14.98M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 جوانان به دنبال یافتن حقیقت هستند
👤حجتالاسلام سیدحسین صدر
✅ تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔 @golzarkerman
🔹یاران شتاب کنید...
گویند قافله ای در راه است ،
که گنهکاران را در آن راهی نیست،
آری گنهکاران را راهی نیست
اما پشیمانان را می پذیرد.
شهید آوینی
✅ تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔 @golzarkerman
13.05M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥جهاد امروز چیست؟
✅ تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔 @golzarkerman
💠حضور سردار علی عظیمی مسئول
یگان ویژه کل کشور در گلزار شهداء کرمان
✅ تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔 @golzarkerman
🔸دلت که گرفت شهدا هستند
مرهم میشوند بر زخمانت
#گلزار_شهدای_کرمان
✅ تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔 @golzarkerman
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 نشون نداره مادرم منم نشون نمیخوام ...
#فاطمیه
✅ تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔 @golzarkerman
9.99M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#گلزار_شهدای_کرمان
🔸 فعالیت فرهنگی خادمین گلزار شهدای کرمان در جوار بیست شهید گمنام به مناسبت ایام #فاطمیه در گلزار شهدای کرمان
✅ تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔 @golzarkerman
YEKNET.IR - tak - vafat hazrat masoume 1402 - narimani.mp3
5.45M
🎙نفرین بر صهیونیست کافر
نفرین بر دشمنان حیدر
👤سید رضا نریمانی
#طوفان_الاقصی
✅ تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔 @golzarkerman
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
▪️با اینکه خسته میشوم و گاه کم حواس
اشکم هنوز هست حبیبم تو را سپاس
✅ تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔 @golzarkerman
گلزار شهدای کرمان
📚 انتشار کتاب «دردانه ی کرمان» 🔷 خاطراتی از سردار شهید حسین بادپا 📌از شما همراهان عزیز و گرامی خ
📚 انتشار کتاب «دردانه ی کرمان»
🔷 خاطراتی از سردار شهید حسین بادپا
📌از شما همراهان عزیز و گرامی خواهشمندیم با ما همراه باشید
✅ تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔 @golzarkerman
گلزار شهدای کرمان
📚 انتشار کتاب «دردانه ی کرمان» 🔷 خاطراتی از سردار شهید حسین بادپا 📌از شما همراهان عزیز و گرامی خ
« بِسمِ اللهِ الرحمنِ الرحیم »
صلوات و سلام خداوند برارواح طیبه ی شهیدان
📖روایت «دردانه ی کرمان»
🔸خاطراتی از سردارشهید حسین بادپا
🔹فصل پنجم :روایات سوریه
🔸صفحه:۳۴۷-۳۴۸-۳۴۹
🔻ادامه قسمت:۲۰۴
هم رزم شهید:شیخ محمد(ابو صالح)
خلاصه،ملازم فیصل،بعد از هزار مکافات،گروهی از نیرو هایش را فرستاد جلو.نیروها رفتند جلو.حاج حسین،سلاحش را کنار گذاشته بود وفقط با بیسیم مرتب با عقبه وفرماندهان هماهنگی می کرد.درست زمانی که نیروهای ارتشی رفتند سمت خاکریز،خمپاره ای آمد وشش نفرشان را مجروح کرد.یک نفرشان هم شهید شد.نیروها،این شهید ومجروحان را آوردند توی ساختمان وسطی که در موقعیت کهرباء بود.ناگاه دیدم عده ای از بچه ها ی ارتش،دورتادور این شهید و مجروحان را گرفته اند و زار میزنند.گروهی هم داد
می زدند که «وای...این ها می خوان با ما چه کار کنند؟!تا کی باید صبر کنیم؟تا کی باید تحمل کنیم؟بابا،داره به ما خیانت
می شه.این خمپاره ای که به سمت ما اومد،از عقب بود!ما مطمئنیم که این خمپاره از سمت خودی بود؛نه از طرف دشمن.این ها از قصد می خوان ما رو بکشند».بچه های ما شوکه شده بودند.ارتشی ها،مثل مادری که بچه اش را از دست داده باشد،خاک برمی داشتند وروی سرشان می ریختند!انگاری کار بلد بودند وقصدشان،تضعیف روحیه ی بچه ها بود،وموفق هم شدند.
دوباره روحیه ها خراب شد.بچه هایی که با هزار زحمت فرستاده بودیم جلو،همه برگشتند عقب.حاج حسین رفت کنارشون،با التماس می گفت«بچه ها،برین جلو.جنگه!خوب،یه خمپاره زده اند...مگه چی شده؟!»
اما هیچ کس گوش نمی کرد.ما منتظر بودیم که نیروهای فاطمیون برسند.دیگر امیدی به بچه های ارتشی که آنجا بودند،نداشتیم!
وقت اذان ظهر شد.حاج حسین،درآن وضعیت،با آرامش خاصی بهم گفت«شیخ،می آی بریم جلو،چسپیده به دیوار خاکریز نماز بخونیم؟!»گفتم«بریم.»من و حاج حسین وابو زینب رفتیم سمت خاکریز.هم خمپاره می آمد،هم تیر می خورد بالای سرمان.حاج حسین،با آرامش،یک بطری آب برداشت وشروع کرد به وضو گرفتن!حین وضو گرفتن بهم گفت«شیخ برو عقب؛چند نیرو سمت دیواره ای که به طرف نیزاره ،هستند.
ببین دونفر میتونند بهمون بدهند که زمانی که ما نماز می خونیم،این طرف دیوار رو نگاه کنند»گفتم«باشه».رفتم آنجا.از
یکی شان پرسیدم« ارشدتون کیه؟»
گفت«فلانیه»رفتم پیش ارشدشان.گفتم «دوتا مرد داری بهم بدی؟»حرفم برایش خیلی سنگین بود.گفت«اره!الان برات
می فرستم.»دونفر را فرستاد.با این دو نفر برگشتم سمت حاج حسین.
ادامه دارد......
✅تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔 @golzarkerman
May 11