زنگ زدم خونه ببینم چیزی نمیخوان دارم میرم خونه، بابام گفت موتور کولر سوخت سر راهت موتور بخر بیار
والا قبلا نهایتا ۱ کیلو پیازی نوشابه ای چیزی میخریدیم
توقع ها خیلی زیاد شده
@golimation
تو دوران نامزدی شوهرم بهم میگفت عزیزم ازدواج کردیم هر ماه میبرمت( تِلِ سوز)، منم انقد مشتاق بودم برم
بعدِ عروسی یه روز اومد گفت: بیا ببرمت تِلِ سوز، منم با ذوق آماده شدم سوار موتور شدیم، رسیدیم به یه بیابون. گفتم اینجا کجاست؟ گفت: تلِ سوزه دیگه! لرا به تپه سبز کوچیک میگن تلِ سوز
@golimation
امروز تو یه مجتمع پولداری اسنپ گرفتم، یکم گذشت یارو برگشت گفت خانوم میبینی؟این پولدارا همه چیشون با ما فرق میکنه.
الان ناراحتم که یعنی قیافه من انقدر واضح بود که تو تیم ما هستم؟ :))
@golimation
زیر سُرم بودم، یه پرستار خانوم اومد بالاسرم گفت وضعیتت خوبه؟ گفتم آره ماشین دارم، خونه و کار هم دارم
به تزریقاتیه گفت یه آرام بخش دیگه بهش بزن
@golimation
پروردگارا به من آنچنان اعتماد به نفسی عطا بفرما که به خود اجازه دهم در بیوم بنویسم:
"و من شر حاسد اذا حسد"
@golimation