اشتباهِ خوب"
POV: این یه اعترافه: خوب نیستم. ولی اینم یه اعترافه: همهچیز میتونست خیلی بدتر باشه پس خوبم*
POV:
یکی از قشنگترین سایدای مامانم وقتیه که داره با خالم تلفنی حرف میزنه
پرهیجان و خندون ، با چشمای براق
بهاره،
دلت نازک بود و زورت نمیرسید به آدما و اتفاقای اطرافت.
تو با چیزای کوچیک هم لبخند میزدی و ته دلت گرم میشد*
[ ممبری که دیر اسمشو داد ولیخب گونایی بود که نگمش ]
اشتباهِ خوب"
_
[ همدم ]
"واژهای کوتاه و ساده که معنیِ بزرگی را در آغوش داشت. واژهای ساخته از غربت ، دلتنگی و مقدارِ زیادی دوستداشتن.. . همدم را زمانی به کار میبرند که او میآید، کنارِ تو مینشیند، دم و بازدمَش با دم و بازدمَت یکی میشود –که اینجا عیناً لغت معنا میشود و اتفاقی بهنام همدمِ کسی بودن اتفاق میافتد– ، در کنار افکارِ تو اتراق میکند و سعی میکند نزدیکترین حرکت به چیزی که تو، در آن لحظه و ثانیه و موقعیت، با تمامِ وجودت میخواهی و نیازَش داری را برایت انجام دهد..
همراهت سکوت میکند
همراهت غصه میخورد
همراهت بغض میکند
دستت را میگیرد و یا شاید به آغوشت میکشد؛
[ و در یک کلمه، همدمِ تو میشود گویی در آن لحظه، دو جسم و یک روح باشید.. ]
همدم داشتن، سایهٔ تنهاییِ سختِ اتفاق را برایت کنار میزند و همدمِ کسی شدن، بهترین لطفیست که یک انسان میتواند درحق انسان دیگری انجام دهد.. .
و چه حیف اگر در آن لحظاتت.. ، همدمی نداشتهای."
- Abr .
"𝑮𝒐𝒐𝒅 𝒎𝒊𝒔𝒕𝒂𝒌𝒆"
ما که قضاوت نمیکنیم ولیخب ذات #فغانی که تو داوریِ ایرانی بودنش و انسانیت هم به باگ خورد =)
[آره ورزش سیاسی نیست آقای رنگو]
اشتباهِ خوب"
POV: یکی از قشنگترین سایدای مامانم وقتیه که داره با خالم تلفنی حرف میزنه پرهیجان و خندون ، با چشمای
POV:
زندگیم زیادی داره جدی میشه و من دلم هنوز تو همون روزای لیلی و توپ بازیِ توی کوچه گیره.