تنهایی رفتم کافه تو صف سفارش یه زوج پشت سرم بودن دختره با اون هیجان و عشوههای فیک و لحن بچگونه گفت «وایییی این دسره رو میخوام😭» فقطم یه دونه مونده بود بعد پسره هم شروع کرد که قربونت برم میخرم برات اینا…
منم همونو سفارش دادم :)
اصلنم حسود نیستم.
@golimation
من دقت کردم به مردم، هیشکی همیشه همراه خودش ماژیک نداره ولی توی سرویس بهداشتی جایگاههای سوخت و بین راهی، پشت تمام درها با ماژیک یه مزخرفی نوشته شده.
جدی اون لحظه ماژیک از کجا میارین؟
@golimation
ماست یونانی شده ۴۵۰ هزار تومن. خشایارشاه یه چیزی میدونست آتن رو به آتیش کشید.
@golimation
امروز صبح یه صحنه خیلی جالب دیدم یه مرد داشت آروم و خوابالو تو پیاده رو میرفت یه دستش کیف اداری بود و یه دستش یه کوله صورتی یهو انگار به خودش اومد و یه نگاه به کوله تو دستش کرد و بر خلاف جهت دوید ! بچه رو گذاشته بود مدرسه بدون کیف
@golimation
دختر همسایه بالایی خالمینا تو آسانسور منو دیده میگه آقای ناطقی شما همیشه انقد مودبید؟
با یه حالت پوکر گفتم نه فقط جلو همسر آیندم
بنده خدا همه دکمه هارو زد درب خروج رو پیدا نمیکرد
@golimation
تو خوابگاه یه دختره هست نابیناعه.
همزمان داشتیم باهم ظرفامونو میشستیم. تو اون حین که خانومی داشت تمیز و آروم ظرفاشو میشست و میبرد اتاقش، من یه لیوان شکوندم و تو مسیر برگشت هم خوردم به دیوار.
@golimation
یه نفر گوشیشو جا گذاشته بود
میخواستیم تماس بگیریم صاحبشو پیدا کنیم که با این صحنه مواجه شدیم.
@golimation
رفتم ماشینمو بیمه کنم توی دفتر بیمه نشستم، خانم بیمه ای از توی یخچالش یه شیر کاکائو درآورد و با یه دونه کیک بهم تعارف کرد گفتم ممنون و خوردمش.
چند دقیقه بعد پسر خانمه اومد رفت سراغ یخچال و به مامانش گفت پس این شیر کاکائوی من کو؟
مامانش گفت حالا یه چند دقیقه دیگه میرم میخرم
بچه به من اشاره کرد و گفت نکنه به این دادی بخوره مامانش سرخش شد هیچی نگفت یهویی بچه گفت کوفتت بشه آقا من که راضی نبودم و از دفتر بیمه زد بیرون:))))
@golimation