مبشرصبح
🔰اهلبیت و طب ۱ در این ایام پیرامون طب و اهلبیت علیهم السلام دو بحث مطرح شده؛ اول اینکه آیا اهلبیت ع
اهلبیت علیهم السلام و طب ۲
به گواهی تاریخ، عرب ها از قرن اول هجری که هنوز به فتوحات نظامی مشغول بودند و به علوم غیر شرعی مانند فلسفه و پزشکی و ... بی اعتنا بودند و پزشکانی غیر مسلمان در میانشان می زیستند. یکی از آن پزشکان حارث بن کلده از مردم طائف بود که در مدرسه ی جندی شاپور طب را آموخته بود. وی معاصر پیامبر اکرم بود؛ نقل کرده اند که پیامبر صلی الله علیه و آله به مریض ها توصیه می کرد که به او مراجعه کنند. (تاریخ بغداد، ج 14 ، ص 348)
پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه علیهم السلام مراجعه بیمار را به پزشک لازم می دانستند. در نظر آنان دارو وسیله ای است که خدا آن را آفریده تا با آن بیماران را شفا دهد.
لذا امیرمؤمنان علیه السلام فرموده است: « علم چهار قسم است: فقه برای ادیان، طب برای بدن ها، نحو برای گفتار و نجوم برای شناخت زمان» (اعلام دین ص 83)
همچنین از امام صادق علیه السلام نقل است: « مردم هر شهری از سه صنف بی نیاز نیستند که در امر دنیا و آخرتشان به آنها پناه ببرند و اگر اینها را نداشته باشند، به پستی می گرایند؛ فقیهی عالم و پرهیزکار، امیری خیراندیش و مطاع، پزشکی آگاه و موثق» (تحف العقول ص 321)
پیامبر اعظم صلی الله عليه وآله و اهل بیت علیهم السلام در موضوع طب و پزشکی رهنمودهایی دارند که در پاسخ به افرادی که محضرشان مراجعه می کردند بیان می فرمودند از این رو، برخی از اندیشمندان مسلمان، رساله هایی را درباره ی رهنمودهای طبی معصومین نگاشته اند. به عنوان نمونه:
الطب النبوی نوشته ی ابن قیم ( م. ۷۵۱ ق)؛ الطب من الکتاب و السنه، نوشته ی عبداللطیف بغدادی ( م. ۶۲۹ ق)؛ الطب النبویه، نوشته ی جلال الدین سیوطی احمد بن محمد البصری کاتب آل طاهر، معاصر امام عسکری (علیه السلام)؛ احمد بن محمد دؤل قمی ( م. ۳۵۰ ق)؛ عبدالعزیز بن یحیی جلودی ( م. ۳۶۷ ق)؛ ابن بابویه قمی ( م. ۳۲۹ ق)؛ محمد بن احمد بجلی کوفی ( م. ۲۶۶ ق)؛
البته باید توجه کرد در بسیاری از اوقات نمی توان از این احادیث بطور عمومی استفاده کرد. استفاده از این احادیث نیازمند بررسی دقیق سندی و دلالی است همانگونه که مرحوم شیخ صدوق هم درباره ی احادیث پزشکی گفته است، اعتقاد ما درباره ی اخبار طبی چند گونه است:
1⃣برخی از آنها براساس هوای مکه و مدینه گفته شده اند و به کارگیری آنها در شهرهای دیگر جایز نیست؛
2⃣برخی از آنها را علوم براساس شناختی که از طبع طرف مقابل داشته، گفته است؛ پس نباید از آن موضع تجاوز شود؛ زیرا که امام مقتضای طبع او را بهتر از او می دانسته است؛
3⃣برخی از آنها را مخالفان برای زشت جلوه دادن مذهب ما نزد مردم در کتاب های ما وارد کرده اند و در نقل برخی از آنها هم ناقلان دچار سهو شده اند.
4⃣برخی از روایات به طور کامل حفظ نشده اند؛ بلکه ناقص اند. آنچه که درباره ی عسل روایت شده، که آن شفای هر دردی است، صحیح است و معنای آن این است که آن شفای هر دردی است که منشأ آن سردی باشد. درباره ی درمان بواسیر که با استنجا به آب سرد وارد شده، برای زمانی است که بواسیر از گرمی باشد. آنچه که درباره ی شفابخشی بادمجان روایت شده، برای زمان رسیدن خرما و برای کسی است که خرما می خورد؛ نه برای هر زمانی.
5⃣اما داروهای صحیح از ائمه عبارت اند از آیات قرآن و سوره ها و دعاهایی که با سندهای صحیح و قوی وارد شده اند. ( (الاعتقادات ص 115)
البته در این باره می توان گفت هرچند در میان این احادیث، روایات ضعیفی است و بعضی احادیث هم مربوط به موارد خاص و افراد خاصی در شرایط خاصی صادر شده باشند؛ ولی با توجه به جایگاه علمی و معنوی ائمه علیهم السلام نمی توان به طور کلی حکم کرد که این احادیث از لحاظ علمی هیچ ارزشی ندارند؛ بلکه ارزش علمی احادیث قطعی الصدور و صحیح دلالت بیش از هر نظریه ی علمی دیگری است.
به عنوان خاتمه عرائضم به نکته ای کوتاه اشاره کنم و آن ریشه این بحث است که هر از گاهی بروز و ظهور پیدا می کند اینکه گمان شود بشر قبل از اسلام هیچ دستاوردی نداشته است و بعد از اسلام هم غیر از مسلمانان تمام دستاوردهایشان مضر و شرک آمیز هستند کاملا اشکال دارد.
اهلبیت علیهم السلام به دستاوردهای گذشتگان خود با دید عقلائی و منطقی نگاه می کردند گاه رد می کردند و گاه امضا می فرمودند و بسیاری از مواقع نیز با اصلاحیه هائی اجازه می فرمودند و این امتیاز باعث رشد و پذیرش اسلام شده است.
متاسفانه انکار دستاوردهای بشری همان اندیشه افراطی برخی از نحله های اهل سنت است که استفاده از تمام مظاهر نوین که در عصر نبوی نبوده را به نوعی شرک و حرام می دانستند.
حال گروهی از شیعیان به سمت چنین اندیشه ای در حرکت هستند و مع الاسف جامعه را به همین اندیشه سوق می دهند. و اسلام و تشیع را از یک مکتب عقلانی و وحیانی به مکتبی خشک و دگم می کشانند.
ادامه دارد.
@h_shafiei
خوشآ آنان ڪه مردانه میمیرند
و تو اے عزیـز...
خوب میدانے
تنها ڪسانی مردانه میمیرند
ڪه مردانه زیستهاند.
#شهیـدسیـدمرتضـےآوینے
@h_shafiei
🔰اشتیاق دیدار حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه توسط امیرالمومنین علیه السلام
🔸آرى هرگز روى زمين از كسى كه به حجت الهى قيام كند خالى نمى شود; خواه ظاهر و آشكار باشد و يا ترسان و پنهان.
🔹وجود آنها به اين سبب است كه دلائل الهى و نشانه هاى روشن او هرگز باطل نگردد و از دست نرود. آنها چند نفرند و كجا هستند؟ به خدا سوگند تعدادشان كم و قدر و مقامشان نزد خدا بسيار والاست.
🔸خداوند به واسطه آنها حجت ها و دلايلش را حفظ مى كند تا به افرادى كه نظير آنها هستند بسپارند و بذر آن را در قلوب افرادى شبيه خود بيفشانند.
🔹علم و دانش با حقيقتِ بصيرت به آنها روى آورده و روح يقين را لمس كرده اند. آنها آنچه را دنياپرستانِ هوس باز مشكل مى شمردند آسان يافته اند. و به آنچه جاهلان از آن وحشت دارند انس گرفته اند. آنها در دنيا با بدن هايى زندگى مى كنند كه ارواحشان به عالم بالا تعلق دارد، خلفاى الهى در زمين اند و دعوت كنندگان به سوى آئينش. آه آه چقدر اشتياق ديدارشان را دارم.
#نهج_البلاغه حکمت ۱۴۷
⤴️اللَّهُمَّ بَلَى لَا تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ قَائِمٍ لِلَّهِ بِحُجَّةٍ إِمَّا ظَاهِراً مَشْهُوراً وَ إِمَّا خَائِفاً مَغْمُوراً، لِئَلَّا تَبْطُلَ حُجَجُ اللَّهِ وَ بَيِّنَاتُهُ، وَ كَمْ ذَا وَ أَيْنَ أُولَئِكَ؟ أُولَئِكَ وَ اللَّهِ الْأَقَلُّونَ عَدَداً وَ الْأَعْظَمُونَ عِنْدَ اللَّهِ قَدْراً، يَحْفَظُ اللَّهُ بِهِمْ حُجَجَهُ وَ بَيِّنَاتِهِ، حَتَّى يُودِعُوهَا نُظَرَاءَهُمْ وَ يَزْرَعُوهَا فِي قُلُوبِ أَشْبَاهِهِمْ؛ هَجَمَ بِهِمُ الْعِلْمُ عَلَى حَقِيقَةِ الْبَصِيرَةِ وَ بَاشَرُوا رُوحَ الْيَقِينِ وَ اسْتَلَانُوا مَا اسْتَوْعَرَهُ الْمُتْرَفُونَ وَ أَنِسُوا بِمَا اسْتَوْحَشَ مِنْهُ الْجَاهِلُونَ، وَ صَحِبُوا الدُّنْيَا بِأَبْدَانٍ أَرْوَاحُهَا مُعَلَّقَةٌ بِالْمَحَلِّ الْأَعْلَى؛ أُولَئِكَ خُلَفَاءُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَ الدُّعَاةُ إِلَى دِينِهِ؛ آهِ آهِ، شَوْقاً إِلَى رُؤْيَتِهِمْ.
@h_shafiei
♦️مرحوم شیخ صدوق در ذیل این روایات تأکید نموده که برای این حدیث طرق بسیاری است و بنابراین حدیث قوی و مستفیض میباشد. نکته جالب در این حدیث این است که امام علی در انتهای آن شوق خود را به دیدار با این حجتها و امامان الهی ابراز مینمایند. (آهِ آهِ شَوْقاً إِلَى رُؤْیَتِهِم)
کمال الدین و تمام النعمه، ج ۱، ص: ۲۹۴
🔰طب و تمدن اسلامی ۳
یکی از مباحثی که در این یکی دو سال بسیار مورد نقد و بررسی قرار گرفته است بحث اتصاف صفت (اسلامی) به (طب) است. اینکه آیا طب اسلامی داریم یا خیـر؟! این بحث به میزانی گسترش یافته که مراجع تقلید هم در این مورد به اختلاف برخورد کردند!!
این بحث ذیل طبقه بندی علوم مطرح می شود. پس از آشنائی مسلمانان با فرهنگِ ملل همسایه مانند ایران، روم و هند و همچنین بعد از پایان نهضت ترجمه، علوم و فنون جدیدی وارد تمدن اسلامی شد. این امر باعث شد اندیشمندان به طبقه بندی و تقسیم بندی علوم بپردازند.
در ميان دانشمندان اسلامى كه به بررسى موضوع طبقه بندى علوم پرداخته اند، توجه به آراى چندنفر بسيار حائز اهميت است: ابونصر فارابى ، جابر بن حیان، ابن سینا، ابن خلدون و محمدبن يوسف خوارزمى. فارابى نخستين دانشمند اسلامى است كه به طبقه بندى علوم در كتاب احصاءالعلوم، پرداخته است.
طبقه بندی دانش ها با معیارهای مختلفی پیگیری شد که برآمده از نگرش و اوضاع تاریخی دانشمندان اسلامی بوده است. تقسیم بندی های متنوعی در طرح طبقه بندی های مختلف در جهان اسلام، به وجود آمد؛ همچون علوم حکمی و غیر حکمی، علوم عقلی و علوم نقلی ، صنایع نظری و صنایع عملی و علوم عربی و علوم غیر عربی، فلسفه نظری و فلسفه عملی و ... اسلامی و غیر اسلامی در هر حال، همه این ملاکهای متفاوت روش های گوناگونی است برای رسیدن به هدفی مشترک. این هدف یافتن راه صحیح و هدفمند کردن جامعه علمی برای رسیدن به اصل اساسی علوم و اصل وحدانیت خداوند است.
مقصود از علوم اسلامی، علومی است که موضوع و مسائل آن، اصول یا فروع ارکان فرهنگ اسلامی است یا مواردی است که اصول و فروع ارکان فرهنگ اسلامی، به استناد آنها اثبات می شود و یا علومی است که مقدمه دو نوع علوم بالا شمرده می شود. این علوم در یک دید کلان، عبارتند : علوم قرآن، علم تفسیر، علم حدیث، علم فقه و اصول فقه، علم کلام، علم اخلاق ، علم رجال و درایه...
علوم غیر اسلامی ؛ علومی است که اصل آن از مناطق دیگری به سرزمینهای اسلامی آمده است هرچند مسلمانان در بسط و تکامل آن نقش ممتاز و بسزایی داشته باشند مانند ریاضی، نجوم، طب، شیمی، حیل و ....
دکتر ولایتی می نویسد: علوم اسلامى علومى هستند كه به طور خالص از تفكر مسلمانان برخاسته اند و علوم غيراسلامى نيز علومى هستند كه اصل آنها از تمدنهاى ديگر به اسلام رسيده و مسلمانان آنها را بسط داده و ساخته و پرداخته كرده اند. اختلاف این تعریف با تعریف بالا در «فلسفه» ظاهر می شود. در تعریف بالا فلسفه ذیل علوم اسلامی قرار می گیرد چرا که اصول یا فروع اسلام در این علم بحث می شود اما در تعریف پائین چون ناظر به منشاء و خاستگاه علم است فلسفه غیر اسلامی است.
نکته ای که باید به آن توجه داشت این است که وجود احادیث و معارف اسلامی در یک علم منجر به اسلامی شدنش نمی شود به طور مثال ما روایاتی در باب شیمی و یا نجوم و میکانیک و یا معماری داریم آیا کسی می گوید شیمی اسلامی، هیأت اسلامی و میکانیک اسلامی و یا معماری اسلامی... همانگونه که در بالا عرض شد مسلمانان خصوصا شیعیان نقش بسیار ممتاز و بی بدلیل و انکارناپذیری در تحول در علوم طبیعی داشته اند و تمدن غرب از دستاوردهای آنها بسیار بهره برده هرچند امانت داری نکرده و آن دستاوردها را به نام خود زده است.
این اعتراف را در کتابها و مقالات متعددی می توان یافت مانند «فرهنگ اسلام در اروپا» نوشته دکتر زیگیرد هونکه و یا «تاثیر اسلام بر اروپای قرون وسطا» از مونتمگری وات؛ اما این تحول و نقش آفرینی باعث نمی شود این علوم اسلامی شود.
@h_shafiei
ادامه دارد
🔰شهادت در کلام امیرالمومنین علیه السلام
🔻بدانيد! مرگ طلب کننده سريعى است، که نه آنها که بر جاى خود ايستاده اند از چنگال او رهايى مى يابند، و نه آنها که فرار مى کنند مى توانند از دستش بگريزند.
🔺به يقين بهترين مرگ، شهادت است. سوگند به آن کس که جان فرزند ابو طالب در دست اوست هزار ضربه شمشير بر من آسان تر است تا مرگ در بستر در غير طاعت خدا!
#نهج_البلاغه خطبه 123
⤴️إِنَّ الْمَوْتَ طَالِبٌ حَثِيثٌ، لَا يَفُوتُهُ الْمُقِيمُ وَ لَا يُعْجِزُهُ الْهَارِبُ. إِنَّ أَكْرَمَ الْمَوْتِ الْقَتْلُ، وَ الَّذِي نَفْسُ ابْنِ أَبِي طَالِبٍ بِيَدِهِ لَأَلْفُ ضَرْبَةٍ بِالسَّيْفِ أَهْوَنُ عَلَيَّ مِنْ مِيتَةٍ عَلَى الْفِرَاشِ فِي غَيْرِ طَاعَةِ اللَّهِ.
@h_shafiei