eitaa logo
گلشن راز
108 دنبال‌کننده
634 عکس
2 ویدیو
1 فایل
ارتباط با ادمین @Fseraj
مشاهده در ایتا
دانلود
من رمیده دل آن به که در سماع نیایم که گر به پای درآیم به دربرند به دوشم بیا به صلح من امروز در کنار من امشب که دیده خواب نکرده‌ست از انتظار تو دوشم "فِ" ، فعل امر از ریشه " و ف ی " مثال واوی و ناقص یایی ، بمعنای "وفاکن" می باشد. @golshaneraaz
۴ بهمن ۱۳۹۷
مرا مگوی که سعدی طریق عشق رها کن سخن چه فایده گفتن چو پند می‌ننیوشم به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم @golshaneraaz
۴ بهمن ۱۳۹۷
مَنْ صَلَّی عَلَیَّ مَرَّةً لَمْ یبْقَ لَهُ مِنْ ذُنُوبِهِ ذَرَّةٌ أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وّ عَجِّل فُرَجَهُم وَ اَهلِک عَدُوَّهُم مِنَ الجِنِّ وَ الاِنس مِن الاوَّلینَ و الاخِرَه @golshaneraaz
۴ بهمن ۱۳۹۷
صبر کن گر سوختی ای دل! ز آزار رقیب کاین حدیث جانگداز آخر به شاهم می‌رسد گر گنه کردم، عطا از شاه خوبان دور نیست روزی آخر مژدهٔ عفو گناهم می‌رسد ملک الشعرای بهار ره @golshaneraaz
۵ بهمن ۱۳۹۷
با آتش فراقت دود از سخن بر آید هم دل رود ز دستم هم جان ز تن بر آید ای شمع انجمن ها در بین جمع تنها بی اتش تو فریاد از انجمن بر آید بوی تو گر برد باد در مصر زاشتیاقش جان هزار یوسف از پیراهن بر آید @golshaneraaz
۵ بهمن ۱۳۹۷
در ملک حق پرستی هر کس بتی پرستد بازآ که بت شکستن از بت شکن بر آید تا چند جای باران اشک از دو دیده ریزد تا کی به جای لاله خون از چمن بر آید ترسم ز اشتیاقت آهی کشم ز سینه آن سان که بعد مرگم دود از کفن بر آید @golshaneraaz
۵ بهمن ۱۳۹۷
گر با هزار شمشیر قلب مرا شکافند از هر هزار زخمم یاابن الحسن بر آید گویی بسوز سوزم گویی بساز سازم هم سوختن ز عاشق هم ساختن برآید غلامرضا سازگار @golshaneraaz
۵ بهمن ۱۳۹۷
دلبرا پیش وجودت همه خوبان عدمند سروران بر در سودای تو خاک قدمند شهری اندر هوست سوخته در آتش عشق خلقی اندر طلبت غرقه دریای غمند سعدی ره @golshaneraaz
۶ بهمن ۱۳۹۷
نرفت تا تو برفتی خیالت از نظرم برفت در همه عالم به بی دلی خبرم نه بخت و دولت آنم که با تو بنشینم نه صبر و طاقت آنم که از تو درگذرم سعدی ره @golshaneraaz
۶ بهمن ۱۳۹۷
من از تو روی نخواهم به دیگری آورد که زشت باشد هر روز قبله دگرم بلای عشق تو بر من چنان اثر کرده‌ست که پند عالم و عابد نمی‌کند اثرم سعدی ره @golshaneraaz
۷ بهمن ۱۳۹۷
قیامتم که به دیوان حشر پیش آرند میان آن همه تشویش در تو می‌نگرم به جان دوست که چون دوست در برم باشد هزار دشمن اگر بر سرند غم نخورم نشان پیکر خوبت نمی‌توانم داد که در تأمل او خیره می‌شود بصرم @golshaneraaz
۷ بهمن ۱۳۹۷
تو نیز اگر نشناسی مرا عجب نبود که هر چه در نظر آید از آن ضعیفترم به جان و سر که نگردانم از وصال تو روی و گر هزار ملامت رسد به جان و سرم مرا مگوی که سعدی چرا پریشانی خیال روی تو بر می‌کند به یک دگرم @golshaneraaz
۷ بهمن ۱۳۹۷