مرقد مطهر عارف بالله حضرت آیت الله بافقی رضوان الله علیه در حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) ورودی حجره تربت آیه الله العظمی بروجردی علی الله المقامه
از اولیا بزرگی که مرتب خدمت حضرت حجت ارواحنا فدا مشرف میشده است
فاتحه ای نثار این مرد خدا عنایت کنید
گوهر معرفت
https://eitaa.com/joinchat/3987931191C79e041da6b
گوهر معرفت☫
مرقد مطهر عارف بالله حضرت آیت الله بافقی رضوان الله علیه در حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) ورودی
مرحوم حجّة الاسلام ملاَّ اسد الله بافقی به نقل از برادرش مرحوم آیت الله محمّد تقی بافقی میگوید:
«قصد داشتم از نجف اشرف پیاده، به مشهد مقدّس برای زیارت حضرت علیّ بن موسی الرّضا (علیه السلام) بروم. فصل زمستانی بود که حرکت کردم و وارد ایران شدم. کوهها ودرّههای عظیمی سر راهم بود وبرف هم بسیار باریده بود.
یک روز نزدیک غروب آفتاب که هوا هم سرد بود وسراسر دشت را برف پوشانده بود، به قهوه خانهای رسیدم؛ که نزدیک گردنهای بود، با خودم گفتم: «امشب در میان این قهوه خانه میمانم، صبح به راه ادامه میدهم».
پس وارد قهوه خانه شدم، دیدم جمعی از کردهای ایزدی در میان قهوه خانه نشسته ومشغول لهو ولعب وقمار هستند، با خودم گفتم: «خدایا چه بکنم؟! اینها را که نمیشود نهی از منکر کرد، من هم که نمیتوانم با آنها مجالست نمایم، هوای بیرون هم که فوق العاده سرد است».
همینطور که بیرون قهوه خانه ایستاده بودم وفکر میکردم و کم کم هوا تاریک میشد، صدائی شنیدم که میگفت:
«محمّد تقی! بیا اینجا». بطرف آن صدا رفتم، دیدم شخصی باعظمت زیر درخت سبز وخرّمی نشسته ومرا بطرف خود میطلبد.
نزدیک او رفتم واو سلام کرد وفرمود: «محمّد تقی آنجا جای تو نیست».
من زیر آن درخت رفتم، دیدم، در حریم این درخت، هوا ملایم است وکاملاً میتوان با استراحت در آنجا ماند وحتّی زمین زیر درخت، خشک وبدون رطوبت است، ولی بقیّه صحرا پُر از برف است وسرمای کُشندهای دارد.
به هر حال شب را خدمت حضرت ولیّ عصر (علیه السلام) که با قرائنی متوجّه شدم او حضرت بقیّة الله (علیه السلام) است بیتوته کردم وآنچه لیاقت داشتم استفاده کنم از آن وجود مقدّس استفاده کردم.
صبح که طالع شد ونماز صبح را با آن حضرت خواندم، آقا فرمودند: «هوا روشن شد، برویم».
من گفتم: «اجازه بفرمائید من در خدمتتان همیشه باشم وبا شما بیایم».
حضرت فرمود: «تو نمیتوانی با من بیائی».
گفتم: «پس بعد از این کجا خدمتتان برسم؟»
حضرت فرمود: «در این سفر دوبار تو را خواهم دید ومن نزد تو میآیم. بار اوّل قم خواهد بود ومرتبه دوّم نزدیک سبزوار تو را ملاقات میکنم». ناگهان آن حضرت از نظرم غائب شد.
من به شوق دیدار آن حضرت، تا قم سر از پا نشناختم وبه راه ادامه دادم، تا آنکه پس از چند روز وارد قم شدم وسه روز برای زیارت حضرت معصومه (سلام الله علیها) ووعده تشرّف به محضر آن حضرت در قم ماندم، ولی خدمت آن حضرت نرسیدم.
از قم حرکت کردم وفوق العاده از این بی توفیقی وکم سعادتی متأثّر بودم، تا آنکه پس از یک ماه به نزدیک شهر سبزوار رسیدم.
همین که شهر سبزوار از دور معلوم شد با خودم گفتم: «چرا خُلف وعده شد؟! من که در قم آن حضرت را ندیدم، این هم شهر سبزوار باز هم خدمتش نرسیدم».
در همین فکرها بودم، که صدای پای اسبی شنیدم، برگشتم دیدم حضرت ولیّ عصر (ارواحنا فداه) سوار بر اسبی هستند وبطرف من تشریف میآورند وبه مجرّد آنکه به ایشان چشمم افتاد ایستادند وبه من سلام کردند ومن به ایشان عرض ارادت وادب نمودم.
گفتم: «آقا جان! وعده فرموده بودید که در قم هم خدمتتان برسم، ولی موفّق نشدم؟!»
حضرت فرمود: «محمّد تقی! ما در فلان ساعت وفلان شب نزد تو آمدیم، تو از حرم عمّه ام حضرت معصومه (سلام الله علیها) بیرون آمده بودی، زنی از اهل تهران از تو مسألهای میپرسید، تو سرت را پائین انداخته بودی وجواب او را میدادی، من در کنارت ایستاده بودم وتو به من توجّه نکردی، من رفتم» .
https://eitaa.com/joinchat/3987931191C79e041da6b
گوهر معرفت☫
اصول مهم در تزکیه نفس و سیر الی الله اصل نهم : "غذای حلال" یکی از مواردی نقش ایجاد زمینه برای کسب
اصول مهم در تزکیه نفس و سیر الی الله
اصل دهم :
"احترام به والدین"
رضایت و دعای خیر پدر و مادر در جهت کسب توفیقات و عاقبت بخیری فرزندان بسیار مؤثر و نقش آفرین است. در آیات متعددی در قرآن کریم بر لزوم احترام و حفظ جایگاه والدین تاکید شده است. از طرف دیگر عاق والدین و نارضایتی آنان بسیاری از توفیقات را سلب نموده و حتی ممکن است موجب خشم و عقوبت الهی گردد. بی ادبی نسبت به والدین «ولو کافر» توفیقات را از انسان سلب میکند و در روایت است که خداوند فرمود به کسی که احترام والدین را نگه نمیدارد بگو هرچه میخواهد بکند که از او نمیپذیرم. اگر والدین امر به عمل حرامی نموده یا از انجام واجبی نهی نمایند،
انسان نباید به حرف آنها گوش دهد. اما این باعث نمی شود که انسان به خود اجازه دهد که کوچکترین بی احترامی نسبت به آنها انجام دهد.
استاد شهید مرتضی مطهری(ره) میفرمودند: گهگاه که به اسرار وجودی خود و کارهایم میاندیشم، احساس میکنم یکی از مسائلی که باعث خیر و برکت در زندگیام شده و همواره لطف و عنایت الهی را شامل حال من کرده است، احترام و نیکی فراوانی بوده که به والدین خود کردهام؛ بهویژه در دوران بیماری.
و نقل شده، شیخ مرتضی انصاری (ره) شیخ اعظم، فقیه بزرگ، مادرش را تا نزدیک حمّام به دوش میگرفت و او را به زن حمامی سپرده، میایستاد، تا بعد از پایان کار او را به خانه برگرداند. هر شب به دست بوسی مادر میآمد، و صبح با اجازه او از خانه بیرون میرفت.
پس از مرگ مادر به شدت میگریست و می فرمود گریهام برای این است که از نعمت بسیار مهمی چون خدمت به مادر محروم شدم، شیخ پس از مرگ مادر با کثرت کار و تدریس و مراجعات تمام نمازهای واجب عمر مادرش را خواند، با آنکه مادر از متدیّنه های روزگار بود.
در خصوص مقام معظم رهبری نیز نقل شده: در سال 1343، از مکاتباتی که رهبر انقلاب با پدرشان داشتند،
متوجّه شدند که یک چشم پدر به علت آب مروارید نابینا شده است، بسیار غمگین شدند و بین ماندن در قم و ادامه تحصیل در حوزه عظیم آن و رفتن به مشهد و مواظبت از پدر در تردید ماندند.
آیت الله خامنه ای به این نتیجـه رسیدند که به خاطر خدا از قم به مشهد هجرت کنند واز پدرشان مواظبت نمایند. ایشان در این مـورد می فرمایند:
به مشهد رفتم و خدای متعال توفیقات زیادی به ما داد. به هر حال به دنبال کار و وظیفه خود رفتم.
اگر بنده در زندگی توفیقی داشتم، اعتقادم این است که ناشی از همان بّری «نیکی» است که به پدر، بلکه به پدر و مادر انجام دادهام». آیت الله خامنه ای بر سر این دو راهی، راه درست را انتخاب کردند.
بعضی از اساتید و آشنایان افسوس میخوردند که چرا ایشان به این زودی حوزه علمیه قم را ترک کردند، اگر میماندند در آینده چنین و چنان میشدند!... امّا آینده نشان داد که انتخاب ایشان درست بوده و دست تقدیر الهی برای ایشان سر نوشتی دیگر و بهتر و والاتر از محاسبات آنان، رقم زده بود.(www.leader.ir)
در خصوص حضرت آیت الله بهجت (ره) نیز نقل شده که ایشان به خدمت آقای قاضی(ره) میرفت، عده ای از فضلای نجف به پدر آیت الله بهجت (ره) نامه مینویسند که پسرت دارد گمراه میشود و نزد فلان شخص (آقای قاضی) میرود.
پدر ایشان نیز برایش نامه ای مینویسد که راضی نیستم بجز واجبات عمل دیگری انجام دهی و راضی نیستم درس فلانی بروی، ایشان نامه پدرش را خدمت آقای قاضی (ره) میآورد و میگوید پدرم چنین نوشته است و در این حال تکلیف من چیست؟ آقای قاضی (ره) میگوید مقلد چه کسی هستی؟ میگوید: آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی (ره)، مرحوم قاضی به ایشان میگوید بروید و از مرجع تقلیدتان سؤال کنید، ایشان نیز به محضر آقا سید ابوالحسن اصفهانی (ره) میرود و کسب تکلیف میکند، سید میگوید اطاعت پدر واجب است.
از آن پس آیت الله بهجت (ره) سکوت اختیار میکند و دیگر هیچ نمیگوید و این رویه ایشان امتداد پیدا میکند و در همان ایام درهایی از ملکوت به روی ایشان باز میشود. (عطش، ص ۲۳۴)
گوهر معرفت
https://eitaa.com/joinchat/3987931191C79e041da6b
آیت الله العظمی بهجت ره می فرمودند :
زمانی که ما وارد نجف اشرف شدیم بیشتر روحانیت نجف اشرف حتی طلبه های جوان سیوطی خوان ،
دارای #مکاشفه بودند و مسئله ی مکاشفه امر عادی بین روحانیون بود .
وقتی به دیدار یکدیگر می رفتیم ، هر کدام از طلاب ، مکاشفات خود را برای دیگری تعریف می کردند ،
همین طور که مردم رویا و خواب خود را برای یکدیگر تعریف می کنند و این امر آن قدر طبیعی و عادی بود که هیچ کس نفی دیگری نمی کرد ، هیچ کس تعجب نمی کرد ، زیرا این حالت عمومی و برای بیشتر طلاب اتفاق می افتاد .
ولی حالا کمتر دیده می شود که کسی اهل مکاشفه باشد و اگر کسی اهلیت داشته باشد و بخواهد مکاشفه ی خود را بیان کند ، دیگران از شنیدن کشف و شهود او تعجب می کنند .
به نقل از آیت الله مبشّر کاشانی ، کتاب سرّ دلبران ، ص ۲۱۶
https://eitaa.com/joinchat/3987931191C79e041da6b
محبّت و دوست داری همسر با نماز شب :
زنی به خدمت حضرت صادق علیه السلام آمد و عرض کرد: ای پسر پیغمبر! شوهرم مرا دوست نمی دارد. چه کنم؟
حضرت فرمود؛ «عَلَیک بصلوة اللّیل» بر تو باد نماز شب (یعنی برو نماز شب بخوان).
پس از چندی، زن به خدمت حضرت رسید و تشکر کرد و گفت: شوهرم از آن وقت هیچ کس را به اندازه من دوست نمی دارد.
پس آن حضرت فرمود: خدا رحمت کند زنی را که سحر برخیزد و شوهرش را بیدار کند. و همچنین مردی که برخیزد و زنش را بیدار کند و نماز شب بخوانند.(
قیامت و قرآن، ص 157.)
گوهر معرفت
https://eitaa.com/joinchat/3987931191C79e041da6b
زن و طی مقامات عرفانی در نظر ابن عربی :
محی الدین ابن عربی درباره زنان می نویسد: اعلم ایدک الله ان الانسانیة لمّا کانت حقیقة جامعة للرجل و المرأة لم یکن للرجال علی النساء درجة من حیث الانسانیة؛(2) بدان که انسانیت حقیقتی است واحد و جامع مرد و زن، از این رو مردان از حیث انسانیت بر زنان برتری ندارند.
وی می گوید: مردان و زنان در اصل انسان بودن با هم اشتراک دارند و اختلاف و افتراقشان تنها در ذکورت و انوثت است که امر عارضی است و داخل در جوهره و اصل وجود انسان نیست.
قیصری در شرح فصوص نیز می نویسد: «انّ المرأة باعتبار الحقیقة عین الرجل و باعتبارالتعین یتمیز کل منهما عن الآخر»(3) از نظر حقیقت میان زن و مرد امتیازی نیست و حقیقت زن عین حقیقت مرد است و فقط از جهت تعیّن و تشخیص از یکدیگر ممتازند.
و چون زن و مرد در حقیقت انسانیت مشترکند و انوثت و ذکورت امری عارضی هر دو می توانند مقامات عرفانی را طی کنند.
محی الدین می گوید: «انّ هذه المقامات لیست مخصوصة بالرجال فقد تکون للنساء ایضاً لکن لماکانت الغلبة للرجال تذکر باسم الرجال»(4) طی مقامات عرفانی اختصاص به مردان ندارد بلکه برای زنان نیز هست اما چون اغلب مردانند که در این مسیر قرار می گیرند اسم آنها ذکر کرده است.
در غیر این صورت زنانی چون مریم بنت عمران و آسیه همسر فرعون و خدیجه و فاطمه(س) به این مقام نائل آمدند.
زن کاملتر از مرد
محی الدین در فصّ محمدی هنگامی که از سرّ محبوبیت زن برای پیامبر(ص) سخن می گوید، می نویسد:چون ذات اقدس الهی منزّه از آن است که بدون مجد و مظهر مشاهده شود، هر مظهری که بیشتر جامع اسماء و صفات الهی باشد، بهتر خدا را نشان می دهد و زن در مظهر بودن خدا کامل تر از مرد است، زیرا مرد فقط مظهر قبول و انفعال است چون مخلوق حق است و به لحاظ مخلوق بودن، خلقت را پذیرفته است اما زن، هم مظهر قبول و انفعال الهی است و مظهر فعل و تأثیر الهی.
چون مرد را مجذوب و محبّ خود می سازد و این تصرف و تأثیر نموداری از فاعلیت خدا است. بر این اساس است که زن از مرد کامل تر است.
اگر مرد بخواهد خدا را مظهریت خود مشاهده کند، شهود او تام نیست ولی اگر بخواهد خدا در مظهریت زن نگاه کند، شهود او به کمال و مقام می رسد.از این رو زن محبوب پیامبر اکرم(ص) قرار گرفته است.(5)
درباره مقامات عرفانی می گوید: «و کل ما نذکره من هؤلاء الرجال باسم الرجال فقد یکون منهم النساء ولکن یغلب ذکر الرجال و قیل لبعضهم کم الابدال فقال اربعون نفساً فقیل له لم لاتقول اربعون رجلاً فقال قد یکون فیهم النساء»(7) هرچه از این طبقات به اسم رجال نام بردیم از باب غلبه است و گرنه گاهی زنان نیز به این درجات و مقامات نائل می شوند بعد می افزاید: از شخصی پرسیدند ابدال چند کسند، پاسخ داد، گاهی زنان نیز به این مقام می رسند یعنی رسیدن به مقامات عرفانی اختصاص به مردان ندارد بلکه زن ها نیز توان دست یابی به این مقامات دارند.
گوهر معرفت
https://eitaa.com/joinchat/3987931191C79e041da6b
رسم وفامهمترین قدم در سلوک.mp3
زمان:
حجم:
1.4M
«مهمترین قدم در سلوک»
🔹 گاهی اوقات با اینکه مراقبات و #دستورات_سلوکی را درست انجام میدهیم، ولی پسرفت داریم...
❓علت چیست؟
تا ما رفتارمان با #خانواده را اصلاح نکنیم، نباید توقع #پیشرفت_سلوکی داشته
استاد وزیری فرد
https://eitaa.com/joinchat/3987931191C79e041da6b
🔶 آیت الله وحید خراسانی از آقای شیخ هاشم قزوینی نقل می کرد: یک بار شیخ هاشم وارد قبرستان پیغمبریه قزوین می شود، می بیند که صاحب یکی از قبرها به صورت سگی در آمده و روی قبر خود نشسته است.
🔶 آن سگ به شیخ هاشم التماس می کند: چون مادرم از من ناراضی است، به این صورت در آمده ام، برو ایشان را راضی کن تا من نجات پیدا کنم.
🍃 آیت الله شبیری زنجانی
📚 جرعه ای از دریا، ج ۲ ص ۵۶۷
https://eitaa.com/joinchat/3987931191C79e041da6b
🍃 آیت الله مجتهدی رحمه الله علیه :
👈 از خدا بخواه لذت عبادت و نماز شب را به تو بچشاند آن وقت دیگر ساعت لازم نداری که کوک کنی، ما که ساعت کوک می کنیم مریض هستیم، روحمان مریض است مگر خروس ساعت کوک می کند؟!
کم ز خروس مباش مشتی پر بیش نیست
از سر شب تا به سحر ذکر خدا میکند
https://eitaa.com/joinchat/3987931191C79e041da6b
توسل به حضرت حجة (علیه السلام) جهت
گشایش هر کاری و در خواست حاجت
بسیار مجرب است. هفتاد مرتبه بگوید:
یا اللهُ یا محمدُ یا علیُ یا فاطمة یا
صاحب الزمان ِ، ادرکنی و لا تهلکنی
آیتالله مظاهری :
از همه به خصوص جوانان تقاضا دارم که با این ختم، به امام زمان متوسّل شوید و این ختم را زیاد بخوانید.
همه افراد، حتی کسانی که سواد و تحصیلات کافی ندارند هم میتوانند این ختم را بخوانند و به پنج تن آل عبا و امام زمان متوسّل شوند: «یا محمّد، یا علی، یا فاطمه، یا حسن، یا حسین، یا صاحب الزمان أدرکنی و لا تهلکنی». این ختم، علاوه بر آنکه آسان است، برای رفع هر حاجتی خوب، مؤثر و مجرّب میباشد.
https://eitaa.com/joinchat/3987931191C79e041da6b
علت مسدود شدن باب ِ مکاشفات :
مرحوم حاج ملّا محمد صالح برغانی قزوینی که برادر شهید ثالث و از علمای بزرگ است، پیامبر اکرم(ص) را در خواب دید و از آن حضرت چند سؤال کرد، یکی این که:
علّت این که علمای سابق، صاحب کرامات و مکاشفات بودند و در این زمان باب مکاشفات مسدود شده چیست؟
آن حضرت فرمود:
سبب آن این است که علمای گذشته احکام را دو قسم کردند: واجب و حرام، حرام را ترک می کردند و واجبات را انجام می دادند و هر چه مکروه و مباح بود از محرمات می شمردند؛ یعنی، در مقام عمل مباحات و مکروهات را ترک می کردند و مستحبات را انجام می دادند و از واجبات محسوب می داشتند ولی شما طبقه متأخرین، احکام را در مقام عمل پنج قسم کرده اید و مستحبات را ترک کرده و مکروهات و مباحات را مرتکب می شوید.
از این رو ابواب کرامات و مکاشفات بر شما مسدود گردیده است.
منبع :سیمای فرزانگان
https://eitaa.com/joinchat/3987931191C79e041da6b