46.37M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قسمت اول :
انیمیشن عنایت حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)🌷
به مناسبت وفات حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام🖤
https://eitaa.com/MOVEUD313
44.33M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قسمت دوم :
انیمیشن عنایت حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)🌷
بهمناسبت وفات حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام🖤
https://eitaa.com/MOVEUD313
41.24M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آخرالزمان و افزایش حضور شیاطین در زمین
چرا هرچه پیش میرویم عده زیادی مرتد بیدین یا بیحجاب و ضد انقلاب میشوند؟
وسوسه جنیان چگونه صورت میگیرد و بر چه افرادی مؤثر است!؟
تکرار اتفاقات عصر حضرت سلیمان (ع)
آیا آمادهایم تا خودمان و عزیزانمان را از گزند آفات جنیان شرور و کافر در آخرالزمان دور نگه داریم و محافظت کنیم؟
استادمحمدشجاعی
https://eitaa.com/MOVEUD313
4.15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
استاد #پناهیان:
اکثر کسانی که به دوزخ میروند، به خاطر نفهمیدن این حقیقت است!
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کلیپ #استاد_رائفی_پور
«مربی میتونه محدودیت تعیین کنه؟»
کارگردان میتونه بگه یه تار موت بیرون نباشه اما خدا نمیتونه؟!!
چقدر خداغریبه....
#حجاب
https://eitaa.com/MOVEUD313
#قصه_برای_بچه_های_گروه_313
🐯 ببری که دیگران را مسخره میکرد 🌳
یکی بود یکی نبود، روزی ببر باهوش و چالاک و قوی وجود داشت که همیشه حیوانات دیگر را مسخره می کرد و به آنها می خندید، مخصوصا زنبور ضعیف و کوچک و فیل کند ِ دست و پا چلفتی را مسخره می کرد.
یک روز حیوانات جنگل از جمله ببر در غاری جمع شده بودند که ناگهان زمین لرزه ای آمد و در خروجی غار بسته شد.
از آنجایی که ببر قوی بود و همیشه حیوانات دیگر را مسخره می کرد، همه حیوانات گرفتار در غار انتظار داشتند که ببر در غار را باز کند و آنها را نجات دهد، ولی هر چقدر ببر زور زد نتوانست صخره ها را از جلوی در غار تکان بدهد.
در نهایت، زنبور کوچولو فکری به ذهنش رسید و از میان شکاف بین صخره ها پرواز کرد و از غار خارج شد.
چون فیل از مسخره کردن ببر ناراحت بود، در گوشه ای تنها نشسته بود و با حیوانات دیگر به غار نرفته بود.
پس زنبور به دنبال فیل در جنگل گشت و او را پیدا کرد و به او گفت که حیوانات در غار گرفتار شده اند و در غار بسته شده است و آنها نمی توانند بیرون بیایند.
فیل به سمت غار راه افتاد و با خرطوم خود صخره ها را از جلوی در غار برداشت و حیوانات را نجات داد.
حیوانات با خوشحالی از غار بیرون آمدند و از زنبور کوچک و فیل سپاسگزاری کردند و خواستند که با آنها دوست شوند.
آخرین حیوانی که از غار بیرون آمد، ببر بود که صورتش از خجالت قرمز شده بود. ببر درس خود را آموخته بود و از آن روز به بعد ببر فقط خوبی های حیوانات دیگر را می دید و با همه دوست بود.
#قصه
13.99M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خواب استاد شجاعی
برای امام زمانمونمون چه کردیم؟؟
چه کاری برای خوشنودی قلب نازنینش انجام دادیم؟؟؟
25.46M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگر امر به معروف و نهی از منکر اینه...
#من_هوادارشم
چه زندگی هایی که با یک امر به معروف و نهی از منکر ساده، مستحکم شد.
شهید آرمان علیوردی
یه روز آقا آرمان بهمون گفت: بچهها همهتون فردا روزه بگیرید بیاید حوزه، قراره افطاری بدیم.
فرداش همه موقع اذان مغرب سر سفره نشسته بودیم. آقا آرمان رو کرد به بچهها گفت: خب انشاءالله که نماز و روزههاتون قبول باشه؛ شما دلهاتون پاکه و چیزی به افطار نمونده، ازتون میخوام برام یه دعا کنید.
همه گفتیم: آقا چه دعایی کنیم؟
آقا آرمان گفت: دعا کنید شهید بشم...
همهمون دستامون رو گرفتیم بالا دعا کردیم؛
اصلا انگار نمیدونستیم داریم چه دعایی میکنیم؛
شاید بعضیها معناش رو هم نمیدونستند..
#شهید_آرمان_علی_وردی
جهت تعجیل در فرج آقا#امام_زمان و شادے ارواح مطهر شـهدا صلوات