eitaa logo
ناکجا آباد |‌🇮🇷
187 دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
523 ویدیو
41 فایل
"بسم الله الرحمن الرحیم" اینجا ناکجا آباد عه . همین دیگه خدافط
مشاهده در ایتا
دانلود
غرق شدم تو داستانات میوری
واقعا افرین بهت من کلی داستان نصفه دارم مشکلم اینه نمیدونم چطور بنویسمشون
این کتاب رو گرفتم تو راه میخونم ومثل چی دارم میخندم فرهاد حسن زاده خیلی خوبه ولی حس میکنم یکم زیادی برا خوندش بزرگم💔
وای اینجا ۵ دقیقه غش کرده بودم از خنده🤣🤣🤣 دختره خیلی منه خیلی درکش میکنم حیف داستانش زود تموم شد
بریم یه هوایی بخوریم
ناکجا آباد |‌🇮🇷
اسمش خیلی آشناست حس میکنم خوندم ولی یادم نمیاد
کتابای اینجوری خیلی زود فراموش میشن نمیدونم چرا کلی کتاب این مدلی خوندم ولی یه تیکه هایی رو ازش یادمه فقط
چقدر خوشم میاد از کتابایی که اخرش معنی اسم کتاب رو داره
یه چیزی درباره آزریل اضافه کنم؟ از فلاویی بی‌تعارف متنفرم. مخصوصااااا اونجایی که می‌اومد می‌گفت «ووووی مین میدینیم چی ایتیفیقی ایفتید. تی کیشتیش. 🦖🦖🦖🦖🦖🦖» یا اون‌جایی که آزگور رو کشت. ولی، ولی. بعد از این‌که آزریل رو دوباره و برای بار آخر می‌بینیم، واقعاً ناراحت شدم. دیگه از نظرم یه (سانسور) عوضی که همه رو کشت و دهن مارم سرویس کرد و ده دور سرش پاره شدم نبود؛ فقط بچه‌ای بود که یه عالم دردسر کشیده. دردسرهایی که اندازه سنش نبودن، غم‌هایی که نباید تنهایی حمل می‌کرد و این‌که «هیچ‌کس نیومد». و آره. من مقصر نمی‌دونمش. حتی از نظرم بچه بدی هم نیست. «بعد از همه اتفاقات، اون هنوز دوست صمیمی‌ته.»
the story never ends.