو روابطش با ما تأثیر بذاره؛ 😊 حتی شده بود از شدت خستگی چشمانش سرخ بود، اما به هر سختی خودش رو می‌ خواست به زور بیدار نگه داره. هنگام شنیدن اخبار خوابش می‌‌برد. اون لحظه مامان چایی ‌هایی را که می‌‌آورد و سرد می‌‌شد تندتند عوض می‌‌کرد تا بابا متوجه نشه که خوابش برده. ☕️ خیلی از این بابت ناراحت می‌شد. 😔 مامان این کار رو می‌‌کرد تا بابا فکر کنه چایی ‌اش داغ و دو، سه ثانیه بیشتر نخوابیده، خیلی جالب بود. بابا هیچ وقت متوجه نشد که چقدر خوابیده است. 🌹 🌹 🌹 سردار سرتیپ پاسدار حمید آذین 🌹 از شهدای عرفه 🌹 •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• http://eitaa.com/golestanekhaterat https://sapp.ir/golestanekhaterat 🌷لطفا درنشر، لینک حذف نشود... •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
#ستاره‌های_زینبی 🔰آقا حامد سال ها تو هیئت فاطمیه (س) طالقانی تبریز به عزاداری مشغول بود. وقتی ایام محرم می شد یکی از چرخ های مخصوص حمل باندها رو برای خودش بر میداشت و وظیفه حمل اون چرخ رو به عهده می‌گرفت. 🔰با عشق و علاقه خاصی هم این کار رو انجام می داد. وقتی عاشورا می شد برای هیئت چهار هزار تا نهار میدادیم که حامد منتظر می شد همه کم کم برن... تا کار شستن دیگ ها رو شروع کنه... با گریه و حال عجیبی شروع به کار می کرد... 🔰بهش میگفتن آقا حامد شما افسری و همه میشناسنتون بهتره بقیه این کارو انجام بدن. 🔰می گفت: "اینجا یه جایی هست که اگه #سردارم باشی باید #شکسته شوی تا بزرگ بشی"و همینطور می گفت: "شفا تو آخر مجلسه، آخر مجلسم شستن دیگ هاست و من از این دیگ ها حاجتم رو خواهم گرفت" که بالاخره این طور هم شد. #شهید_حامد_جوانی🌷 •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• http://eitaa.com/golestanekhaterat https://sapp.ir/golestanekhaterat 🌷🌷🌷
#شهدای_حسینی هر سال که نزدیک ماه محرم می شدیم مصطفی حسابی سرش شلوغ بود. باید تدارک هیئتش رو می دید هر وقت خونمون می آمد، آروم و قرار نداشت، بس که فکرش درگیر کاراهاش بود. دوست داشت به بهترین شکل ممکن برنامه ها و مراسم عزاداری انجام بشه و برای اربابش چیزی کم نذاره... دورت بگردم مادر ،دیدی اون همه خلوص و صداقت در کارها و رفتارت چه پاداشی داشت؟ ✍به روایت مادر بزرگوارشهید #شهید_مصطفی_صدرزاده🌷 📎فرمانده گردان عمار فاطمیون •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• http://eitaa.com/golestanekhaterat https://sapp.ir/golestanekhaterat 🌷🌷🌷
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا