eitaa logo
حال خوب
202.5هزار دنبال‌کننده
5.7هزار عکس
24.7هزار ویدیو
1 فایل
سلام مسؤل تبلیغات فقط آیدی زیر می باشد و هزینه تبلیغ فقط به این آیدی پرداخت شود وبه هیچ آیدی دیگری واریز نزنید چون قصد کلاهبرداری از شما را دارن @smk6268 پذیرش تبلیغات👇 https://eitaa.com/joinchat/3301245358C67179f80e8
مشاهده در ایتا
دانلود
26.03M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جااان جااان عجب آهنگی 🌸😍 @haal_khob👈💯
17.24M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به جایی برو که ارزشت را بدانند @haal_khob👈💯
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
❤️😂بفرسـ.ت دوستات ، پیشاپیش چهارشنبه سوری مبارک🫶😂😂 @haal_khob👈💯
ی دنیا قشنگی 😍😍 @haal_khob👈💯
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
سیر تحول کامیون اسکانیا از ۱۹۱۰ تا امروز👌 شرکت اسکانیا متعلق به کشور سوئد میباشد.. @haal_khob👈💯
وقتی اولین بار سوار هواپیما میشی @haal_khob👈💯
7.86M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یکم حس خوب بگیرین 😍 @haal_khob👈💯
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
اسکار بهترین پدر سال تعلق میگیره به ایشون👏😍 @haal_khob👈💯
10.37M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دنیای حیرت انگیز زیر آب 💙 @haal_khob👈💯
💫 یکی از دانشمندان بزرگ، در روزگاران قدیم، به همراه شاگردانش از کوچه ای رد می شد او مرد حکیم و دانشمندی بود و شاگردان زیادی داشت... آن روز یکی از شاگردانش سوالی پرسیده بود و او داشت جواب سوالش را می‌داد که ناگهان مردی با لباس های پاره پاره در حالی که می خندید! جلوی آنها را گرفت، همه با یک نگاه فهمیدند که آن مرد دیوانه است مرد دیوانه جلوی مرد دانشمند آمد و مستقیم توی چشم هایش نگاه کرد و خندید، بعد هم بدون اینکه به شخص دیگری نگاه کند از آنجا رفت... مرد دانشمند به دیوانه حرفی نزد ولی از رفتار او ناراحت شد... مرد دانشمند وقتی به خانه برگشت به خدمتکار دستور داد جوشانده برایش درست کند خدمتکار با تعجب پرسید: "جوشانده را برای چه کسی میخواهید؟" او جواب داد: "برای خودم" خدمتکار گفت: "ولی آقا شما این جوشانده را به دیوانه ها می دهید بخورند چرا حالا خودتان می خواهید از آن بخورید؟ "😥 گفت: "درست است اما امروز برایم اتفاقی افتاد که بهتر است از این جوشانده بخورم" خدمتکار پرسید: " چه اتفاقی؟!!" جواب داد: " امروز وقتی با شاگرد هایم از کوچه رد میشدیم دیوانه ای نزدیک ما آمد و از بین همه فقط به من نگاه کرد و خندید!" خدمتکار با تعجب پرسید: " خب چه اشکالی دارد دیوانه ها از این کارها زیاد می کنند"😬 مرد دانشمند جواب داد: " اگر شباهتی بین من و خودش احساس نمی‌کرد و ذره ای دیوانگی در چهره من نمی دید از بین آدم‌ها به من نمی خندید، گویی او، همجنس خودش را شناخته بود، پس بهتر است تا دیوانه نشده‌ام این جوشانده را بخورم! 👈 هر انسانی به سمت کسی می‌رود که بین خودش و او شباهتی احساس کند "😶 با حرف دانشمند، خدمتکار سخت به فکر فرو رفت و مشغول آماده کردن جوشانده شد... داستانهای جوامع‌الحکایات و قابوسنامه @haal_khob
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
خدایانمیدونم قراره چی بشه اما من بهت اعتماد دارم…🤍 شبتون آروم🌹 @haal_khob