فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
📹 نماز حاج قاسم بر تربت مقتل شهید مدافع حرم مهدی نعمایی عالی...
♦️سردار شهید حاج قاسم سلیمانی وارد اتاق آقا مهدی شدند دوستان آقا مهدی از خاک محل شهادتش چند عدد مُهر درست کرده بودند من این مُهرها را به سردار نشان دادم و ایشان گفتند میخواهم با مهر تربت شهید در این اتاق نماز بخوانم.
#حاج_قاسم
✅ تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔 @golzarkerman
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 ویژه استوری | رفیق شهیدم..
#شهید_محمدطاها_قدیری_فرد
✅تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔@golzarkerman
💠 زندگی به سبک شهید محمدحسین یوسف الهی
🔹آخرین باری که به ملاقاتش رفتم گفت: علی دگه به ملاقات من نیا اوّل خیلی جا خوردم.
با خودم گفتم خدایا چه شده چه اشتباهی از من سر زده؟
پرسیدم:چرا؟
گفت:به خاطر این که قرار است از اینجا بروم.
گفتم:کجا به سلامتی؟
گفت:این را دیگر نمی توانم بگویم بعدا مشخص می شود و خودت می فهمی چون حرفش کاملا جدی بود من دیگر به بیمارستان نرفتم.
بعد از چند روز نامه ای از شهید محمدرضا کاظمی به دستم رسید که نوشته بود:
محمدحسین با تن مجروح و با دو عصا زیر بغلش به منطقه برگشته است.
📚 منبع: کتاب حسین پسر غلامحسین
👤 راوی: آقای علی میراحمدی
#زندگی_به_سبک_شهدا
✅ تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔 @golzarkerman
10.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 فرقی نمیکند مرد باشی یا زن دلت که گرفت شانه هایت کنار مزار سردار بی اختیار خواهد لرزید💔
✅تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔@golzarkerman
گلزار شهدای کرمان
📚 انتشار کتاب «دردانه ی کرمان» 🔷 خاطراتی از سردار شهید حسین بادپا 📌از شما همراهان عزیز و گرامی خوا
📚 انتشار کتاب «دردانه ی کرمان»
🔷 خاطراتی از سردار شهید حسین بادپا
📌از شما همراهان عزیز و گرامی خواهشمندیم با ما همراه باشید
✅ تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔 @golzarkerman
گلزار شهدای کرمان
📚 انتشار کتاب «دردانه ی کرمان» 🔷 خاطراتی از سردار شهید حسین بادپا 📌از شما همراهان عزیز و گرامی خوا
« بِسمِ اللهِ الرحمنِ الرحیم »
صلوات و سلام خداوند برارواح طیبه ی شهیدان
📖روایت «دردانه کرمان»
🔸خاطراتی از سردارشهید حسین بادپا
🔹فصل : پنجم
🔸صفحه: ۵۱۸_۵۱۵
🔻 قسمت ۲۸۹
هم رزم شهید: روح الله جلالوند (شیخ محسن)
دفعه ی آخری که با حاج حسین به ایران برمیگشتم، قرارمان شد وقتی خواستیم به سوریه برگردیم، با هم برویم. ظاهراً با حاج حسین در ایام فروردین تماس گرفته بودند که برگردد منطقه. قبل از رفتنش، بهم زنگ زد. گفت شیخ محسن، کاری نداری؟ مثل این که ما رفتنی شدیم. باید برگردم منطقه. گفتم شما که زنگ نمیزدی؟! چی شده؟! گفت ان شاالله خبرهایی هست! در لحن صدایش قشنگ میشد شادی را احساس کنی.
🔻قسمت ۲۹۰
هم رزم شهید: شیخ محمد (ابوصالح)
قبل از آخرین سفرش، حاج حسین دوبار بهم زنگ زده بود. دفعه ی اول متوجه نشده بودم. دفعه ی دوم با صدای زنگ گوشی بیدار شدم. حاج حسین، پشت خط بود. سلام و احوال پرسی کردم. گفت شیخ، با سید ابراهیم داریم میآییم قم. میخوام برم دیدار خانواده ی شهید صابری. گفتم باشه. بعد از ظهر به منزل شهید رسیدیم. حاج حسین از اخلاق و رفتار شهید صابری در سوریه میگفت. بعد از خداحافظی از خانواده ی شهید، ناهار آمدند خانه مان. حاج حسین میگفت:
-توی حرم حضرت زینب (ع) بودم. خسته شده بودم. خیلی اصرار کردم و گریه کردم که دیگه خسته شده ام؛ بس که دعای شهادت کرده ام. نیمچه خوابی رفتم. همان جا توی حرم خوابیدم. خواب شهید کاظمی را دیدم. بهش گفتم برام دعا کن که به شهادت برسم. دعا نکرد. اصرار کردم؛ دعا نکرد. گفتم من دعا میکنم؛ تو الهی آمین بگو. دعا کردم که خدایا، شهادت رو نصیبم کن؛ الهی آمین نگفت. از خواب بیدار شدم. شب آخری که با سید ابراهیم پیش حاج قاسم بودیم، یکی از رفقای مشترک مان اومد. بهم گفت فلانی شهید می شه. به من هم تیکه انداخت و گفت حسین هم که شهید نمیشه. حاجی گفت که چرا! اگه اونی که قراره الهی آمین بگه، بگه، اون هم به شهادت میرسه.
حاج حسین، خیلی از این جواب حاجی تعجب کرده بود! مستقیم وصلش کرده بود به خوابی که توی حرم حضرت زینب(ع) دیده بود. بعدها از سید ابراهیم شنیدم که گفت حاج حسین رفته بود خانه ی خانواده ی شهید کاظمی و از مادرش خواسته و اصرار کرده بود که دعا کن به شهادت برسم. آخر سر، مادر شهید استجابت کرده. حاج حسن گفته بود اگه تو دعا کنی دل پسرت هم آروم بشه، من هم شفاعتت میکنم.حاج حسین رفته بود سوریه. سید ابراهیم، سفرش را عقب انداخته بود؛ چون خانمش وضع حمل داشت و خیلی برایش سخت بود که سید ابراهیم نباشد. از سوریه زنگ زدم به سید ابراهیم که دیگر باید بیایی. هرطور بود، سید ابراهیم، خودش را رسانده بود سوریه. دوبار هم حاج حسین بامن تماس گرفت و گفت شیخ ابوصالح، خودت رو برسون اینجا؛ کارت دارم. گفتم حاجی، من خواسته ام بیام؛ ولی عقب انداخته اند. هنوز جواب قطعی بهم نداده اند. روزهای آخری بود که مهدی مالامیری هم آنجا بود. تقریبا آخرین روزهای مرخصیاش بود. قرار بود مهدی برگردد. آخرین جملهای که حاج حسین به من گفت، این بود که شیخ ابو صالح، اول رجب، خودت رو رسوندی، کارت دارم؛ نرسوندی، دیگه به درد من نمیخوری! فهمیدم که اول رجب، روز عملیاته. ولی مرا اعزام نکردند. میدانم که توفیق نداشتم و ضعف خودم بود.
✅تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔@golzarkerman
May 11
💠 پیامبر رحمت صلیاللهعلیهوآله میفرمایند:
🔹️ شَعبانُ شَهری... فَمَن صامَ شَهری کُنتُ لَهُ شَفیعاً یَومَ القِیامَةِ.
شعبان ماه من است. هر که ماه مرا روزه بدارد، در روز قیامت شفیع او خواهم بود.
📚 بحارالأنوار (ط-بیروت) ج ۹۴، ص ۸۳، ح ۵۴
#ماه_شعبان
✅ تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔 @golzarkerman
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 تعبیر جالب حجتالاسلام ماندگاری در مورد انتخابات در برنامه سمتخدا
#انتخابات
✅ تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔 @golzarkerman
🔰 سالروز شهادت
بِـدانیدڪھشَھادَٺ
مَࢪگنیست،ࢪِسالَتاَسٺ
ࢪَفتننیسٺ،
جـاودانھ مـاندَناست...
جـٰاندادَننیست؛
بلڪہجـانیافتَن است...!
🇮🇷 شهید اکبر شجره
🇮🇷 شهید محمد عسکری
✅ تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔 @golzarkerman