عارف الهی آیت الله آقا مرتضی تهرانی(رضوان الله علیه )میفرمود : اگر از صراط الهی لغزش ایجاد شود انسان ابتدا به عبادت کمرغبت میشود و تنفر او از گناه کم میشود. انسان سالم، انسان پاکیزه، انسان طاهرالروح، بالذات از بدیها نفرت دارد. خدای متعال در قرآن میفرماید: «فالهمها فجورها و تقواها»، انسان پاکیزه اینطور است، از خوبیها خوشش میآید و علاقهمند به آن وجودی میشود که دارای فضایل انسانی و الهی است، از بدیها هم بدش میآید.
ولی اگر نعوذبالله انسان خودش را آلوده کرد، با تخلف از دستورات حقتعالی، مثلاً ترک واجب کرد؛ مثلاً مرتکب حرام و گناهی شد، این انسان کمکم قلبش تاریک میشود. (وقتی قلبش) تاریک شد، دو اثر در او ظاهر میشود: یکی بیمیلی نسبت به عبادات و اطاعتها و دوم رغبت نسب به مفاسد و رذائل.
ابتدا تنفرش از گناه کم میشود و بعد به آن رغبت پیدا میکند، تا برسد به آن جایی که خدای متعال به پیامبرش میفرماید: برای این گروهی که موردنظر تو هستند استغفار و طلب آمرزش بکنی یا نکنی، خدا آنها را نمیآمرزد. به اینجا میرسد.
┏━━━🇮🇷🕌🇮🇷━━━┓
گوهر معرفت
@gowharemarefat
┗━━━🇮🇷🕌🇮🇷━
⚠️نشر مطالب کانال شرعا همراه نام و لینک جایز میباشد⛔
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دو توصیه و یادگار ویژه از عارف بالله جناب مرحوم آقا مرتضی تهرانی(اعلی الله مقامه الشریف)
حتما ببینید...
┏━━━🇮🇷🕌🇮🇷━━━┓
گوهر معرفت
@gowharemarefat
┗━━━🇮🇷🕌🇮🇷━
⚠️نشر مطالب کانال شرعا همراه نام و لینک جایز میباشد⛔
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅پیشگویی شنیدنی علامه کورانی(رحمه الله علیه) پیرامون پیروزی ایران و شیعیان بر اسرائیل و یهود
┏━━━🇮🇷🕌🇮🇷━━━┓
گوهر معرفت
@gowharemarefat
┗━━━🇮🇷🕌🇮🇷━
⚠️نشر مطالب کانال شرعا همراه نام و لینک جایز میباشد⛔
🔺 ۲۰/۰۰۰ #جاسوس حقوق بگیر علیه ایران
🔻 کارشناس شبکه روس ۲۴:
🔹فقط سازمان CIA آمریکا علیه ایران حدود 20 هزار نفر جاسوس و مزدور حقوق بگیر دارد اگر این حجم از جاسوس و مزدور را علیه هر یک از کشورهای اروپایی بکار گرفته شود بیش از یک ماه دوام نمیآوردند و دچار جنگ داخلی میشوند تنها سد محکم مقابل آمریکا و غرب در ایران را سیدعلی خامنه ای میدانیم
#آمریکا_شیطان_اکبر
┏━━━🇮🇷🕌🇮🇷━━━┓
گوهر معرفت
@gowharemarefat
┗━━━🇮🇷🕌🇮🇷━
⚠️نشر مطالب کانال شرعا همراه نام و لینک جایز میباشد⛔
گوهر معرفت☫
متن سخنان عارف ربانی ،پیر روحانی، مرحوم حضرت آیتالله مرتضی تهرانی در مورد شخصیت مقام معظم رهبری ح
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله ربالعالمین و صلیالله علی محمد و آلهالطاهرین و لعنةالله علی اعدائهم اجمعین.
با آنکه ضربان قلبم چهل تا چهلوپنج در دقیقه است، اما صحبت درباره موضوع مورد نظرم را لازم میدانم. بنده اینطور فکر کردهام که ابتدا اشارهای داشتهباشم به ذاتیات آیتالله خامنهای سلاماللهعلیه که تقریباً از پانزدهشانزده سالگی ایشان اطلاع نزدیک دارم و تصورم بر این است که ایشان اگر از این صحبت مطلع شوند، از یکیدو نکته تعجب خواهند کرد که بر حسب ظاهر، جز خودشان اطلاع نداشتهاند و این در حافظه و اطلاعات من هست. بعد وارد تصمیمهای ایشان میشوم و مأخذ حرکت ایشان را هم عرض میکنم که کدامیک از این ذاتیات است و بعد هم اشارهای میکنم به آنچه که بهعنوان نقیصه در جامعه دیده میشود و این را با استدلالی که در ذهنم هست بیان خواهم کرد.
البته این نقیصهای که در جامعه وجود دارد منحصر به زمان ایشان نیست و از زمان امیرالمؤمنین صلواتاللهعلیه و بلکه از زمان رسول اکرم صلواتاللهعلیه بودهاست و در زمان ما هم بوده و مواردش هم در ذهنم هست که اشاره میکنم؛ یعنی فاعل در فاعلیت خودش تام است، ولی قابل در قابلیت خودش تمامیت ندارد و قهراً این نقایص به چشم میخورند و کسانی که قدرت تحلیل مسئله را آنطوری که صحیح است ندارند، به اشتباه در نسبت مبتلا میشوند.
بنده در حدود شصت و دو سه سال پیش به تبعیت از مرحوم والدم رضواناللهتعالیعلیه از تهران به مشهد مقدس هجرت کردم. آن زمان در مدرسهٔ مروی تهران حجره داشتم و در سطح مشغول تحصیل بودم.
در مشهد یکی از علما و مدرسین رسمی بود که شنیدم در لُمعه خیلی مسلط است؛ مرحوم حاج سیداحمد مدرسیزدی. فرزندی هم داشت به نام آقاسیدجلال که بعد از پدر بزرگوارش، مرد فاضلی شد و در مشهد مدرس بود که هر دو را بزرگان میشناختند. من اخوی بزرگ آقا را در درس آقای مدرس یزدی دیدم. تقریباً مشخص بود که بنده در معیت مرحوم حاجآقا از تهران آمدهام و از طلبههای مشهد نیستم. ایشان اظهار لطف کردند و چیزی نگذشت که انس ما بیشتر شد. گاهیاوقات پنجشنبهها ایشان به منزل ما تشریف میآوردند که در اواسط بازار سرشور مشهد، کوچهای بود به نام کوچه بانک شاهی، در آنجا بودیم.
آقا هم به اتفاق اخوی بزرگشان آقای سیدمحمد یک پنجشنبه به منزل ما تشریف آوردند. آن موقع حدود شانزده سال داشتند. در همان جلسه اول، توجهم به ایشان جلب شد. علتش هم این بود که شواهدی را در چهرهٔ مبارک ایشان دیدم. ایشان از نظر بیت هم متعلق به یک بیت باتقوا بود، بهگونهای که من هر وقت میخواستم نماز ظهر و عصر را به جماعت بخوانم، به مسجد گوهرشاد نمیرفتم، بلکه نماز مرحوم آقاسیدجواد خامنهای، ابوی بزرگوار ایشان، میرفتم در بازار سرشور، مسجد آذربایجانیها. ایشان مرد بزرگواری بود و در منزل لُمعه تدریس میکرد.
بنده لُمعه را در تهران خواندهبودم، ولی درس مرحوم آقاسیداحمد مدرسیزدی بسیار پختهبود و ایشان کمال تسلط را به فروع مسئله داشت و لذا به این درس رفتم. در تهران رسائل را هم خوانده بودم. یک مقدار از مکاسب مانده بود که درس مرحوم آقامیرزا هاشم قزوینی رفتم و شش ماه هم بیشتر مشهد نبودم و بعد به قم آمدم. ایشان هم بعد به قم مشرف شدند و خدمتشان ارادت داشتیم و زیارتشان میکردیم. خدای متعال این بزرگوار را در حوزه درس مرحوم آیتالله حاج شیخمرتضی حائری سوق داد. هر چند من از اول هم کم معاشرت میکردم و در سیزده سالگی که در قم بودم معاشرتم عمدتاً با مرحوم حاجآقا مصطفی [خمینی] بود. سیادت و تقوا و پاکیزگی ایشان را هم شاهد بودم. بنده ایشان را از آن زمان صاحب ذاتیات مثبت یافتم.
مسئله دیگری که عرض کردم شاید ایشان اطلاع ندارند که من در جریان هستم خوابی بود که ایشان در مشهد دیدند و این خواب را به کسی که معروف بود خوب تعبیر میکند عرضه کردند و جوابی که آن شخص داد، خدا رحمتش کند آدم خوبی بود و در تهران به منزل ما هم میآمد، یک تعبیر اجمالی بود و به آقا عرض کرد که این رؤیای صادقه است و نشان میدهد آیندهٔ فوقالعادهای دارید. آن روزها مرجع داشتیم، ولی به نظر مُعبِّر نیامده بود که بالاتر از مرجعیت هم هست.
پیدا بود که رؤیای صادقه است. ایشان خواب را گرفتند و اجمالاً کشف کردند که یکی از مقدرات حقتعالی این است که مسیر ایشان در زندگی یک مسیر استثنایی و غیرمشابه با دیگران شود.
یکی از ذاتیات ایشان که اشاره میکنم بلندهمتی ایشان است؛ یعنی آنقدر این روح پاکیزه و لطیف و بزرگ است که وقتی ایشان این تعبیر را شنید، از آن موقع تدریجاً خودش را برای فعلیت این منزلت آماده کرد و از این حرکت اختصاصی و استثنایی هم هیچ غفلت نورزید.
گوهر معرفت☫
متن سخنان عارف ربانی ،پیر روحانی، مرحوم حضرت آیتالله مرتضی تهرانی در مورد شخصیت مقام معظم رهبری ح
خصیصهٔ دیگر ایشان این بود که نسبت به والدین تأدّب و تواضع و فروتنی و اطاعت بسیار زیادی داشتند؛ خیلی زیاد که از عرف خارج است؛ بهخصوص نسبت به پدر بزرگوارشان. عجیب بود. آنها هم حتماً اثر وضعی دارد و پیدا بود که حقتعالی تعبیر همان خواب را برای ایشان تقدیر کردهاست و باید منتظر باشیم که خدا ایشان را به آن منزلت برساند.
ایشان قم هم که مشرف شد، از جمله درس مرحوم آقای حائری که میرفتند، کمال دقت را داشتند و کار میکردند. بهخصوص درس خارج مرحوم آقای حائری که خارج دقیقی بود و خارج مکاسب بود. اگر کسی مانند آقا سلاماللهعلیه شش ماه درس ایشان میرفت، کافی بود تا روش استنباط و تلاش و کار و کوشش در فقه و مبادی فقه را کاملاً بیاموزد. من معتقدم که اینگونه است و شاید سایر ارادتمندان ایشان اطلاع نداشته باشند و خود ایشان هم شاید اطلاع نداشته باشند که خدا این دریافت را به من لطف کرده است.
آنچه که من در ایشان ادراک کردم تصمیم و همت ایشان بود که برحسب فضایل انسانی، ایشان دو کار را شروع کردند: یکی زحمتکشیدن در فقه و اصول و دیگری زحمتکشیدن برای تهذیب نفس و ایجاد اخلاص در اعمالشان. در این دو مسیر، تا الان متحرک بودهاند. چرا میگویم تا الان؟ برای اینکه بنده فرمایشات ایشان را مرتب گوش میکنم. هر وقت به هر مناسبتی ایشان صحبت میکنند، من گوش میکنم. ایشان وقتی نماز مغرب را شروع میکنند، نگاه میکنم و میبینم روزبهروز غلظت اخلاص ایشان در باطنشان بیشتر میشود.در مراجع، قطعاً چنین فردی با این جامعیت نداریم؛ یعنی وقتی به سراغ مسائل سیاسی میروند و مطالعه و جمعآوری و مقایسه میکنند، یک نفر غیر از ایشان نیست. در مسائل فقهی که وارد میشوند و جواب میدهند، کاملاً پیدا است که سراپا اخلاص و تقوا است. آنقدر احتیاط میکنند که یک سر سوزن برخلاف تقوا و احتیاط حرکت نکرده باشند. این را من تا الان لمس کردهام و معتقدم دیگران به این صورت به ایشان نگاه نمیکنند.
در این جامعیتی که خدا این بزرگوار را رشد دادهاست، هیچ در بین علمای شیعه و اسلام نداریم. کسانی که به نظر بنده خیلی جالب و استثنایی میآمدند، مرحوم آقاموسی [صدر] بود، مرحوم آقای بهشتی بود و مرحوم آقاسید محمدباقر صدر بود. اینها را از نزدیک دیده بودم. مرحوم آقای بهشتی با من مأنوس بود، ولی هیچکدام در ذاتیات به این بزرگوار نمیرسند و نرسیدند. من اینجور فکر میکنم که حقتعالی اراده فرموده است که وجود ایشان را از دیگران متمایز کند و با این همت عالی در این مسیر قرار بگیرد.
امام رضواناللهتعالیعلیه راست میگفت. همت ایشان عالی و غیرعادی بود. قبل از انقلاب، بنده پای منبر امام(ره) نشسته بودم که فرمود: والله من به عمرم نترسیدهام. این از روحی عادی نیست. از روحی است که به قدری عظمت دارد که دیگر موجودات مادی را کوچکتر و ضعیفتر از خودش میداند.
این بزرگوار هم خدای متعال اراده فرموده است که مسئولیت سنگینی را به ایشان عطا کند که عطا کرده است؛ با ظرفیت فوق ادراک اشخاص عادی. این ذاتیات ایشان است و ایشان کار کرد و من اطلاع داشتم که در فقه و اصول و رجال و لغت و… کار میکرد و در کنار همه اینها، کار روحی میکرد. حتماً الان هم دارد. من حتی چند شب پیش، آثار حرکت در تهذیب نفس و تشدید اخلاص را وقتی ایشان داشت نماز میخواند، در ایشان دیدم. شما میپرسید: چگونه دیدی؟ با همین چشم؟ میگویم: خیر. با آن چشم دیگری که خدا به من عطا کرده است و یقین دارم. «لاالهالاالله».
شب و روزی نیست که من از ایشان بیست مرتبه یاد و برای ایشان دعا نکنم و به خدای متعال التماس نکنم که خدایا، این نعمت را برای شیعه مستدام بدار. معتقدم شکر و سپاسگزاری این نعمت الهی را شیعه اعم از علما و غیرعلما بهجا نیاوردهاند، چون درک نکردهاند؛ ولی خدای متعال چنانچه بخواهد با عمل من و امثال من نعمت را بگیرد، دیگر چیزی برای ما باقی نمیماند. ایشان در مقطعی که خودشان مستقیماً این مسئولیت الهی را به عهده داشتند، کارهای بزرگی انجام دادند، آنقدر بزرگ که نمیشود حجم آن را تعیین کرد.
مطلبی را عرض کنم که قصه است، ولی حکمت دارد. فردی نقل میکرد شب خواب دیدم حضرت تشریف آوردند و فرمودند: خیلی منتظر ما بودی؟ عرض کردم: بله. فرمودند: من آمدهام حُکمم را بگویم. این زن تو با اینکه پنج بچه از او داری، زن تو نیست.
تمام این بچهها ولد شبهه هستند. پولهایی که بهدست آوردهای شرعاً مال تو نشدهاند. کارهایی که کردهای صحیح نبودهاند. حضرت یکییکی موجودیت مادی این مرد را زیر سؤال برد. در این قصه نقل میکنند این شخصی که در این قصه اینقدر منتظر قدوم ایشان بود، دید هیچ راهی ندارد، الا اینکه دستش را روی گوشهایش بگذارد و چندبار فریاد بزند: آی دزد! جوری فریاد زد که خودش از خواب بیدار شد.