اشتباهِ خوب"
[ اگه هنوز کسی بهت شب بخیر نگفته، شبت بخیر* ]
منظورم با همکاران بتمنیمه.
«دیروز تو اتاقم یه مورچهٔ سیاه دیدم و چون سیاه بود کشتمش، بخاطر این اقدام نژادپرستانم کل دیشب خواب دیدم افتادم گیر این مورچه سیاها و گازگازم کردن. ولی اونجوری که اون مورچهعه کینهای بود و پیگیر، فکر کنم امشب تو خواب راهپیمایی free black باشه منم اعدام عمومی.»
اشتباهِ خوب"
POV: بازم عکس ۴×۳ بازم پی بردن به اینکه خیلی زشتم.
POV:
کی قراره یاد بگیرم انقد دیر سین نزنم، تو ذهنم جواب ندم و ملتو معطل نزارم.
تو وضعیتی قرار دارم که نمیدونم درست عمل کردم یا نه، کس دیگهای هم نمیدونه درست عمل کردم یا نه. خدا؟ فقط خودش میدونه و کاش بهم تقلب میداد، یا سریعتر نتیجه خوبو بکنه تو چشمم.