قسمت به مثقال است، حسرت به خروار است
پس واقعیت داشت؛ انسان زیانکار است
باری به راحت رفت، باری کراهت رفت
هربار می گفتم این آخرین بار است
کاری به باری نیست، وقتی عیاری نیست
در لشکر کوران، یک چشم سردار است
گاهی به لبخندی ست، دامی ست، ترفندی ست
از چیدنش بگذر، گل طعمه ی خار است
در امتداد باد بیدی خمید و گفت:
من روسیاهم، آه، حق با سپیدار است
حق با جماعت نیست حتی اگر بسیار
بسیار ناچیز است، ناچیز بسیار است
همساز شو با درد، بگذار و بگذر مرد
در موضع بهتان انکار اقرار است...
::
از گریه آکنده، چشمم به فرداهاست
بیدار می مانم شب نیز بیدار است
از کف نخواهم داد این آخرین دژ را
«پایان تنهایی آغاز بازار است»
@gorbe_ir
[درمفاخره و تبلیغ و ختم کلام]
الا دختر که دل پیشت اسیره
وصالت آرزوی این حقیره
اگر چه خونه و ماشین ندارم
دوبیتی هایم اما بی نظیره
::
[درتقاضای ارتقای سیستم عامل]
الا دختر بخوان اشعارو حظ کن
نه حظ بد، که حظ بی غرض کن
تو که جی تاک ما را زنده کردی
بیا ویندوز ما را هم عوض کن
::
[در نسبت امنیت اجتماعی و سلامت
روانی]
الا دختر که موی بور داری
حجابی کلهم ناجور داری
بلندم کردی و دادی به ناکس
چقدر ای بی مروت زور داری
::
[در مبانی استتیک]
الا دختر که مویت رنگ کاهه
از آن بدتر که ماتیکت سیاهه
تو خلاقیتت خوبه، ولیکن
اصول استتیکت افتضاحه
::
[درقیاس مع الفارق]
الا دختر نکن با خود قیاسم
تو دوره دیده ای، من بی کلاسم
تو و آن اندروید فول تاچت
من و این زرنگار تحت داسم
::
[درعشق و زندگی و حذف الا دختر به
قرینه ی معنوی]
میان اوچ و بش دورت آفریدند
درون قلب آئورت آفریدند
برای زندگی شلوار کردی
برای عشق ساپورت آفریدند
::
[در راستای آماده سازی داوطلبان برای کنکور سراسری]
الا دختر که موی بور داری
زِ دختر بودنت منظور داری
بیا تا جزوه ای از هم بگیریم
شنیدم مثل من کنکور داری
::
[در ذم سخن چینی]
الا دختر، نگفتم حرف توشه
الهی حرف بر بی آبرو شه
خودت گل،خواهرت گل، مادرت گل
ولی داداش تو آدم فروشه
::
[درذم آشکارفیک، و مدح کنایی ریموو]
الا دختر که اسمت مستعاره
حضورت در پناه استتاره
اگر اد می کنی اد کن، ولی من
نخواهم کرد اکسپتت دوباره
::
[در تملیح]
الا دختر مرا بی چاره کردی
میان قبطیان آواره کردی
تو که حال زلیخا را نداری
چرا پیراهنم را پاره کردی
::
[درتقاضای ارتقای سیستم عامل]
الا دختر بخوان اشعارو حظ کن
نه حظ بد، که حظ بی غرض کن
تو که جی تاک ما را زنده کردی
بیا ویندوز ما را هم عوض کن
@gorbe_ir
پيغمبرانِ فصِّ سليمانيِ فرنگ!
آموزه ی هزاره تان جنگ بود و جنگ
انجيليانِ روميِ تلمود در بغل!
بر خوانِ شامِ آخرتان خمر و خون و بنگ!
از واديِ کدام شبِ کفر مي رسيد؟
با صد کرور لوحه ی مغلوط تان به چنگ
از دورِ بعد رستمِ ما نيز مي رسد
هرکول هاي کوکي! هان، اندکي درنگ
نخجيرگاهِ شرقيِ تان گور مي شود
فرعون هاي فربه! تيمورهاي لنگ!
اين ديو را به کشتنِ ما گرم کرده اند
ما بندگانِ منگِ خدايانِ هفت رنگ
خوابيم و پنجه بر رخِ مهتاب مي کشد
گيرم عبث، به ناخنِ پولاد اين پلنگ
پيران مان نشسته به اميد و کودکان
در جنگِ نابرابر آيينه اند و سنگ
کو کاوه اي که بيرقِ توفان عَلَم کند
اسکندرانه در شبِ ضحّاکيِ فرنگ؟
شاعر لميده است و غزل ساز مي کند
در وصف خطّ و خالِ ظريفانِ شوخ و شنگ
کار از قلم نمي رود آري، نمي رود
حالي تو غيرتي کن، معشوق من، تفنگ!
@gorbe_ir
دنیا عروسکی است که لبخند می زند
اما نه...من دچار تبسم نمی شوم
حوّا
هبوط
آه...
زمین
رنج
نه...بس است
دیگر اسیر فتنه ی گندم نمی شوم
@gorbe_ir