⭐️یادی از سردار شهید محمد دریساوی ⭐️
🇮🇷محمد به مرخصی آمده بود، وقت برگشت همیشه در این مسیر من را نصیحت میکرد. نماز اول وقت یادت نره، قرآن بخوان و حفظ کن، درسهات را ادامه بده تا دکتر بشی، مملکت بعد از جنگ به دکتر و مهندس احتیاج داره و ...اما آن روز ساکت بود. نیم ساعتی تا حرکت اتوبوس مانده بود.
- امین مو دیگه برنمیگردم!
منظورش را نفهمیدم. گفتم: یعنی دیگه فقط میری قم، دیگه شیراز نمیای!
بیآنکه به من نگاه کند گفت: نه، یعنی این خداحافظی آخره، دیگه برنمیگردم، تو باید مواظب آقا و مامان باشی.
لحظه آخر هم رو به من چرخید و گفت: امین مواظب مامان باش...آقا قویه، مامان یادت نره!
حتما زمان و مکان شهادتش را می دامست. یک روز قبل از شهادتش نوشته بود: پدر و مادرم هرکجا که راحت بودید من را به خاک بسپارید، البته اگر جسدم بدست شما رسید!
🌹🍃🌹🍃
#ڪانال_شهداےغریـب_شیـراﺯ:
ﺩﺭ ایتا :
http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75
#نشردهیـد یادشهدازنده شـود اجرشهادت ببرید
🌹👆نحیف بود و لاغر
مادرش میگفت اخه پسرم تو چکاری از دستت برمیاد و میتونی تو جبهه انجام بدی
❤️نمیدانست فرزندش مغز متفکر برنامه ریزی و عملیات های مهم و استراتژیک و معاون فرمانده نیروی زمینی ست.
او کسی نیست جز غلامحسن افشردی معروف به حسن باقری فرمانده شجاع و کارآمد دوران جنگ
از مادرش پرسیدند:
چی شد که پسری مثل آقا حسن تربیت کردی؟! جمله خیلی قشنگی گفتند: نگذاشتم امام زمان (عج)در زندگیمان گم شود.
🕊۹بهمن سالروز شهادت/شادی روحش #صلوات
🌷🍃🌷🍃
http://eitaa.com/joinchat/2795372568C39e6bb54eb
🌷🕊🍃
شهادت🌷
نام گرفت
وقتی خدا
کسی
را
کشت
از
شدت عشق...
#صبح_و_عاقبتمون_شهدایی 🕊
🌷🍃🌷🍃🌷🍃🌷
http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75
🌷جمع زیادی از بسیجی ها نشسته بودند. چند نفر از فرماندهان آمدند و پس از مقدمه چینی گفتند ما در یکی از محور ها به مشکل برخوردیم و میدان مین پاکسازی نشده ای جلو ما هست که ممکن است نتوانیم آن را باز کنیم. چند شهادت طلب می خواهیم که در صورت نیاز بتوانند میدان مین را باز کنند. چشمم در میان نیروهایی که نشسته بودند می چرخید، ببینم چه کسی داوطلب می شود. دیدم نوجوانی خوش قامت ایستاد و گفت: من!
شناختمش. "نقی اکبری" بود، همسایه دیوار به دیوار مان در "روستای طسوج". چند تا از بچه های کوار هم او را شناختند. نقی که ایستاد، به هوای نقی، حدود پانزده نفر از بچه های کوار هم ایستادند.
با سلام و صلوات بیرون آمدیم. گفتیم ما که می خواهیم برای شهادت برویم، بهتر است غسل کنیم. به اتفاق هم رفتیم سمت رودی که پائین دانیال رد می شد. شروع کردیم به کندن لباس ها تا قبل از رفتن غسل شهادت کنیم. همان زمان، ماشین فرمانده از راه رسید. فرمانده با اشک ما را در آغوش کشید و گفت: دیگر نیاز نیست، فقط می خواستیم از بین شما، نیروهای شجاع را انتخاب کنیم. از اینکه با این کار باعث روحیه به رزمندگان شدید از شما تشکر می کنم.
#سردار شهید نقی اکبری-
شهادت :عملیات کربلای 5
#شهدای_فارس
🍃🌷🍃🌷
#ڪانال_شهداےغریـب_شیـراﺯ:
ﺩﺭ ایتا :
http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75
#نشردهیـد یادشهدازنده شـود اجرشهادت ببرید
1_2614396975.mp3
9.75M
🌹🌹🌹🌹🌹:
🥀 داستان روزانه هر روز یک قسمت🥀
کتاب صوتی " #لوطی_و_آتش" اثر رحیم مخدومی
( مجموعه ۵ داستان از زندگی سردار #شهید_حسن_باقری)
با صدای #رامین_پور_ایمان
قسمت3⃣
http://eitaa.com/joinchat/2795372568C39e6bb54eb
•┈┈••✾❀🍃♥️🍃❀✾••┈┈•*
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔴 روايت رهبر معظم انقلاب از پيمودن یک مسیر بیستساله در ظرف ٢سال توسط شهيد حسن باقری، معجزهی انقلاب
🔻 ایام #شهید_حسن_باقری گرامی باد
🌷🍃🌱🍃🌷
http://eitaa.com/joinchat/2795372568C39e6bb54eb
⭐️یادی از سردار شهید محمد دریساوی⭐️
🇮🇷قبل از کربلای 4 بود، قرار شد به عنوان مسئول واحد اطلاعات معبر را چک کنم. بخش عمده مسیر در آب بود. عراق محوطه وسیعی را باسیم خاردارهای توپی مسدود کرده بود. چند حلقه را رد کردیم. محمد گفت جعفر این جور که صبح می رسیم. گفتم چی کار کنم؟
- بزار مو بغلت کنم!
دست انداخت دو سمت کمرم و مثل پر کاهی از زمین بلندم کرد و بالای سیمخاردار حلقوی برد و گفت: جعفر بپر!
من را به جلو پرت کرد و من با دو پا جلو سیمخاردار پائین آمدم. خودش هم با یک جهش به این سمت پرید. به همین روش سیمهای حلقوی را رد کردیم. رسیدیم، به سنگر تیربار که آخر معبر بود. محمد گفت: ولک شُکر نداره؟ نگاهی به چشمان پرمحبتش کردم. گفتم: چرا، شُکر داره! - پس بریم سجده شکر.
همانجا، زیر سنگر کمین عراقیها، در آبُ گِل باهم به سجده شُکر رفتیم! یکی دو شب بعد، از همان معبر، به آسمان رسید.
🌹🍃🌹🍃
#ڪانال_شهداےغریـب_شیـراﺯ:
ﺩﺭ ایتا :
http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75
#نشردهیـد یادشهدازنده شـود اجرشهادت ببرید
🌹شهید سعید است و شهادت سعادت 🌹
🌹 #شهید محمود هوشمندی در حادثه گروگانگیری شب گذشته بر اثر اصابت گلوله شرور مسلح به درجه رفیع شهادت رسید . در این گروگانگیری یک زن ۳۲ ساله که توسط افراد مسلح به قصد اخاذی و آدم ربایی ربوده شده بود توسط پلیس آزاد شد ...
✍کجایند آنهایی که چندمین ماه همین افسران شجاع پلیس را مورد هجمه گسترده قرار دادند .. اگر الان این شیربچه های نیروی انتظامی نبودند ناموس آنها به تاراج می رفت ...
🌹مراسم تشییع و تدفین این شهید بزرگوار متعاقبا اعلام خواهد شد..
🌷🍃🌷🍃
http://eitaa.com/joinchat/2795372568C39e6bb54eb