eitaa logo
[ حدیث دل ]
6.1هزار دنبال‌کننده
13هزار عکس
4.8هزار ویدیو
186 فایل
ایدی تبادلات
مشاهده در ایتا
دانلود
است ، و باز چهار ستون بدنم میلـــرزد از دلتنگی پنج شنبه .. 🍂
مسافرِ دی  چمدانِ برفی اش را  روی آخرین پلّه ی پاییز باز می کند؛ پای سرما به شهر باز می شود، وَ من راه می افتم که دلم را برای زندگی کردن گرم کنم...! ⠀ خوب می دانم از پسِ تمامِ سیاهی ها رو سفید بیرون خواهم آمد...! 🍂
خـــٰامنه ای عزیز را عزیـزجـان خود بدارید...! حـرمت او را حـرمت مقدسات بدانیـد.♥️✨ ✌️ 🍂
[ حدیث دل ]
قاتل و آمر قتل باید انتقامشان را پس بدهند ؛ اگرچه بھ گفته‌ۍ آن عزیز کفش پایِ سلیمانی هم بر سر قاتل او شرف دارد ...! 🍂
من اناࢪ؎را مۍ‌ڪنم دانھ و با خود مۍ‌گویم ګآش این مردم دانہ‌هآې دلشـان پیدا بود... 🍂
🖇♥️ جناب هم به عشق در یک نگاه معتقد بودن، اونجا که میگن: "محو چشمان تو بودم که به دام افتادم صید را زنده گرفتی و به کشتن دادی" 🍂
[ حدیث دل ]
پنهان کرده ام #تو را در قفسه ی کتابهایم میان عاشقانه ترین منظومه ها وهر شب قبل از خواب ورق می
‌ در میانه ی چرخش پر تکرار زندگی بعضی ها بی تکرار ترین هستند. همان هایی که حضورشان چون بارانی در دل کبود تابستان، نعمت و نبودشان آواری ست دل آزار می آیند تا رهگذری بر خاطراتت، تار سپیدی بر خرمن موی سیاهت، و زخمی مانده بر دلت باشند. تا به ثانیه ایی روح سبز و دل بهاری ات را به دست زرد خزان بسپارند؛ و تو همچنان بعد از گذر سالها با مویی سپید و دلی سیاه در کوچه پس کوچه های شهر بدنبال نگاه دخترک چادر به سر رویاهایت،به حسرت نشسته ای! میدانی ... بعد از ی بی تکرار من به دلم آموختم که همای جانت دومی ندارد 🌙 🍂
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
پاییز چمدانش را بسته... انتهای جاده ی به انتظار نشسته است... نگاهش ابری ، ردّ پاهایش خیس و کوله بارش لبریز از این همه برگی که از درختان تکانده است... 🍂