شب شدو باز خیالت به سرم رخنه زده ...
لااقل، رحم بر این چشم پر از خونَم کن !
- مریم باده بان
هزار آتشو دودو غم استو نامش «عشق»
هــزار دردو دریــغو بــلا و نــامــش «یــــار»
- مولانا
هدایت شده از - زیرِدرخت ِآلبالو .
دوست دارمش ،
مثل دانه ای که نور را ،
مثل مزرعی که باد را،
مثل زورقی که موج را،
یا پرنده ای که اوج را،
دوست دارمش...
_فروغ فرخزاد