ای مرکز ثقل کهکشانِ دل من!
خورشید بلند آسمان دل من!
عمری است که من منتظر دیدارم
یک جمعه بیا به جمکران دل من!
من سر به تنم زیاد بود از اول
شالوده ام از تضاد بود از اول
ابعاد مرا عشق به هم ریخته بود
روحم به تنم گشاد بود از اول! 👻
بیزارم از این پوچی و بی معنایی
از این همه دلبستگی دنیایی
ای کاش دلم خوشه ای از گندم بود،
در دست گرسنگان آفریقایی 🌾
این نقیضه مهدی جهاندار بر شعر «مادربزرگ عطر برنج شمال بود» از علیرضا نورعلیپور هم جالبناک است:
مادربزرگ، نفت برنت شمال داشت
اما پدربزرگ، دو کشتی ذغال داشت
مادربزرگ در پی حُسن و جمال بود
اما پدربزرگ، شکوه و جلال داشت
نفت برنت، مال شمال است و در جنوب
گرم چهکار بود؟... دو تا احتمال داشت
یک احتمال اینکه برای فریب بود
یک احتمال اینکه خیال جدال داشت!
ناو پدربزرگ پُر از بالگرد بود
ناو پدربزرگ بسی چرخبال داشت
ناو پدربزرگ مجهّز به بمب بود
جنگنده داشت، از همه بهتر مَبال داشت
هرچند بیهواکش و خوشبوکننده بود
هرچند بیشلنگ... ولی دستمال داشت!
مادربزرگ کشتی لبریز خویش را
از تنگهای مخوف، سرِ انتقال داشت
اما پدربزرگ به مادربزرگ گفت
باید برای تنگهی هرمز ریال داشت
مادربزرگ مثل همیشه لجوج بود
مادربزرگ مثل همیشه سؤال داشت
مادربزرگ گرچه هزاران دلیل داشت
اما پدریزرگ هزاران مثال داشت
زیرا که انگلیس ز یادش نرفته بود
زیرا که خاطرات بد از پرتغال داشت
زیرا که از رئیسعلی فحش خورده بود
زیرا که از امامقلی مُشت و مال داشت
آمد میان کشمکش و گفتگویشان
آژیر ممتدی که صدای شغال داشت
موشک رسید و کشتیشان را به گِل نشاند
موشک رسید و کشتیشان اشتعال داشت
مادربزرگ بود ولی پابهماه شد!
گرچه پدربزرگ بسی پابهسال داشت
نظم جدید منطقه آغاز گشته بود
نظم قدیم منطقه، رو در زوال داشت
آن چشم لاابالی وآن ابروی هلالی
دادند ناظران را فی الجمله گوشمالی
تا پای چشمه رفتیم، لب تشنه بازگشتیم
حیف دهان ما بود آبی به این زلالی 😁
مستان سبو شکستند از بند و گشت رستند
ما دستگیر گشتیم با شیشه های خالی😐
ایام شد به کامت، بی ما ولی حرامت
آن کار های عالی، آن حال های عالی
از سفره ی رعیت نان می برند و قاتق
یک روز دزد و سارق، یک روز خان والی
از متهم می افتد عکسی کنار قاضی
محکوم می گریزد با حکم انتقالی...
گفتیم:«چیست تکلیف؟»، «تکلیف چیست؟» گفتند
جای جوابمان بود این جمله ی سوالی
::
یک مشت خرده ریزند، بگذار تا بریزند
افکار فی البداهه، ابیات ارتجالی
تقدیر روبه رویم، غم دست بر گلویم
او موج کوه پیکر، من قایق پدالی
پایان قصه را هم کاری نمی توان کرد:
یادم تو را فراموش آغوشم از تو خالی
@gorbe_ir
قسمت به مثقال است، حسرت به خروار است
پس واقعیت داشت؛ انسان زیانکار است
باری به راحت رفت، باری کراهت رفت
هربار می گفتم این آخرین بار است
کاری به باری نیست، وقتی عیاری نیست
در لشکر کوران، یک چشم سردار است
گاهی به لبخندی ست، دامی ست، ترفندی ست
از چیدنش بگذر، گل طعمه ی خار است
در امتداد باد بیدی خمید و گفت:
من روسیاهم، آه، حق با سپیدار است
حق با جماعت نیست حتی اگر بسیار
بسیار ناچیز است، ناچیز بسیار است
همساز شو با درد، بگذار و بگذر مرد
در موضع بهتان انکار اقرار است...
::
از گریه آکنده، چشمم به فرداهاست
بیدار می مانم شب نیز بیدار است
از کف نخواهم داد این آخرین دژ را
«پایان تنهایی آغاز بازار است»
@gorbe_ir
[درمفاخره و تبلیغ و ختم کلام]
الا دختر که دل پیشت اسیره
وصالت آرزوی این حقیره
اگر چه خونه و ماشین ندارم
دوبیتی هایم اما بی نظیره
::
[درتقاضای ارتقای سیستم عامل]
الا دختر بخوان اشعارو حظ کن
نه حظ بد، که حظ بی غرض کن
تو که جی تاک ما را زنده کردی
بیا ویندوز ما را هم عوض کن
::
[در نسبت امنیت اجتماعی و سلامت
روانی]
الا دختر که موی بور داری
حجابی کلهم ناجور داری
بلندم کردی و دادی به ناکس
چقدر ای بی مروت زور داری
::
[در مبانی استتیک]
الا دختر که مویت رنگ کاهه
از آن بدتر که ماتیکت سیاهه
تو خلاقیتت خوبه، ولیکن
اصول استتیکت افتضاحه
::
[درقیاس مع الفارق]
الا دختر نکن با خود قیاسم
تو دوره دیده ای، من بی کلاسم
تو و آن اندروید فول تاچت
من و این زرنگار تحت داسم
::
[درعشق و زندگی و حذف الا دختر به
قرینه ی معنوی]
میان اوچ و بش دورت آفریدند
درون قلب آئورت آفریدند
برای زندگی شلوار کردی
برای عشق ساپورت آفریدند
::
[در راستای آماده سازی داوطلبان برای کنکور سراسری]
الا دختر که موی بور داری
زِ دختر بودنت منظور داری
بیا تا جزوه ای از هم بگیریم
شنیدم مثل من کنکور داری
::
[در ذم سخن چینی]
الا دختر، نگفتم حرف توشه
الهی حرف بر بی آبرو شه
خودت گل،خواهرت گل، مادرت گل
ولی داداش تو آدم فروشه
::
[درذم آشکارفیک، و مدح کنایی ریموو]
الا دختر که اسمت مستعاره
حضورت در پناه استتاره
اگر اد می کنی اد کن، ولی من
نخواهم کرد اکسپتت دوباره
::
[در تملیح]
الا دختر مرا بی چاره کردی
میان قبطیان آواره کردی
تو که حال زلیخا را نداری
چرا پیراهنم را پاره کردی
::
[درتقاضای ارتقای سیستم عامل]
الا دختر بخوان اشعارو حظ کن
نه حظ بد، که حظ بی غرض کن
تو که جی تاک ما را زنده کردی
بیا ویندوز ما را هم عوض کن
@gorbe_ir