eitaa logo
گلزار شهدا
5.6هزار دنبال‌کننده
8.6هزار عکس
2.5هزار ویدیو
50 فایل
〖بِسم ربّ شھدا🌿〗 •گلزار شهدا •شیراز "اگر شهیدانهـ زندگـے کنی شهادت خودش پیدایت مـےڪند..." _ڪپے؟! +حلالت‌‌همسنگر،ولے‌‌باحــفظ‌ آیدی و لوگو✌🏻 ارتباط با ما🔰 @Shohada_shiraz
مشاهده در ایتا
دانلود
•دلت که گرفت💔 •با رفیقی درد و دل کن ⇜که باشد •این زمینیـ🌎ها •در کارِ مانده اند 🌷 😔 🌹🍃🌹🍃 ﻫﺮﻛﺲ ﺩﻟﺶ ﺑﺮاﻱ ﺭﻓﻴﻖ ﺷﻬﻴﺪﺵ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ ... تا دقایقی دیگر ..... ﺁﻧﻼﻳﻦ ﺯﻳﺎﺭﺕ ﺷﻬدا انجام بدهید ⬇️⬇️⬇️ پخش مستقیم با اینترنت رایگان: http://heyatonline.ir/heyat/120
💫یادی از سردار شهید حاج اسکندر اسکندری 💫 🌷 حاج اسکندر خیلی روی بیت المال حساس بود. از وقتی که ساکن خانه های سازمانی در اهواز شدیم، با اینکه به تمام انبار های لشکر دسترسي داشت و هرچه مي خواست مي توانست بر دارد،‌ اما به ما هم همان سهمیه غذا و شوینده بسیجی ها را می داد. اگر زمانی برای ما از کوار یا شیراز مهمان می آمد، حاج اسکندر منع کرده بود که از غذای پادگان به آنها بدهیم، حتماً باید از بیرون برایشان غذا تهیه می کردیم. یک روز برادرش به تعداد اعضاء خانواده که هشت نفری می شدیم، نوشابه شیشه ای گرفت و آمد. حاج اسکندر همان شب آمد. چشمش که به شیشه های خالی نوشابه افتاد، گفت: این ها را از کجا آوردید؟ برادرش گفت: از پادگان. حاج اسکندر با ناراحتی گفت:این دفعه آوردی، اما دیگه حق نداری، از بیت المال چیزی تو خانه من بیاری. پول نوشابه ها که چیزی هم نمی شد را برد و در صندوقی که به عنوان صندوق بیت المال توی ساختمان گذاشته بودند انداخت. ما را هم مشغول به ذمه کرد که به هیچ وجه از بیت المال حق استفاده نداریم. 🌿🌷🌿🌷🌿 : ﺩﺭ سروش: https://sapp.ir/shohadaye_shiraz یادشهدازنده شـود اجرشهادت ببرید
🔹به مناسبت ارتحال پدر شهید اعتمادی 🔰از هاشم سؤال کردم جزء کدام جناح سياسي هستي؟ گفت: «پدر جان، دين من اسلام است، کتابم قرآن. هر چه قرآن بگويد عمل مي کنم، کاري هم به دسته بندي هاي سياسي ندارم.» سکوت کرد و ادامه داد: «اگر ولايت فقيه بگويد دو دستي اسلحه خودتان را تحويل دشمن بدهيد من اين کار را مي کنم، چون سخن ولايت فقيه، سخن قرآن و خداست.» 🔰خوشكل شده بود. لباس هاي تمييز و زيبايي پوشيده بود، پوتين هايش هم واكس زده و براق بود. با هميشه فرق مي كرد. دخترش سمانه را بغل كرد و چند بار بالا انداخت. به همسرش گفت: اين سفر زيبايي است، براي همين شيك پوشيدم. سمانه را زينب وار بزرگ كن. خداحافظ. آخرين خداحافظي اش بود 🔹به نقل از پدر شهید 🍃🌷🍃🌷 هدیه به شهید هاشم اعتمادی و پدر آن شهید 🍃🌷🍃🌷 http://eitaa.com/joinchat/2795372568C39e6bb54eb یادشهدازنده شـود اجرشهادت ببرید
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌴روضه حضرت زینب(س) 🌴لطف خود را باز یارم کن حسین ⏯ جمعه یا اباعبدالله ع 🏴🏴🏴🏴 http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75
⛅صبح می آید؛ تا به احترامِ سلام بر تو، تمام قد طلوع کند. و دنیا...سالهاست که منتظرِ چشیدنِ همین طعمی ست که خورشید، هر صبح، مزمزه میکند! تو بیایی و دنیا، به احترام سلامِ بر تو؛ تمام قــد قیام کند...✨ ••• -أللَّھُـمَ‌‌عـجِّـلْ‌لِوَلیِڪْ‌ألْـفَـرَج 💚 🌷🌿🌷🌿🌷🌿🌷🌿🌷@golzarshohadashiraz
🌷مــحله ما هــنوز جاده کشــی نشده و رفــت و آمد ماشین در ان خیلی کم بود تا خیابان اصـلی حدود دوکیلـومتر راه بود. روزها همـسایه هایی که ماشین داشتند همدیگر را می رساندند, شب ها که دیگر هــیچ... آن شـب از ســردرد در خانه افتاده بودم که علی آمد. سـریع مرا روے دوش کشـید تا خیابان اصلے آورد تا به یڪ ماشیـن رسد و مرا برد دکتـر. وقتے برگشتیـم, چشمم افـتاد به یڪ ماشیــن سـپاه ڪه جلو در بود.گفــتم این مال کیـه؟ گفت من با این امـدم به ماموریت می رفتم گفتم حالی از شما بپرسم. گفتم مادر, پس چرا با این مرا نبردی دکتر؟ گفــت: اگر شمــا را سوار این می کــردم,آن دنیــا باید جواب پـس می دادم چون این بیــت المــاله! 🌷🌷 شهادت:ﻭاﻟﻔـﺠﺮ 8 معاون گردان امام حسین(ع)-لشکر ۱۹ فجـر 🌷🌷🌷 : ﺩﺭ ایتا : http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75
*داستان دنباله دار هر روز یک قسمت* * الله آذرپیکان* * * * *. _خوب اون تنها میومد! _گفتم که اونجوری باید چند ساعت منتظر میموندیم تا بیاد پیش ما و دوباره این همه راه را برگردیم.خودت که میدونی مسیرمون از این طرفه. اینجوری تا یه ساعت دیگه از همین طرف با هم میریم. هاشم خودش را انداخت وسط و رو به مصطفی کرد.:«حالا اینقدر وقت تلف نکن .بلند شو اذان را بگو تا نماز را شروع کنیم» مصطفی من و من کنان خودش را عقب کشید. _من بگم؟؟ اینجا!!! توی عروسی؟ تازه همینطوری که نشستیم همه دارن نگاهمون می کنند. حمید خندید: «برای چی!!؟ ما چکار کردیم؟» _هیچ کاری که نکردیم ولی باید ریخت و قیافه لباس‌هایی که پوشیدیم  بیشتر به درد توی سنگر و پشت خاکریز میخوریم خیلی ها جا خوردن.. _این فکرا چیه ؟بگو رویم نمیشه اذان بگم.. مصطفی مثل بچه ها لج کرد: «اگه راست میگی خودت اذان بگو!» _کی!؟من؟! _حالا دیدی خودت هم.. حمید آنها را ساکت کرد. _دعوا نکنید اصلاً بر می‌اندازیم روی هر کی افتاد باید اذان بگه هرس دست ها را بردند تا چشم و انگشت هایشان را آماده کردند.اما بیش از این که دستانشان را جلو بیارند یکباره همه همهمه ها خوابید و صدایی آشنا در فضای باغ پیچید. _ان الله و ملائکته یصلون علی النبی... هاشم با تعجب به آن دو زل زد _صدای حجته؟! _مگه اون هم قرار بود بیاد؟! _حالا که اومده. هر سه بلند شدند ،جلو رفتند و جمعیت را با نگاهشان کاویدند.حجت بالای چهار پایه رو به قبله ایستاده و دستش را کنار گوشش گرفته بود. صدای ساز و دهل یک باره قطع شد .. 👈ادامه دارد .... http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75 •┈┈••✾❀🍃♥️🍃❀✾••┈┈•*
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 | 🔻روایت حاج حسین کاجی؛ شهید زرتشتی عاشق امیرالمومنین بیائید هر کس در حد توان مبلغ نهج البلاغه و سیره شهدا باشیم... 🌱🌷🌱🌷 http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75
💫یادی از سردار شهید حاج اسکندر اسکندری 💫 🌷 همه بُنه را زیر و رو کردم خبری از حاج اسکندر نبود. با خودم گفتم: فردا شب ردش را میزنم. شب بعد شد. چشمم به حاج اسکندر بود. یک لحظه از خیمه رفت بیرون، دنبالش رفتم. چند قدمی که رفت توی تاریکی شب گمش کردم. شب بعد هم نتوانستم پیدایش کنم. کلافه رفتم پیش شهید نقی اکبری. گفتم تو می دونی حاج اسکندر کجا می ره؟ - برو پشت آن خاکریز. به خاکریزی اطراف بنه اشاره کرد. ساعت از نیمه شب گذشته بود. آرام سمت خاکریز رفتم. به خاکریز که رسیدم صدای ناله ای شنیدم. خودم را از خاکریز بالا کشیدم و بی صدا سُر خوردم پشت خاکریز. از چیزی که می دیدم جا خوردم. حاج اسکندر در حفره ای کوچک که به اندازه هیکلش تراشیده شده بود، در سجده بود و الهی العفو... چند دقیقه ای به او خیره شدم و بی صدا برگشتم و پیش نقی رفتم. بی آنکه حرفی بزنم، پتویی دورم پیچیدم. بغض کردم و به نقطه ای خیره شدم. نقی گفت: چرا این جور شدی، حاجی الان چند ماه می ره آن پشت.. 🌿🌷🌿🌷🌿 : ﺩﺭ سروش: https://sapp.ir/shohadaye_shiraz یادشهدازنده شـود اجرشهادت ببرید
11.69M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 نابغه هسته‌ای که طعم شهادت را چشید. 🍃🌷🍃🌷 http://eitaa.com/joinchat/2795372568C39e6bb54eb
(س) 🔹این بارگاه احمد موسی بن جعفر است  آرامگاه مظهر یزدان اکبر است بر آستان قد شریفش نهند سر هر عارفی که تشنه اسرار کوثر است... 🏴۱۷ رجب سالروز حضرت سید سادات الاعاظم احمد بن موسی شاهچراغ(س) باد 🔹🏴🔹🏴🔹 http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75
14.37M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 | 🔻خاصیت مهمانی شهداء اینه که یواش یواش حال ها آسمانی تر میشه... ما حالمون خوش نیست، ما قَصُرَتْ بِي أعْمٰالِی اومدیم طلاییه... 🍃🌷🍃🌷 http://eitaa.com/joinchat/2795372568C39e6bb54eb