برادر عزیز
خواهر گرامی
وقت تنگ است
عمر به سرعت در حال گذر است
استاد ما میگریست و میفرمود: آنقدر در دل قبر بخوابیم ...
😭😭😭
گوهر معرفت 🚩یا لِثارات 🚩
برادر عزیز خواهر گرامی وقت تنگ است عمر به سرعت در حال گذر است استاد ما میگریست و میفرمود: آنقدر
هر دم از عمر میرود نفسی
چون نگه میکنم نماند بسی
ای که پنجاه رفت و در خوابی
مگر این پنج روز دریابی
خجل آنکس که رفت و کار نساخت
کوس رحلت زدند و بار نساخت
خواب ِنوشین بامداد رحیل
باز دارد پیاده را ز سبیل
هر که آمد عمارتی نو ساخت
رفت و منزل به دیگری پرداخت
وان دگر پخت همچنان هوسی
وین عمارت بسر نبرد کسی
یار ناپایدار دوست مدار
دوستی را نشاید این غدار
نیک و بد چون همی بباید مرُد
خُنُک آنکس که گوی نیکی برُد
برگ عیشی به گور خویش فرست
کس نیارد ز پس ز پیش فرست
عمر برَف است و آفتاب تموز
اندکی ماند و خواجه غَره هنوز
ای تهیدست رفته در بازار
ترسمت پُر نیاوری دستار
گوهر معرفت 🚩یا لِثارات 🚩
هر دم از عمر میرود نفسی چون نگه میکنم نماند بسی ای که پنجاه رفت و در خوابی مگر این پنج روز دریاب
چقدر بخوابیم
چقدر بخوریم
چقدر ما سوی الله
روی کنیم به سمت الله
خور و خواب و خشم و شهوت
غضب است و جهل و ظلمت
حیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت
اگر این درندهخویی ز طبیعتت بمیرد
همه عمر زنده باشی به روان آدمیت
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند
بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت
طیران مرغ دیدی، تو ز پایبند شهوت
به در آی تا ببینی طیران آدمیت
استادما که رحمت خدا بر او باد میفرمود:
این تن را مرکب راهوار بندگی خدا کن
برای خواب وقت هست
هزاران هزار سال این تن به زیر خاک خواهد خفت 😭😭
وقتی که دیگر بکار تو نمی آید
تا ممکن است از این تن کمک بگیرید و توشه ی آن حیات ابدی را مهیا کنید
آن ولی خدا میفرمود : در اتاق سی سی یو دیدم بنده خدایی روی تخت است
مرده بود
روحش کنار تخت بود
کمی دقت کردم
به شدت ترسیده بود
داشت به این فکر میکرد
پس این همه مال و منالم چه میشود
داشت به کارت عابرش فکر میکرد
که چه پول زیادی روی آن تلنبار شده
داشت با خودش کلنجار میرفت
حس کرده بود کار تمام است
با خودش میگفت اگر برگشتم
فلان مبلغ را انفاق میکنم
حتی داشت به این فکر میکرد
به محض خروج از بیمارستان اولین عابر بانک می روم و پول میگیرم و به هر محتاجی رسیدم میدهم
چقدر حسرت میخورد که چرا این همه پول را جمع کرده و به مستمندی کمک نکرده
دعا میکرد که بر گردد
ولی افسوس
پیمانه ش پُر شده بود ...
😭😭😭
گوهر معرفت 🚩یا لِثارات 🚩
هر دم از عمر میرود نفسی چون نگه میکنم نماند بسی ای که پنجاه رفت و در خوابی مگر این پنج روز دریاب
خدایا
ما رو بیدار کن
متنبه کن
متذکر کن
😭😭😭
روی سخنم با عزیزان جوانی است که پیام را میخوانند
آن سالها ما هم جوان بودیم
استاد ما رضوان الله علیه ،نهیب مان میزد
میفرمود : آنقدر جوان زیر این خاک خوابیده و آرزو های بی پایان بگور برده که همیشه با خود میگفتند:
وقت هست
حالا جوانی میکنم
بعد سن و سالی که گذشت توبه میکنم
جبران میکنم
اما یک دفعه عمر سر رسید
رفتند که رفتند برای همیشه
جوان عزیزم
در جوانی پاک بودن شیوه ی پیغمبری است
ورنه هر گبری به پیری میشود پرهیزگار
سیدمصطفی الموسوی226_68902928530868.mp3
زمان:
حجم:
4.9M
مناجات بسیار دلنشین
فرازی از مناجات ابوحمزه ثمالی
#سیدمصطفی الموسوی
صدایم را بشنو، عبد فراری ات برگشته؛ و این مقام کسی ست که به تو پناه آورده
یا رب...
😭😭😭
التماس دعا
┅═✧☫گوهر معرفت☫✧═┅┄
🆔شناسه ایتا
@gowharemarefat
🆔 شناسه بله:
https://ble.ir/gowharemarefat
🆔 شناسه روبیکا :
rubika.ir/gowharemarefat