چاقویِ کند بود و، به نرمی
آزار داد سینهی ما را
رازی که داشتیم و نگفتیم
زیرا که درد نیز نفهمید
ما هندوانه های رسیده
دل نازکیم و پوست کلفتیم
زیرا که در نهایت اندوه
از هرکه لطمه میزد و میرفت
لبخند را دریغ نکردیم
لبخند نیز آفت ما شد
زیرا که در نهایت لبخند
یک شب بدون گریه نخفتیم
#حسین_صفا
بهغیر از غزل - این رفیقِ قدیمی -
کسی نیست با خلوتِ ما صمیمی
چه بامِ بلندیست دلتنگی عشق!
تکاندهست آنجا دلِ ما گلیمی
نزادهست از عقل، جز حکمتِ سرد
چه حُزن عمیقی، چه رنجِ عقیمی!
سر از کار دنیا کسی درنیاورد؛
گُلِ کاغذینی که دارد شَمیمی
مُدارا کن ای عُمر با من که دارم
نه قلبِ درستی، نه عقلِ سلیمی
چو موسای دلبُردهی خِضرمُرده
بُریدم دل از هر رحیم و رجیمی
غُبارِ رَه و آستانهنشینم
بیاید؟ نیاید؟ مبادا نسیمی...
#عبدالحمید_ضیایی
ای کاش امیدی به خوشیهای جهان بود
ای سکهی اقبال، دریغا که دورویی!
#حسین_دهلوی
مجنون، به ریگِ بادیه غمهایِ خود شِمُرد
یادِ زمانهای که غمِ دل حساب داشت
#صائب_تبریزی
با رودخانه پای درختی قرار داشت
سیبی که فکر خودکشی از شاخسار داشت
مقصد مهم نبود چه دریا چه باتلاق
می رفت رود و از همه قصد فرار داشت
یادش نرفته بود خزان درخت ها
بیخود نبود باغ هراس از بهار داشت
کوهی که تن به تیشه معدنچیان سپرد
یاقوت سرخ داشت دل داغدار داشت
وقتی گریست شیشه می هق هق از ملال
معلوم شد چقدر غم روزگار داشت
سهراب غرق خون شد و وقتی شکست خورد
هم زخم هم نشان از پدر یادگار داشت
گل گرچه شاد بود که از شاخه چیده شد
از باغبان خویش جز این انتظار داشت
ما را چنان که باید و شاید کسی ندید
روز ازل هم آینه ما غبار داشت
#فاضل_نظری
خونابه فرستند به هم چشم و دل من
چون کاسه که همسایه به همسایه فرستد
#فضلی_گلپایگانی
تویی نماز و منم مست، مانده ام چه کنم
که هم اقامه خطا هم سبک شمردن تو
#حسین_زحمتکش
رتبه میخواهی، چو خورشید از خلایق دور باش
سایه از همراهی مردم به خاک افتاده است
#صائب_تبریزی
من دوستی به جز تو ندارم، قسم به عشق
هرکس که غیر از این به تو گفتهست، دشمن است..
#حسین_دهلوی
اَفسوس که بیفایِده فَرسوده شُدیم
وز آسِ* سِپِهرِ سَرنِگون سوده** شُدیم
دَردا و نَدامَتا که تا چَشم زَدیم
نابوده دَمی بهکام، نابوده شُدیم
*آس: آسیا.
در این نِگَرشِ شاعرانه، سِپِهر / فَلَک، به سنگِ گِرد و گَردانِ آسیا میمانَد، و همانگونه که سنگِ زَبَرینِ آسیا با گَردِشِ خود بر رویِ سنگِ زیرین، غلّات و حبوبات را لِهْ میکُنَد و آرد میگَرداند، گَردِشِ سِپِهر / فَلَک نیز بر سَرِ ما آدمیان، ما را میفَرسایَد و نابود میگَردانَد.
پَروینِ اعتصامی نیز با زبانی نِکوهِشگرانه در حقِّ روزگار / فَلَک میگُفت:
این بیهُنَر آسیایِ گَردَنْده
ساییده هِزارها سَر و گَردَن
**سوده: ساییدهشُده؛ به صورتِ گَرد درآمده؛ فرسودهشُده؛ آزاردیده.
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صد دیو در من هست، انسانی نمانده ...😐
@gorbe_ir
پیشانیات ای کویر! موّاج شدهست
انقدر به رودخانهها فکر نکن
#میلاد_عرفان_پور
@gorbe_ir