داشتنت
مثل هوای برفی
صبح خیلی زود
مثل نم نم بارون جاده شمال
مثل خواب بعد از ظهر
مثل عشق های یواشکی
مثل خوردن یه فنجون قهوه ی داغ
تو هوای زمستونی
مثل برگشتن آدمی که
سال ها منتظرش بودی
آی میچسبد...
کاش خبرهایِ خوب
سر زده از راه میرسیدند ...
دستِمان را میگرفتند و میبردند جایی
که نه غم باشد نه دوری ...
نه دلتنگی باشد نه فاصله ...
نه تنفری باشد نه بیزاری ...
نه ترسِ از دست دادنی باشد
نه ناتوانیِ فراموش کردن ...
کاش دستِ اتفاقهایِ خوب آنقدر قوی بودند
که میشد تمامِمان را یکجا بهشان بسپاریم
که دیگر فوبیایِ فردایِ دوباره ،
در وجودمان تکثیر نکند و ریشه ی خوشی هایمان را به یکبارِ نخُشکانَد ...
#فرگل_مشتاقی