من از بـیـداری ِکابـوسوارم سخــت میتــرســم
کسی را میشناسی این حوالی خواب بفروشد ؟
- امیر اخوان
داغ ِهجرانی که در این سینه دارم روزو شب
میدهـد هـر لحـظه آزارم، نمیدانـد کسـی .:)
شب شدو باز خیالت به سرم رخنه زده ...
لااقل، رحم بر این چشم پر از خونَم کن !
- مریم باده بان
هزار آتشو دودو غم استو نامش «عشق»
هــزار دردو دریــغو بــلا و نــامــش «یــــار»
- مولانا