شب شدو باز خیالت به سرم رخنه زده ...
لااقل، رحم بر این چشم پر از خونَم کن !
- مریم باده بان
هزار آتشو دودو غم استو نامش «عشق»
هــزار دردو دریــغو بــلا و نــامــش «یــــار»
- مولانا
مهیّا کردهام دل را، به همراه قلم، دفتر ..
که تا خُموار بنْویسم به نام ِنامی ِحــیــدر♡