eitaa logo
فعالیتی انجام نمیشود.
181 دنبال‌کننده
13.3هزار عکس
26هزار ویدیو
371 فایل
@haaf zanvahy351
مشاهده در ایتا
دانلود
7.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🖤 زندان مخوفی که حضرت امام موسی کاظم علیه السلام در آنجا زندانی و به شهادت رسیدند. 😢این زندان در بغداد امروزیست که البته همیشه برای دیدن باز نیستhttp://eitaa.com/hafezan_vahy
12.04M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 ـ کاش خدا منو جای فلانی آفریده بود! ✘ میلیاردها انسان در همین لحظه حسرت میخورن جای تو باشند! ـ اصلاً اینطور نیست، هیچ کس آرزو نداره جای من باشه! ✘ من برات ثابت می‌کنم. ▪️ویژه شهادت علیه السلام 🌐 استاد شجاعی. http://eitaa.com/hafezan_vahy
•┈••✾❀🕊﷽🕊❀✾••┈• 🔮اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج🔮 🎙️نامه های نهج البلاغه۶٩ ☀️آداب و اخلاق اجتماعی☀️ وَ اعْلَمْ أَنَّ أَفْضَلَ الْمُؤْمِنِينَ أَفْضَلُهُمْ تَقْدِمَةً مِنْ نَفْسِهِ وَ أَهْلِهِ وَ مَالِهِ؛ [وَ إِنَّكَ] فَإِنَّكَ مَا تُقَدِّمْ مِنْ خَيْرٍ يَبْقَ لَكَ ذُخْرُهُ، وَ مَا تُؤَخِّرْهُ يَكُنْ لِغَيْرِكَ خَيْرُهُ. وَ احْذَرْ صَحَابَةَ مَنْ يَفِيلُ رَأْيُهُ وَ يُنْكَرُ عَمَلُهُ، فَإِنَّ الصَّاحِبَ مُعْتَبَرٌ بِصَاحِبِهِ. وَ اسْكُنِ الْأَمْصَارَ الْعِظَامَ فَإِنَّهَا جِمَاعُ الْمُسْلِمِينَ، وَ احْذَرْ مَنَازِلَ الْغَفْلَةِ وَ الْجَفَاءِ وَ قِلَّةَ الْأَعْوَانِ عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ. وَ اقْصُرْ رَأْيَكَ عَلَى مَا يَعْنِيكَ، وَ إِيَّاكَ وَ مَقَاعِدَ الْأَسْوَاقِ فَإِنَّهَا مَحَاضِرُ الشَّيْطَانِ وَ مَعَارِيضُ الْفِتَنِ. وَ أَكْثِرْ أَنْ تَنْظُرَ إِلَى مَنْ فُضِّلْتَ عَلَيْهِ، فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ أَبْوَابِ الشُّكْرِ. وَ لَا تُسَافِرْ فِي يَوْمِ جُمُعَةٍ حَتَّى تَشْهَدَ الصَّلَاةَ إِلَّا فَاصِلًا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَوْ فِي أَمْرٍ تُعْذَرُ بِهِ.   قسمت دوم نامه: (5) و بدان نيكوترين مؤمنين بهترين ايشان است از جهت بخشش نمودن از خود و بستگان و دارائيش (كسيكه خود اطاعت و بندگى كند، و بستگانش را براه راست راهنمايد، و از دارائيش به درويشان و مستمندان بدهد) و بدان نيكوئى (انفاق و بخشش در راه خدا) را كه تو از پيش مى فرستى براى تو اندوخته مى ماند (روز رستخيز پاداش آنرا مى يابى) و آنچه را كه بجا مى گذارى نيكوئى آن براى ديگرى است (سودش را وارث مى برد) و بپرهيز از معاشرت و يار شدن با كسيكه داراى رأى و انديشه سست و كردار ناپسند است، زيرا شخص با يارش همخو ميشود (پس او را بيارش مانند مى نمايند) (6) و در شهرهاى بزرگ ساكن شو، زيرا مسلمانان در آنها گرد هم هستند (كه از ايشان مى توان علوم و معارف و راه سعادت و نيكبختى آموخت) و بپرهيز از جاهايى كه سبب غفلت و فراموشى (از ياد خدا) و ستم نمودن (به نيكان) و كمى همراهان بر طاعت و بندگى خدا است (مانند بلاد كفر و ده ها) و انديشه ات را بآنچه بكارت آيد وادار (در كارهاى بيهوده صرف مكن) و بپرهيز از نشستن سر گذر بازارها زيرا آنجا جاهاى شيطان و پيشآمد فتنه و تباهكارى است (غالبا مردم در اين جاها به امور دنيا و كارهاى خلاف دين مشغولند، پس تا مى توان بايد از آن دور شد) و در باره كسيكه (زير دست است و) تو بر او افزونى دارى (خداوند ترا برتر از او گردانيده) بسيار بينديش، زيرا انديشه تو در باره او از جمله راههاى سپاسگزارى است (با اين انديشه چنان است كه شكر و سپاس نعمت هايى كه خدا بتو عطا فرموده بجا آورده اى) (7) و در روز جمعه سفر مكن تا اينكه به نماز حاضر شوى مگر آنكه در راه خدا بروى (براى جهاد با دشمنان دين) يا در كارى كه عذر داشته باشى (كه نتوانى تا هنگام نماز بمانى).   🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼 شرح وتفسیر: راه رستگارى: امام(عليه السلام) در اين بخش از نامه خود به «حارث همدانى» و در نوزدهمين اندرز به او از فداکارى هايى که ذخيره يوم المعاد مى شود سخن مى گويد و مى فرمايد: «بدان برترين مؤمنان کسانى هستند که خود و خانواده و اموالشان را تقديم (به پروردگار و جلب رضاى او) مى کنند (آنها از همه در اين راه پيشگام ترند)»; (وَاعْلَمْ أَنَّ أَفْضَلَ الْمُؤْمِنِينَ أَفْضَلُهُمْ تَقْدِمَةً(1) مِنْ نَفْسِهِ وَأَهْلِهِ وَمَالِهِ). منظور از اين تقديم تنها جهاد در راه خدا با جان و مال و اهل نيست، بلکه هرگونه خدمتى که انسان بتواند به آيين حق و بندگان خدا کند و از جان و مال و خانواده خويش مايه بگذارد را نيز شامل مى شود; مانند اصلاح ذات البين، شفاعت در نزد ظالمان، پرستارى بيماران و دردمندان، تعليم و تربيت مردم، صرف نظر کردن از خواسته هاى نفس و مانند آنها. آن گاه امام(عليه السلام) دليل روشنى براى اين سخن آورده مى فرمايد: «هرچه از کارهاى خير را از پيش بفرستى براى تو ذخيره خواهد شد و آنچه (از مال و ثروت) باقى بگذارى خيرش براى ديگران خواهد بود (و حسابش بر تو)»; (فَإِنَّکَ مَا تُقَدِّمْ مِنْ خَيْر يَبْقَ لَکَ ذُخْرُهُ، وَمَا تُؤَخِّرْهُ يَکُنْ لِغَيْرِکَ خَيْرُهُ). پس عاقل کسى است که از مواهب و سرمايه هاى خدادادى به نفع خود و براى سعادت جاويدان خويش بهره گيرد نه کسى که براى ديگران ذخيره مى کند که گاه کمترين چيزى از آن را براى او خيرات نخواهند کرد. اين همان چيزى است که قرآن مجيد مى فرمايد: «(وَما تُقَدِّمُوا لاَِنْفُسِکُمْ مِنْ خَيْر تَجِدُوهُ عِنْدَ اللهِ هُوَ خَيْراً وَأَعْظَمَ أَجْراً); و (بدانيد) آنچه از کارهاى نيک براى خود از پيش مى فرستيد آن را نزد خدا به بهترين وجه و بزرگترين پاداش خواهيد يافت».(2) نيز در جاى ديگر مى فرمايد: «(ما عِنْدَکُمْ يَنْhttp://eitaa.com/hafezan_vahy
فَدُ وَما عِنْدَ الله باقٍ); آنچه نزد شماست از بين مى رود و آنچه نزد خداست باقى مى ماند».(3) آن گاه امام در بيستمين اندرز به مسأله مهم ديگرى اشاره کرده مى فرمايد: «از همنشينى با کسى که فکرش ضعيف و عملش زشت است بپرهيز، زيرا معيار سنجش شخصيت هر کس، يارانش هستند»; (وَاحْذَرْ صَحَابَةَ مَنْ يَفِيلُ(4) رَأْيُهُ وَيُنْکَرُ عَمَلُهُ فَإِنَّ الصَّاحِبَ مُعْتَبَرٌ(5) بِصَاحِبِهِ). اين نکته واقعيتى است که قرآن در مسأله ازدواج با صراحت به آن اشاره کرده مى فرمايد: (الْخَبيثاتُ لِلْخَبيثينَ وَالْخَبيثُونَ لِلْخَبيثاتِ وَالطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّباتِ أُولئِکَ مُبَرَّؤُنَ مِمّا يَقُولُونَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ کَريمٌ)(6) و در روايات اسلامى نيز کراراً به آن اشاره شده است: در حديثى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) مى خوانيم: «ألْمَرْءُ عَلَى دِينِ خَلِيلِهِ فَلْيَنْظُرْ أَحَدُکُمْ مَنْ يُخَالِلُ; انسان بر دين دوست خويش است، بنابراين هر يک از شما ببيند با چه کسى دوستى مى کند».(7) در حديث ديگرى از حضرت سليمان(عليه السلام) نقل شده است: «لاَ تَحْکُمُوا عَلَى رَجُل بِشَيْء حَتَّى تَنْظُرُوا إِلَى مَنْ يُصَاحِبُ فَإِنَّمَا يُعْرَفُ الرَّجُلُ بِأَشْکَالِهِ وَأَقْرَانِهِ وَيُنْسَبُ إِلَى أَصْحَابِهِ وَأَخْدَانِهِ; درباره هيچ کس حکمى نکنيد تا زمانى که به دوستانش نگاه کنيد، زيرا هرکس به وسيله همانند و دوستانش شناخته مى شود».(8) در حديث ديگرى از امام صادق(عليه السلام) مى خوانيم: «لاَ تَصْحَبُوا أَهْلَ الْبِدَعِ وَلاَ تُجَالِسُوهُمْ فَتَصِيرُوا عِنْدَ النَّاسِ کَوَاحِد مِنْهُمْ; با بدعتگذاران دوستى و همنشينى نداشته باشيد که در نظر مردم همچون يکى از آنان خواهيد شد».(9) در وصيت امام به فرزندش امام حسن نيز پيش از اين خوانديم که امام به او توصيه مى کند: «قَارِنْ أَهْلَ الْخَيْرِ تَکُنْ مِنْهُمْ، وَبَايِنْ أَهْلَ الشَّرِّ تَبِنْ عَنْهُمْ; به نيکوکاران و اهل خير نزديک شو تا از آنها شوى و از بدکاران و اهل شر دور شو تا از آنها جدا گردى». شاعر عرب نيز در شعر خود زيبا سروده است: عَنِ الْمَرءِ لا تَسْئَلْ وَسَلْ عَنْ قَرينِهِ * فَکُلُّ قَرين بِالْمُقارِنِ يَقْتَدي مطابق آن را شاعر فارسى زبان نيز آورده است: تو اوّل بگو با کيان زيستى * پس آن گَه بگويم که تو کيستى دليل همه اينها يک چيز است و آن اينکه مجانست جاذبه اى دارد که افراد را به هم نزديک مى کند و مجالست سبب انتقال صفات افراد به يکديگر مى شود. سپس در بيست و يکمين توصيه، يکى از مسائل مهم اجتماعى را عنوان مى کند و مى فرمايد: «در شهرهاى بزرگ مسکن گزين زيرا آنجا مرکز اجتماع مسلمانان است»; (وَاسْکُنِ الاَْمْصَارَ الْعِظَامَ فَإِنَّهَا جِمَاعُ(10) الْمُسْلِمِينَ). شک نيست که زيستن در شهرهاى بزرگ، روح و فکر انسان را گسترش مى دهد، زيرا افکار بلند و کارهاى عظيم و مراکز علمى و دانش و کتابخانه هاى بزرگ و حتى تجارتخانه هاى گسترده و کارخانه هاى عظيم در اين شهرها و اطراف آنهاست و اين سبب نمو فکر و رشد استعداد انسان ها مى شود. به عکس، زندگى در دهات و روستاها هرچند از جهاتى آرام بخش تر و سالم تر است; ولى جلوى نموّ و رشد و پرورش انسان را مى گيرد. از آنجا که در شهرهاى بزرگ ممکن است مراکز فساد و افراد آلوده و ناباب باشند، امام در ادامه اين سخن در اندرز بيست و دوم خود مى فرمايد: «از اماکن غفلت زا و خشونت و جاهايى که ياران مطيع خدا در آن کم اند بپرهيز»; (وَاحْذَرْ مَنَازِلَ الْغَفْلَةِ وَالْجَفَاءِ(11) وَقِلَّةَ الاَْعْوَانِ عَلَى طَاعَةِ اللهِ). بنابراين، توصيه به سکونت در شهرهاى بزرگ به اين معنا نيست که انسان در مراکز آلوده آن سکونت يا رفت و آمد کند، بلکه با نيکان و پاکان و علما و دانشمندان و اهل خير که در اين شهرها فراوانند همنشين باشد. بعضى از شارحان جمله «وَاحْذَر...» را اشاره به روستاها و مناطق کم جمعيت و کوچک دانستند; يعنى در نقطه مقابل شهرهاى بزرگ; در حالى که ظاهر عبارت امام چنين نيست، بلکه همان گونه است که در بالا ذکر کرديم. سپس در بيست و سومين دستور مى فرمايد: «فکرت را به چيزى مشغول دار که به تو مربوط است»; (وَاقْصُرْ رَأْيَکَ عَلَى مَا يَعْنِيکَ(12)). بعضى از افراد ـ به اصطلاح ما ـ آدم هاى فضولى هستند و در همه چيز دخالت مى کنند و اين دو زيان مهم دارد: اوّل اينکه آنها را از امور لازمى که مربوط به آنان است غافل مى کند. ديگر اينکه مخالفت ها و عداوت هايى را از کسانى که در امور مربوط به آنها دخالت شده بر مى انگيزد. اميرمؤمنان على(عليه السلام) مردى را مشاهده کرد که سخنان اضافى و غير مربوطِ به خود، مى گفت امام فرمود: «تو با سخنانت (که به وسيله فرشتگانى که مأمور تو هستند) نامه اى براى پرودگارت مى نويسى. از آنچه به تو مربوط است سخن بگو و آنچه را به تو مربوط نيست و به کارت نمى آيد رها کن»; (
را خوشبخت ببيند و از عمل ناچيز خود اظهار رضايت کند. سپس در بيست و ششمين توصيه خود مى فرمايد: «روز جمعه پيش از آنکه در نماز جمعه حاضر شوى مسافرت مکن مگر براى جهاد در راه خدا يا در کارى که به راستى معذور هستى»; (وَلاَ تُسَافِرْ فِي يَوْمِ جُمُعَة حَتَّى تَشْهَدَ الصَّلاَةَ إِلاَّ فَاصِلاً(20) فِي سَبِيلِ اللهِ، أَوْ فِي أَمْر تُعْذَرُ بِهِ). نماز جمعه از مهم ترين عبادات اسلامى است و اقامه منظم و مرتب آن سبب بيدارى و آگاهى مسلمانان و اتحاد و فشردگى صفوف آنها مى شود، مشروط به اينکه خطباى جمعه حق دو خطبه را ادا کنند و مسائل ضرورى معنوى و مادى مردم را براى آنها تشريح نمايند. البته نماز جمعه به صورتى که پيروان مکتب اهل بيت آن را به جا مى آورند يعنى در هر شهر فقط يک نماز جمعه باشد نه آن گونه که بعضى از برادران اهل سنّت انجام مى دهند که در هر مسجدى آن را برپا مى دارند و گاه در يک شهر ممکن است نماز جمعه هاى متعدد برقرار شود که در نتيجه چندان تفاوتى با نمازهاى روزانه معمولى نخواهد داشت. (هرچند جمعى از فقهاى آنها مانند فقهاى شيعه اجازه نمى دهند که در يک شهر بيش از يک نماز جمعه خوانده شود و يا تنها در صورتى که نياز و حاجتى باشد و يا شهر بزرگ باشد نماز جمعه هاى متعدد برقرار مى کنند).(21) در حديثى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) مى خوانيم: «مَنْ أَتَى الْجُمُعَةَ إِيمَاناً وَاحْتِسَاباً اسْتَأْنَفَ الْعَمَلَ; کسى که از روى ايمان و براى خدا در نماز جمعه شرکت جويد (گناهانش بخشوده مى شود و) برنامه عملش را از نو آغاز خواهد کرد».(22) در حديث ديگرى از همان حضرت آمده است که شخصى خدمت رسول خدا آمد و عرض کرد: يا رسول الله بارها آماده حج شده ام اما توفيق نيافتم فرمود: «عَلَيْکَ بِالْجُمُعَةِ فَإِنَّهَا حَجُّ الْمَسَاکِينَ; به سراغ نماز جمعه برو که حج مستمندان است».(23) اشاره به اينکه برکات حج در نماز جمعه وجود دارد. توجّه به اين نکته لازم است که نهى از مسافرت که در کلام امام آمده نهى تحريمى است، بنابراين زمانى که نماز جمعه واجب تعيينى باشد مسافرت حرام است مگر اينکه نماز جمعه را بخواند جز در مواردى که عذرى شرعى باشد. مرحوم صاحب جواهر بعد از اشاره به اين مسأله مى گويد: اختلافى در اين مسأله نيافته ايم که بعد از زوال خورشيد، سفر کردن قبل از اداى نماز جمعه حرام است. تنها از «قطب راوندى» کراهت نقل شده که ممکن است او هم منظورش از اين تعبير حرمت باشد.(24) * پی نوشت: 1. «تَقْدِمَة» به معناى هديه و چيزى است که پيشکش و تقديم مى کنند. 2. مزمل، آيه 20. 3. نحل، آيه 96. 4. «يَفيلُ» از ريشه «فِيل» بر وزن «ميل» به معناى نادرست يا ضعيف بودن است و رأى در اينجا به معناى عقل و فکر است. 5. «مُعْتَبَرَ» به معناى وسيله آزمايش و معيار سنجش است و از ريشه «عبرت» گرفته شده است. 6. نور، آيه 26. 7. بحارالانوار، ج 71، ص 192، ح 12. 8. همان مدرک، ص 188، ح 17. 9. اصول کافى، ج 2، حديث 375، ح 3. 10. «جِماع» در اين گونه موارد به معناى وصفى به کار مى رود و به معناى محل اجتماع است. 11. «الجَفاء» مصدر و در اصل به معناى دور شدن است. سپس به معناى خشونت آمده است و با مفهوم «جفا» که در فارسى امروز است و نقطه مقابل وفا به حساب مى آيد متفاوت است. 12. «يَعْنيکَ» از ريشه «عَنى» و «عِناية» به معناى قصد چيزى کردن است و «ما يَعْنيکَ» (چيزى که تو را قصد مى کند) اشاره به امورى است که مربوط به انسان است در مقابل «ما لا يَعْني» که مربوط به انسان نيست. 13. بحارالانوار، ج 68، ص 276، ح 4. 14. بحارالانوار، ج 1، ص 216، ح 28. 15. «مَقاعِد» جمع «مقعد» به معناى محل جلوس است و در اينجا به معناى دکه هايى است که در بعضى بازارها بوده و افراد متعدد روى آن مى نشستند. 16. «مَعاريض» جمع «مِعراض» بر وزن «مِفتاح» به معناى تيرهايى است که با کمان پرتاب مى کردند; ولى در آخر آن پَر نبود و وسط آن ضخيم تر از دو طرف بود و به همين دليل نوک آن اصابت نمى کرد بلکه از عرض اصابت مى کرد و محل مورد حمله را مى کوبيد. توضيح اينکه اگر مى خواستند کسى را با تير، هدف هلاکت قرار دهند از تيرهايى که آخر آن پر داشت و از نوک اصابت مى کرد استفاده مى کردند و اگر مى خواستند کسى را بکوبند و از کار بيندازند بى آنکه بدنش مجروح شود از «معراض» استفاده مى کردند. امام در اين عبارت اشاره به اين نکته دارد که تيرهاى فتنه ها از دکه هاى بازارها به سوى افراد پرتاب مى شود. 17. کنزالعمال، ح 9330. 18. بحارالانوار، ج 81، ص 11، ح 87. 19. بحارالانوار، ج 74، ص 74، ح 1. 20. «فاصِلاً» از ريشه «فصل» به معناى جدايى گرفته شده و در اينجا به معناى کسى است که از شهر براى هدفى خارج مى شود. 21. براى توضيح بيشتر به الفقه الاسلامى وادلته، نوشته وهبة الزحيلى، ج 2، ص 1299 به بعد مراجعه شود. 22. بحارالانوار، ج 86، ص 192، حپ 33. 23. تهذيب، ج 3، ص 236، ح 7. 24. جواهرالکلام، ج 1
1، ص 282. 📚 📍شارح محترم :مرحوم علی نقی فیض الاسلام روحش شاد ••●❥🦋✧🦋❥●•• 🤲اَللّهُمَ ثَبِتْ قَلْبی عَلی دِینِک. ••●❥🦋✧🦋❥●••
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
امشب عزای امام عالمین است دل را هوای قبر غریب کاظمین است باب الحوائج امشب حاجت روا گردیده مهدی به یاد جدش،صاحب عزا گردیده 🔳 سالروز شهادت امام موسی کاظم علیه السلام بر وجود نازنین ارواحنا فداه و همه منتظرین تسلیت باد.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا