ناکجا آباد |🇮🇷
اسمش خیلی آشناست حس میکنم خوندم ولی یادم نمیاد
کتابای اینجوری خیلی زود فراموش میشن
نمیدونم چرا کلی کتاب این مدلی خوندم ولی یه تیکه هایی رو ازش یادمه فقط
هدایت شده از dog redisue▼・ᴥ・▼
#spoil
یه چیزی درباره آزریل اضافه کنم؟
از فلاویی بیتعارف متنفرم. مخصوصااااا اونجایی که میاومد میگفت «ووووی مین میدینیم چی ایتیفیقی ایفتید. تی کیشتیش. 🦖🦖🦖🦖🦖🦖» یا اونجایی که آزگور رو کشت.
ولی، ولی.
بعد از اینکه آزریل رو دوباره و برای بار آخر میبینیم، واقعاً ناراحت شدم.
دیگه از نظرم یه (سانسور) عوضی که همه رو کشت و دهن مارم سرویس کرد و ده دور سرش پاره شدم نبود؛ فقط بچهای بود که یه عالم دردسر کشیده. دردسرهایی که اندازه سنش نبودن، غمهایی که نباید تنهایی حمل میکرد و اینکه «هیچکس نیومد».
و آره. من مقصر نمیدونمش. حتی از نظرم بچه بدی هم نیست.
«بعد از همه اتفاقات، اون هنوز دوست صمیمیته.»
بچه های ناز