" آن نخل به خون تپیده را می بوسید
آن مشکِ ز هم دریده را می بوسید
خورشید کنار علقمه ، خم شده بود ..
دستان ز تن بریده را می بوسید =))) "
اشتباهِ خوب"
_
[ امسالم اما علمدار، با لطف خدا یه عااالمه مهربونیهایِ کوچولویِ رنگی به بچههای هیئتش هدیه داد .. ]
- اینبار نه من، که رفقام اصل کاریش بودن، دمتون گرم*