─┅══༅࿇༅ ❃﷽❃ ༅࿇༅══┅─
#حاج_قاسم_سلیمانی
#گلواژه_هاے_اهل_بیت_ع
« پرواز در آتش »
روح بلـنــدت جلـوۀ ایثــار ســردار
پرواز کردی تا حضـــور یار ســردار
از کاروان شاهـدان جا مانـده بودی
در غربت تقــدیر تنــها مانـده بودی
مردان روز رزم وغیرت رفته بودند
صیاد و خرازی و همت رفته بودند
بر حاج احمد کاظمیها گریه کردی
با سوز دل، پنهان وپیدا گریه کردی
نوبت به نوبت دوستان رفتند وماندی
در حجلۀ دل داغ یاران را نشــاندی
باخویش میگفتی چرا تأخیر کردم
رفتند همــرزمان ولی من دیر کردم
گفتی که از روی رفیقان شرمگـینم
رفتـند تا معراج و،،،، پابست زمینم
انگار قسمت بود بال و پر بگیـــری
جـای تأسـف داشت در بستر بمیری
پر شدمشام جانت از سیب بهشتی
پرواز در آتش! چـه زیبا سرنوشتی
پرواز تو زیبـاترین پرواز، ای مـرد!
پایان تو زیبـاترین آغـــاز، ای مـرد!
مانند ققنوسی کـه در آتـش بمــیرد
ازشعلهات صد«حاج قاسم»پربگیرد
دستت مسیراسـتقامت را نشان داد
یعنی که بایدپیش پای عشق جان داد
اهــریمـن جـانی بـداند! سـربهداریم
صدها سـلیمانی علم بر دوش داریم
از دسـت ســرداری اگر پرچـم بیفتد
حاشــا که بر ابروی لشکر خم بیفتد
سردار دیگـر پرچـمافراز است اینجا
شورشهادت شوق پرواز است اینجا
شعر:کمیل کاشانی
𝐉𝐨𝐢𝐧: http://eitaa.com/goollvajhehay_ahlbeyt12
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
|↲گلواژههاے اهلبیت (ع) نشر اشعار بروز
─══༅༅༅࿇༅༅ ❃༅࿇༅❃ ༅༅࿇༅༅༅══─
─┅══༅࿇༅ ❃﷽❃ ༅࿇༅══┅─
#حضرت_ام_البنین_سلام_الله_علیها
خیره ماندهِ نگاه آخرِ من
تا زیارت کند عزیزش را
تا که خانم بیاید و بنهد
سرِ زانو سر کنیزش را
من که یک عمر را مسلمانِ
خدمتِ بچه هایِ فاطمه ام
لطفِ مولا علی بزرگم کرد
این که من خاک پایِ فاطمه ام
خاکم اما در آسمانِ ادب
قرصِ ماهی و کوکبی دارم
هر چه دارم قسم به خانمی اش
از کراماتِ زینبی دارم
روز اول که درب این خانه
قامتم پیشِ مقدمش تا شد
تا کشیدم به دیده چادرِ او
رو به چشمم درِ جنان وا شد
چشمم از اشک شوق پُر می شد
تا که مولا مرا دعا می کرد
خانه داریِ پایتختِ کرم
نفسم را پُر از خدا می کرد
تا که یک وقت یاد و خاطره ی
مادر آتش به سینه ها نزند
عرض کردم به محضر مولا
که مرا فاطمه صدا نزند
بی کرانِ ارادت و ادبم
در دو عالم گره گشایم شد
که علی چهار دفعه بابا و
نامِ ام البنین برایم شد
چهار تا یل، چهار تا عاشق
در نگاهِ علی مذاب شده
چهار تا مرد ، چهار روح ادب
خاکِ راهِ ابوتراب شده
چهار سربازِ سر به زیرِ حرم
نوکرِ محض در برِ زینب
که گره زد خدا به غیرتشان
گرهِ زیرِ معجرِ زینب
چهار شیرِ نبردِ دریادل
که ز دستِ کریم مست شدند
چهار سرمستِ جامِ لطفِ حسن
که همیشه خدا پرست شدند
بین این چهارتا که عیسایند
یک نفر هست که مسیحا شد
بین این چهارتا اباالفضلم
آنقدر نوکر است آقا شد
پای درسِ امام هایِ خودش
سیزده ساله بود عالم شد
آنقدر از حسین نور گرفت
لقبش ماهِ آل هاشم شد
نذر کردم که تا ابد بشود
خادمِ منحصر به فرد حسین
که دو تا بازویِ علمگیرش
همه جا می خورد به درد حسین
وقت راهیِ کربلا شدنش
نَبَرَد تا که بچه هایش را
امر کردم که بی پِسر برود
تا نگیرند دست و پایش را
با خودش بی برادرانش تا
خلوت عاشقانه ای دادم
وسطِ تیغِ ابروانش را
بوسه ی مادرانه ای دادم
پسرِ قد رشیدِ حیدری ام
غم نبینند دختران حسین
حامی قدُّ و قامتِ زینب
جانِ من ، جان تو و جان حسین
با نگاهِ پُر از سفارشِ من
کاروانِ فراق راهی شد
تا رقیه نشست بر دوشش
پیشِ چشمم چه دلبخواهی شد
خیسِ باران ز هجر روی حسین
گرمِ ذکر و دعا شدن سخت است
از نگاهِ حسین جان خودش
یک نفس هم جدا شدن سخت است
روزگاری گذشت و بی خبری
بینِ این خانه مو سپیدم کرد
تا شنیدم که کاروان آمد
در مدینه پر از امیدم کرد
تا رسیدم کنارِ دروازه
قامتم زیر بار غم تا شد
چقدر قافله عوض شده ست
چشم دلواپسم که دریا شد
زینبِ زارِ مو سپید شده
ازحسینم فقط خبر آورد
گفت مادر ولی زمین افتاد
از ابالفضل یک سپر آورد
گفت مادر گرفت عاشورا
از تنِ زینبت توانش را
ماه و خورشیدِ نیزه ها کردند
هر کدام از برادرانش را
گفت مادر تنِ اباالفضلت
سخت رویِ زمین فرود آمد
تا همانجا که بوسه می دادی
ترکِ ضربه ی عمود آمد
گفت که از زلالِ آب فرات
نه فقط کودک رباب نخورد
رفت سقا لب شریعه ولی
لب او جرعه ای از آب نخورد
گفت مادر بدون دستانش
تو نبودی چه بر سرم آمد
من خودم کربلا و تا کوفه
دست در دست معجرم آمد
گفت مادر گلِ امیدِ مرا
بینِ گودال پرپرش کردند
چقدر زخم خورد تا آخر
با لب تشنه بی سرش کردند
آنقدر زد به روی سر تا که
زخم پیشانیش دهان وا کرد
گفت مادر سرِ حسین مرا
پیش چشمم کسی به نی جا کرد
از همان لحظه همره زینب
بانیِ گریه ی مدینه شدم
از همان لحظه مثل عباسم
زار و شرمنده ی سکینه شدم
✍ #محمد_مبشری
𝐉𝐨𝐢𝐧: http://eitaa.com/goollvajhehay_ahlbeyt12
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
|↲گلواژههاے اهلبیت (ع) نشر اشعار بروز
─══༅༅༅࿇༅༅ ❃༅࿇༅❃ ༅༅࿇༅༅༅══─
─┅══༅࿇༅ ❃﷽❃ ༅࿇༅══┅─
#حاج_قاسم_سلیمانی
#گلواژه_هاے_اهل_بیت_ع
هوای چشم همــه، ابـری اسـت وبارانی است
که روز مــا همــه از دود آه ، ظلمانی است
گرفتــــه بـهت عجـــــیبی فضــــای دل ها را
نفس به ســینه ی سنگین خلق، زندانی است
چـــراغ گـــریه ی ما روشن است در این داغ
شرار ســــینه ،غــــم قاســــم سلیمانی است
کسی که عمر خودش را نثار دین کرده است
کسی که شیوه ی او شیـوه ی مسلمانی است
کسی که دشـــمن از او مثل بیـــــد می لرزید
کسی که هــم نفس رهــــبری خراسانی است
کسـی که ملک عــــراق و عجـــــم به او نازد
چـراغ و جلوه ی نامش،همیشه نورانی است
شـــــهادت اســــت نصــــیب دل سلیــــمانی
نصیب جمــع دل ما همــه پریشــــانی است
کسی که مـثل ابالفضل پیکــــرش پاشـــید
کسی که در ره محبوب خویش،قربانی است
مدافـعـــان حـــــرم را خـــبــر کنــیـد اکـنون
میـان بـزم شـــهـیدان دوبـاره مـهمـانی است
اگر که اشک کمــی فرصـت و امـان می داد
نوشـته بود «وفایی» فـــراق ، طولانی است
شعر:حاج سیدهاشم وفایی
𝐉𝐨𝐢𝐧: http://eitaa.com/goollvajhehay_ahlbeyt12
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
|↲گلواژههاے اهلبیت (ع) نشر اشعار بروز
─══༅༅༅࿇༅༅ ❃༅࿇༅❃ ༅༅࿇༅༅༅══─
تقدیم به یار و همراه حاج قاسم شهید پورجعفری
"دوش می آمد و رخساره بر افروخته بود"
چکمه دائمی از چرم وفا دوخته بود
جعفری جنس و حسین اصل ، می نابش هست
آنکه عمری به تمنای شهادت زنده است
بس که لبخند و لبش عهد تفاهم دارند
بوسه قند و نمک بر گل گندم دارند
دل پاکش فقط ازطرز نگاهش پیداست
طالع سعد و خوش از چشم سیاهش پیداست
چشم مستش چقدر جام لبالب دارد
ساغر معرفت از غیرت زینب دارد
مرد بی حاشیه و ساده و بی آوازه
در عمل کهنه و در شهرت و عنوان تازه
سر سپرده ست سرِ دار فقط با سردار
خانقاهش شده یک جبهه و زهدش پیکار
او مریدی است که تو پیر و مرادش شده ای
همه ی زندگی و کار و جهادش شده ای
دوستش داری و در عشق پیامت پیداست
دوستت دارد و در مشق مرامت پیداست
باز افتاده از آن جام لبالب به دلم
که گریزی بزند تا دل یک روضه قلم
شرمگین نیست که آبی نرسد بر گلها
لب او تشنه نبوده ست شبیه سقا
ارباََ اربا نشده پیکر او چون اکبر
نگرفته است در آغوش علی اصغر
کمر از داغ برادر نشکسته دیگر
نشنیده است که مهلا مهلای خواهر
داغ دارد دل ما داغ اباعبدالله
نشود سرد به صد قرن پر از گریه و آه
داغ دارد دل ما داغ از آن شعله در
چارده قرن تلافی نشده خون جگر
چارده قرن گره خورده عجب در کارم
بغض نشکفته ی در بین در و دیوارم
خاک آلوده شده واژه ناب مادر
آب هم سوخته در این تب و تاب مادر
آخر روضه هر باره ابا عبدالله
چاره هر دل بیچاره اباعبدالله
زینت کریمی نیا
http://eitaa.com/sheydayezeynab
#کانال_اشعار_زینت_کریمی_نیا_شیدای_زینب
─┅══༅࿇༅ ❃﷽❃ ༅࿇༅══┅─
#پندیاتی
#قصیده_عرفانی
#در_شهادت_سردار_سلیمانی
#گلواژه_هاے_اهل_بیت_ع
در این زمـــانه که جمـعی اسـیر دنیایند
خــوشـابحـال کســـانی که اهل تقـوایند
خوشابحال کسانی که این دو روزهٔ عمر
بفکر توشـــــه ی ره از برای فــــــردایند
خوشا بحال کسانی که درجوانی خویش
بفکـــــر ترک گنه با دو چشـــــــم بینایند
@goollvajhehay_ahlbeyt12
خوشـــابحال کسانی که در کشاکش دهر
طلای عفــــت خـــود را به غِـش نیالایند
خوشابحال کســـانی که در غم و شــادی
بیـاد لحـــــظه ی مرگ و بفکـــــر عقبایند
خوشــــابحال کســــانی که در مرارت ها
بجای خشم و غضب صــــابر و شکیبایند
بجای آن که کنــند شکــــوه از غـــم ایام
همـــاره شــــاکـــــر الطاف حق تعالایند
بپاس آن هــــمه نعمت که حق عطا کرده
بـدون شـــــــائبه تسلیم امــــــر مولایند
به شــــــوق دیدن روی امام منتظــــران
همیشه در بدر کوه و دشـت و صحرایند
به آن امیدکه نوشند می از سبوی وصال
همـــــاره منتظـــــر آن مـــــه دل آرایند
بسیجـیان خمیـنی که مظهــــر عشق اند
مطــیع امــــر ولایت ز پــــــیر و برنایند
به جـــز خــــدا نهراســــند از کسی دیگر
چرا که پیـرو راه علی و زهـــــــــرایند
@goollvajhehay_ahlbeyt12
به خصم آل ابا دشــــمن انداز دل و جان
چـــرا که مــورد خشــــــم خدای یکتایند
درود ما به ســــپـاه و به ارتـــــش ایران
که در حراست کشـور هماره کوشـــــایند
اگرچـــه جـای شهـــیدان بود بسی خالی
چه جـای غم که همـه در بهشت اعلایند
زلحظه ای که دوچشم ازجهان فروبستند
بزیر ســــایه ی عـرش و درخت طوبایند
نمرده اند شهــــیدان و نزد خالق خویش
خـورند روزی و چون باغ گل شکـوفایند
خوشــابحــال شهیدان که سر فراز شدند
و تا قیـام قیـامت ز غـــــــم مبـــــرّا یند
خوشابحال هم آنان که در طریقت عشق
هـماره مسـت می از ســـــاغر تولایند
خــوشــــــابحال سـلیمانی و ابومهــــدی
که در حــــریم ولا شـــــمع بزم دلهایند
گریســــت خامنه ای در عـــزای یارانش
چرا کـــه ماتــم آنان بسی غـــــم افزایند
خـــدا به حق شهیدان ز جـــرم ما بگذر
کـــه در نظام تـو دارای شــــــأن والایند
اگر چـــه کیلِ گناهان ما بود سنگـــــین
به پیش عفو توچون قطره ای ز دریایند
بگـو تو بار دگر (خوشدل) از مقام شهید
که شـاهدان ره دین شفیــــــع فردایند
شعر:محمد ابراهیم خوشدل خراسانی
𝐉𝐨𝐢𝐧: http://eitaa.com/goollvajhehay_ahlbeyt12
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
|↲گلواژههاے اهلبیت (ع) نشر اشعار بروز
─══༅༅༅࿇༅༅ ❃༅࿇༅❃ ༅༅࿇༅༅༅══─
─┅══༅࿇༅ ❃﷽❃ ༅࿇༅══┅─
#مدح_مصیبت
#حضرت_ام_البنین_سلام_الله_علیها
#گلواژه_هاے_اهل_بیت_ع
در مدح و مصیبت ام البنین(س) و تکریم مادران شهدا
ای پس از فاطــمه فـروغ اُمید
به شبسـتـان خـــانۀ خورشــید
مَحــــرمِ خــــــــانۀ ولیّ خــدا
مُحــــرِم ِ آســـــــتـانۀ توحــید
همســـــــر حیـــدریّ و اُمّ بنین
چه مقامی خـدا تو را بخشــید
تو در آن خانه ای مُقـــیم شدی
کــــه از آن نـور بر فَـلَک تابــید
@goollvajhehay_ahlbeyt12
نســـــب تو ز خــــــاندان کمال
ادبت را خـــــــدا کــــــند تأیید
عظمت از صفـــــات تو زده دم
معرفـــت سر به درگـهت سائید
آفـــــرین شد نــثارت از ایــثار
دســــــتهای تو را ادب بوســید
چـــــــار گُل بر بهـــار عاشــورا
از گلســتان دامــــــنت روئــید
گر چـه عبّاس تو به راه حسین
جان ودست وسرش فدا گردید
لیک بعــد از قیـــام عاشـــــورا
اشک تو برحسین می جوشـید
ای که اشکت همیشه جاری بود
وی که از داغ قامـت تو خـمید
دستــــهای تـو روی خـاک بقیع
نقشــــهای چـ۴ـاهار قـبر کشید
گــــریه می کـردی و ز آه دلت
دشمن ودوست برتو می گریید
@goollvajhehay_ahlbeyt12
ســـــالروز عـــــــــزای تو باشد
روز تکـــــریم مـــــادران شهید
مـــــــادران شــــهــید دادۀ ما
هـــمه دارند بر تو چشــم اُمید
ما که مـدیـون این شهیـــدانیم
یادشـــان باد زنـــده و جــاوید
شعر:حاج محمّد نعیمی (قم المقدّسه)
𝐉𝐨𝐢𝐧: http://eitaa.com/goollvajhehay_ahlbeyt12
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
|↲گلواژههاے اهلبیت (ع) نشر اشعار بروز
─══༅༅༅࿇༅༅ ❃༅࿇༅❃ ༅༅࿇༅༅༅══─
─┅══༅࿇༅ ❃﷽❃ ༅࿇༅══┅─
#نوحه
#خداحافظی_زائرین_با_امام_حسین_ع
#گلواژه_هاے_اهل_بیت_ع
به اشک روان می روم یاحسین
به آه و فــغــان می روم یاحسین
ز گـودال خـون کـن نگاهی به من
که بر ســر زنان می روم یاحسین
((حسین یا حسین یابن زهرا حسین))(۴)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
قبـــولم نمـــودی حسین یاحسین
دلـم را ربـودی حسین یاحسین
ز دل غم گشودی حسین یاحسین
از این آســـتان می روم یاحسین
((حسین یا حسین یابن زهرا حسین))(۴)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
@goollvajhehay_ahlbeyt12
بغل کردم ان قبر شش گوشـه ات
فـــــدای تو و اصـــغر تشـــنه ات
فـــــدای جـوان بخــون خفته ات
به دردی نهـان می روم یا حسین
((حسین یا حسین یابن زهرا حسین))(۴)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
منـم زائــــــر بی ســــر و پای تو
منـم تشـــــنه ی جــــام صهبای تو
بــود بــر لبـــــم نام زیـــــــبای تو
به دردی نهـــان می روم یا حسین
((حسین یا حسین یابن زهرا حسین))(۴)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
در اینجـا مـرا خـون دل توشه بود
نگاهـم بر این قبر شش گوشه بود
مرا عشـق مهـدی در اندیشـــه بود
به حزنی گــران می روم یا حسین
((حسین یا حسین یابن زهرا حسین))(۴)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
به "دانا" شـــــده لطــف بیحــد تو
فــــــدای اب و ام و هـــــم جد تو
فــــدای لب تشــــــنه و خــــــد تو
به تاب و تــوان می روم یا حسین
((حسین یا حسین یابن زهرا حسین))(۴)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
شعر: رسول دانا
هدیه به روح مطهر سرور وسالار شهیدان وعلمدارکربلا وشهدای کربلا صلوات برمحمد وآل محمد چهاردهم دی ماه ۱۴۰۱
𝐉𝐨𝐢𝐧: http://eitaa.com/goollvajhehay_ahlbeyt12
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
⛔️درصورت نشرمطالب ڪانال در دیگر ڪانال ها و گروه های مرتبط، نام شاعر ومنبعِ اشعار شرعاً جایز نمیباشد.
|↲گلواژههاے اهلبیت (ع) نشر اشعار بروز
─══༅༅༅࿇༅༅ ❃༅࿇༅❃ ༅༅࿇༅༅༅══─
─┅══༅࿇༅ ❃﷽❃ ༅࿇༅══┅─
#حضرت_ام_البنین_علیه_السلام
#عطر_مادر
#گلواژه_هاے_اهل_بیت_ع
ای که برگل های زهـــرا تو ارادت داشتی
بعــد زهــرا راه در گلـزار جنّــــت داشتی
در مقام و منـزلت آئیــــنۀ نــور و کــمال
مظهر شرم و عـفـافی و نجــابت داشـتی
از نگاه رأفتـت عطــر ولایـت می چکــید
بر امــیر مـؤمنــان ایمان و الفـت داشتی
عمرتو طی شدبه طوف کعبۀ ایمان وعشق
دائماً ازاشک خــود غســل زیارت داشتی
عطرمادر باز هــم پیچیــد درگـلزار وحی
بس که برگل های زهرا تو محبّت داشتی
خوانده ای خود را کنیـز خـانۀ زهرا ،ولی
محضر گل های او قـدر و شرافت داشتی
هم ادب آمــوز پرچـمدار عاشــــورا شدی
هم برای بچه هایت درس غـیـرت داشتی
درکنار علقــمه عـباس تو با خـون نوشت
در قیام روز عاشــــورا شـــراکت داشتی
مـادری می کــرد زهـــرا جـای تو درعلقمه
جای آن رأفت که برگل های عترت داشتی
واژۀ اُم البنـین را خــط زدی از دفتـــرت
در دل از داغ بنیـن خـود مصیبت داشتی
تا که مردم را کنی بیدار از خوابی عـمیق
با قیام گــریه های خــود رسـالت داشـتی
هیچ گـه غافل مشــو از حُـرمت اُم البنین
ای «وفایی» ازخدا هرگاه حـاجـت داشتی
شعر:حاج سید هاشم وفایی
𝐉𝐨𝐢𝐧: http://eitaa.com/goollvajhehay_ahlbeyt12
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
|↲گلواژههاے اهلبیت (ع) نشر اشعار بروز
─══༅༅༅࿇༅༅ ❃༅࿇༅❃ ༅༅࿇༅༅༅══─
نذر حضرت ام البنین سلام الله علیها
برای از تو سرودن قلم علم شده است
و واژه ها همه والا و محترم شده است
شنیده ام که شما شاعرید و اشک شرم
روان به روی جبین من و قلم شده است
عجیب واژه ژرفی ست محترم یعنی
کسی که محرم حق باشد و حرم شده است
به احترام تو باید تمام قد پا شد
به احترام همان قامتی که خم شده است
به جای فاطمه آنقدر مادری که اگر
کسی از عصمتتان گفت باورم شده است
عروس تازه ای و کودک حرم تبدار
هنوز سرنرسیده شروع غم شده است
میاید از طرف علقمه شمیمی که
گواه مادری ات گشته و حکم شده است
میان این دو حرم حس شاعرم انگار
که با دوفاطمه امروز هم قدم شده است
زینت کریمی نیا
http://eitaa.com/sheydayezeynab
#کانال_اشعار_زینت_کریمی_نیا_شیدای_زینب
─┅══༅࿇༅ ❃﷽❃ ༅࿇༅══┅─
#مدح_مرثیه
#حضرت_ام_البنین_سلام_الله_علیها
#گلواژه_هاے_اهل_بیت_ع
ای که در محضــر حـق آیینه صبر و رضایی
مظـهر عشــق و فضــیلت ادب آموز وفایی
دومین فاطـمه در خــانه ی خورشید ولایت
مـــادر مـاه منــیـر هســتی و امُ الشّــهدایی
دامنت مهــد عـــروجِ ،قمـــرِ بـرج ســـعادت
پســرانــت هــــمه در راه حســینند فـدایی
لـقــب ام بنیــــن داد ترا حضــــرت حــــیدر
مـــادر چـــــار علمـــدار شه کـــرب و بلایی
قامتــت خـــم نشد از داغ پسرهای رشیدت
از غـم داغ حســین است که افتــاده ز پایی
ناله ات می رســـد انگار هنــوزم ز مدیــــنه
که از آن داغ جگـر ســـوز کنی نوحه سرایی
شـرر آه تو ســوزد دل هــر پــــیر و جوان را
هرکجا روضه ی سقاست شـماصاحب عزایی
گرچه خون شددلت از داغ جگرسوز عزیزان
جای شکر است ندیدی سـر و دستان جدایی
همچو زینب نشدی خونجگر از زخم زبان ها
نکشیــدی تو اســـــارت نشــده بر تو جفایی
بر ســــر نیـــــزه ندیدی سر خـــــونین بردار
چــون رقــیه که ندیدی سر در طشت طلایی
چون حسن قبرشما گرچه غریب است مدینه
شیـعه سـازد بخدا بر حرمت صحن و سرایی
عقــده دارد که شـود، زائـر قــبـر تو "شقایق"
ای که نام تو کـند چون پسـرت عقده گشایی
وفات حضرت ام البنین سلام الله علیها تسلیت باد
شعر:استاد حمید رضازاده " شقایق" کرمان
𝐉𝐨𝐢𝐧: http://eitaa.com/goollvajhehay_ahlbeyt12
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
⛔️درصورت نشرمطالب ڪانال در دیگر ڪانال ها و گروه های مرتبط،نام شاعر ومنبعِ اشعار شرعاً جایز نمیباشد.
|↲گلواژههاے اهلبیت (ع) نشر اشعار بروز
─══༅༅༅࿇༅༅ ❃༅࿇༅❃ ༅༅࿇༅༅༅══─
«بسم ربّ الحسین»
#صبحم_بنامتان
#یا_اباعبدالله
#یا_ابوفاضل
دست بر سینه ، با کمال ادب
روبه روی حـــرم ، ســلام آقا
بعد از آن رو به ساقی عطشان
میر مشک و علـــم ، ســلام آقا
#رقیه_سعیدی_کیمیا
۱۴۰۱/۱۰/۱۵
«بسم ربّ المهدی»
#سلام_امام_زمانم
#سلام_پدر_مهربانم
الســـلامُ علیـــک یا مهــــدی !
ای امیــــد تمــــام منتــــظران
کــاش می شـــد ببینــمت آقا !
کــاش می آمـــدی همیـــن الان
حیــف آقا !که قرنهـــاست همه
ما به این انتـــظار خـــو کردیم
بـس که دنبـــال کـار دنیـــاییـم
کم تو را حیف! جستجو کردیم
#رقیه_سعیدی_کیمیا
۱۴۰۱/۱۰/۱۵
@saeidikimya
─═༅࿇༅ ❃﷽ ❃ ༅࿇༅═─
#زمزمه_نوحه
#وفات_حضرت_ام_البنین_علیها_سلام
#سبک: دامن کشان رفتی دلم زیر و رو شد...
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
عالَم ، پریشان از (غمــی آتشیـن است۳)
گریان از این ماتم،( زمان و زمین است۳)
دوباره خیمــه ای بر ماتمی برپاست
بزن برسَر از این داغی (که جانفرساست۲)
نوای سیــنهٔ حــزین بمیرم خدایا
ز ماتم ام البنیـــن بمیرم خدایا (۲)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
از بعد عاشــورا (لبش نوحه گر بود۳)
از داغ گلهایش، (همش خون جگر بود۳)
فلـک ! با مادر سقّـــا چهـــا کــردی
سر و دستان سقّا را (جــدا کردی ۲)
مرثیه خــوان زینــب و شَـــهِ عالمینـــه
(توی تموم روضــه هاش به یاد حسینه)۲
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
وقتی بشیر آمد (چه شوری بپا شد ۳)
ام البنین! برخیـــز (زمــان عـزا شد ۳)
خبــــردارِ غـــمِ داغِ پســر آمــد
ببین زینـب بدونِ همسفـــر آمــد
غریب ، مادر(۲)
بیــا و مـــادری نما ، برای حسیـــنش
(که قامتـش خمیده در عزای حسینش۲)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
می خونه یک مادر ( کجایی اباالفضل۳)
در احتضــارم تــا (بیــــایی اباالفضل ۳)
از بس من برایت نوحه ســر دادم
داغت نمیــره یک لحظـــه از یادم
(اباالفضلم۲)
بیا به جـان مــادرت ، ببیــن بیقــرارم
سری به غربتم بزن که چشم انتظارم(۲)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
عباس ! ، نبــودم (کــربلاتـو ندیدم۳)
اشــک تو و شــرمِ( فُـــراتـو ندیدم ۳)
گفتن که دستاتو به ناغافل قلـــم کردن
قدّ حسیـــن رو در کنار تو خــَـم کردن
ابو فاضل(۲)
فاطمـه جای من رسیـــد به دلداریِ تو
گریه می کـــرد برای اون وفــاداری تو(۲)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
أدرک أَخـــای تو (به اذن گل یاس۳)
آورد حسینــت رو (کنار تو عباس۳)
برادر گفتــی و زهرا دلش خون شد
حسینــت در کنار تو پریشــــون شد
ابوفاضل(۲)
میگفت بلند شو از زمین ، علمدارم عباس!
نذار که تنها بمــونم ، کس و کارم ، عباس!(۲)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
دامن کـشان برگرد (که آروم بگیـــرم۳)
تا جون بِدَم راحت( کنـــارت بمیــرم۳)
اگر چه اُمّ البنینم ، بی بَنینم من
عــزادار حسیــنِ بی قرینـــم من
غریبم من(۲)
فدای غربت حسین ، که مادر نداره
تنِ عزیز فاطمــه ، چرا ســر نداره؟(۲)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
یارب عطایم کن (توصبــرجمیـــلی۳)
وقتی ببینم آن (رخ و جسم نیــلی۳)
بگـــویم ای مادرِ قــامت کمان من!
شــده نام حسینت آرام جــان من
حسین جانم(۲)
تمــــام زنــدگــانی ام برای حسینه
عمر من و جوانی ام برای حسینه(۳)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
سروده ای مشترک از :
#محمد_مبشری
#رقیه_سعیدی_کیمیا
۱۴۰۱/۱۰/۱۳
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
لینک کانال اشعار رقیه سعیدی (کیمیا) در ایتا JOin↶
https://eitaa.com/joinchat/1259143275Ce3f7c12047
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
لینک کانال اشعار محمدمبشری (غریب آشنا) در ایتا JOin↶
http://eitaa.com/gharibe_ashena_mobasheri313
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─