هدایت شده از dog redisue▼・ᴥ・▼
#spoil
یه چیزی درباره آزریل اضافه کنم؟
از فلاویی بیتعارف متنفرم. مخصوصااااا اونجایی که میاومد میگفت «ووووی مین میدینیم چی ایتیفیقی ایفتید. تی کیشتیش. 🦖🦖🦖🦖🦖🦖» یا اونجایی که آزگور رو کشت.
ولی، ولی.
بعد از اینکه آزریل رو دوباره و برای بار آخر میبینیم، واقعاً ناراحت شدم.
دیگه از نظرم یه (سانسور) عوضی که همه رو کشت و دهن مارم سرویس کرد و ده دور سرش پاره شدم نبود؛ فقط بچهای بود که یه عالم دردسر کشیده. دردسرهایی که اندازه سنش نبودن، غمهایی که نباید تنهایی حمل میکرد و اینکه «هیچکس نیومد».
و آره. من مقصر نمیدونمش. حتی از نظرم بچه بدی هم نیست.
«بعد از همه اتفاقات، اون هنوز دوست صمیمیته.»