eitaa logo
فعالیتی انجام نمیشود.
180 دنبال‌کننده
13.3هزار عکس
26هزار ویدیو
371 فایل
@haaf zanvahy351
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🕋🌕🕋🌕🕋🌕🕋🌕🕋🌕 به کانال شهید سعید بپیوندید: https://eitaa.com/sahedsaed 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 زندگانی وسیره امام حسین علیه السلام ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
-67625214_-210021.mp3
3.48M
📢استاد مهندسی بزرگترین فضیلت چیست⁉️https://eitaa.com/hafezanewahy
1_1575460111.pdf
3.01M
📚راه آسمان نگاهی به چرایی و چگونگی حفظ قرآن کریم با بیانی جذاب ✍ سید محمد علی جلالی. https://eitaa.com/hafezanewahy
📝 شرح و تفسیر خطبه ۹۹ بخش سوم 🔴 انتقام شديد الهى از بنى اميّه: امام(عليه السلام) در قسمت پايانى اين خطبه، خبرهاى تازه اى از حوادث تلخ و شيرين آينده مى دهد و نخست مى فرمايد: «هنگامى که آن فتنه هاى کور و تاريک و ظلمانى روى آورد، ما اهل بيت از آن برکناريم و در آن زمان دعوت (به حکومت) نمى کنيم». (نَحْنُ أَهْلَ الْبَيْتِ مِنْهَا بِمَنْجَاة، وَ لَسْنَا فِيهَا بِدُعَاة). در تفسير اين جمله، در ميان «مفسّران نهج البلاغه» گفتگوهايى شده است; زيرا به يقين، فتنه ها از نظر عينيّت خارجى، دامان اهل بيت(عليهم السلام) را گرفت که شهادت امام حسين(عليه السلام) و يارانش يکى از نمونه هاى روشن آن بود; بنابراين، برکنارى اهل بيت از فتنه هاى آن دوران، به معناى اين است که مسئوليّت آن فتنه ها متوجّه آنان نبود; بلکه متوجّه مردمى بود که رهبرى اهل بيت را رها کردند و به بازماندگان دوران کفر و شرک و جاهليت پيوستند. جمله «وَ لَسْنَا فِيهَا بِدُعَاة; ما در آن فتنه دعوت کننده نيستيم» نيز قرينه اى بر اين معنا است; چرا که وقتى اهل بيت، به حکم اجبار خاموش باشند و هيچ گروهى را تشويق به کارى نکنند، مسئوليّت آن را بر عهده نخواهند داشت. سپس امام(عليه السلام) به آنها بشارت مى دهد که اين فتنه ها براى هميشه ادامه نمى يابد بلکه: «بعد از مدّتى خداوند آن را از شما جدا مى سازد، همچون جدا کردن پوست از گوشت!» (ثُمَّ يُفَرِّجُهَا اللهُ عَنْکُمْ کَتَفْرِيجِ الأَدِيمِ). اين تشبيه اشاره به اين است که فتنه بنى اميّه در آن زمان به طور کامل خاموش مى شود و پايان مى گيرد; زيرا هنگامى که پوست را از گوشت جدا مى کنند ذرّه اى از پوست را بر گوشت رها نمى سازند و شکل و قيافه حيوان ذبح شده به طور کامل دگرگون مى شود. امّا اين کار به دست چه کسانى انجام مى شود و چگونه صورت مى گيرد؟ امام(عليه السلام) در ادامه اين سخن اشاره سربسته اى به آن کرده چنين مى فرمايد: «اين کار به وسيله کسانى انجام مى شود که خوارى را بر آنها تحميل مى کنند و آنها را (به سوى مرگ و نيستى مى رانند) و جام تلخ بلا را در کامشان فرو مى ريزند; جز ضربه شمشير چيزى به آنها نمى دهند و جز لباس ترس و وحشت بر آنها نمى پوشانند!» (بِمَنْ يَسُومُهُمْ خَسْفاً، وَ يَسُوقُهُمْ عَنْفاً، وَ يَسْقِيهِمْ بِکَأْس مُصَبَّرَة لاَ يُعْطِيهِمْ إِلاَّ السَّيْفَ، وَ لاَ يُحْلِسُهُمْ(5) إِلاَّ الْخَوْفَ). تعبير به «مصبّرة» که از ريشه «صبر» گرفته شده و مى دانيم «صَبِر» (بر وزن خشن) گياهى است بسيار تلخ، اشاره به اين است که «بنى اميّه» در حکومت «بنى عبّاس» تلخ ترين و ناگوارترين زندگى ها را خواهند داشت و جمله «لاَيُعْطِيهِمْ...» تأکيدى است بر اين معنا که هر کدام از «بنى اميّه» در چنگال «بنى عبّاس» گرفتار شوند، از دم شمشير گذرانده خواهند شد و آنها که موفّق به فرار شوند، در ترس و وحشت عميقى خواهند بود!! در پايان اين فراز مى فرمايد: «در آن زمان قريش (اشاره به گروه بنى اميّه است) دوست دارد، دنيا و آنچه را در دنيا است از دست بدهد، تا يک بار ديگر مرا ببيند (و رهبرى مرا بپذيرد) هر چند زمان آن کوتاه باشد، به اندازه کشتن شترى، تا چيزى را از آن ها بپذيرم که امروز کمى از آن را مى خواهم ولى نمى دهند». (فَعِنْدَ ذلِکَ تَوَدُّ قُرَيْشٌ بِالدُّنْيَا وَ مَا فِيهَا - لَوْ يَرَوْنَني مَقَاماً وَاحِداً، وَ لَوْ قَدْرَ جَزْرِ جَزُور(6)، لاَِ قَبْلَ مِنْهُمْ مَا أَطْلُبُ الْيَومَ بَعْضَهُ فَلاَ يُعْطُونِيهِ!). گر چه ظاهر عبارات بالا به خوبى نشان مى دهد که پيش بينى امام(عليه السلام) مربوط به نابود شدن بنى اميّه به وسيله بنى عبّاس است، ولى بعضى از «مفسّران نهج البلاغه» اين احتمال را تقويت کرده اند که اين جمله ها ناظر به حکومت حضرت مهدى(عليه السلام) مى باشد، که با ظهورش بساط ظلم و ستم برچيده مى شود; ولى اين احتمال بسيار بعيد به نظر مى رسد; زيرا: اوّلا، بنى اميّه در آن زمان به صورت يک گروه مشخّص نخواهند بود و ثانياً، با ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) که برنامه هاى علوى را به طور کامل اجرا مى کند، ديگر جايى براى اين باقى نمى ماند که آنها آرزوى حکومت على(عليه السلام) را کنند و به تعبيرى ديگر: اين آرزو از قبيل تحصيل حاصل است. ✍ پی نوشت: 5- «يُحلس» از مادّه «حَلس» (بر وزن فلس) به معناى پوشاندن است و به حُلّى که بر حيوان مى پوشانند، «حلس» (بر وزن حرص) اطلاق مى شود. 6. «جَزور» ازمادّه «جَزر» (بر وزن جذب) به معناى سر بريدن و نحر کردن حيوان است و «جزور» به شترى گفته مى شود که آن را نحر کرده باشند. اين واژه به معناى فروکش کردن آب دريا و مانند آن نيز آمده است. ↩️ ادامه دارد... https://eitaa.com/hafezanewahy
📝 شرح و تفسیر حکمت ۳۹۹ ↩️ 7. توجه به اين نكته كه پدر (و مادر) اصل و ريشه انسان هستند. بنابراين هرگاه امتيازى در خود ببيند بايد بداند اساس اين نعمت از آن هاست پس خدا را شكرگزارى كند. (فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّهُ أَصْلُكَ وَ أَنَّهُ لَوْلاَهُ لَمْ تَكُنْ فَمَهْمَا رَأَيتَ فِى نَفْسِكَ مِمَّا يعْجِبُكَ فَاعْلَمْ أَنَّ أَبَاكَ أَصْلُ النِّعْمَةِ عَلَيكَ فِيهِ فَاحْمَدِ اللَّهَ وَ اشْكُرْهُ عَلَى قَدْرِ ذَلِكَ).[15] و شايد به همين دليل خداوند شكرگزارى در برابر پدر و مادر را به دنبال شكرگزارى نعمت هاى خود ذكر كرده است: (أَنِ اشْكُرْ لِى وَلِوَالِدَيْكَ إِلَىَّ الْمَصِيرُ).[16] 8 . احسان و نيكى به پدر و مادر. در حديثى از امام صادق(عليه السلام) مى خوانيم كه بعضى از ياران آن حضرت درباره تفسير آيه شريفه (وَبِالْوالِدَينِ إِحْساناً)[17] سؤال كردند كه مراد از احسان چيست؟ امام(عليه السلام) فرمود: «الاِْحْسَانُ أَنْ تُحْسِنَ صُحْبَتَهُمَا وَأَنْ لاَ تُكَلِّفَهُمَا أَنْ يسْأَلاَكَ شَيئاً مِمَّا يحْتَاجَانِ إِلَيهِ وَ إِنْ كَانَا مُسْتَغْنِيين; برخورد خود را با آن ها نيكو كن و اگر چيزى نياز داشتند پيش از آن كه از تو بخواهند براى آن ها فراهم كن تا ناچار نشوند از تو درخواست كنند هر چند خودشان هم بتوانند مشكل خويش را حل كنند».[18] 9. اگر آن ها بدهكارى دارند و در حيات خود نتوانستند دين خويش را ادا كنند فرزند دين آن ها را ادا كند و براى گناهان آن ها استغفار نمايند همان گونه كه در حديثى از امام باقر(عليه السلام) مى خوانيم: «وَ إِنَّهُ لَيكُونُ عَاقّاً لَهُمَا فِى حَياتِهِمَا غَيرَ بَارّ بِهِمَا فَإِذَا مَاتَا قَضَى دَينَهُمَا وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمَا فَيكْتُبُهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بَارّاً; گاه فرزند در حيات پدر و مادر عاق آنهاست و نيكى در حق آن ها نكرده اما بعد از وفات آن ها بدهى آن ها را ادا مى كند و براى آن ها استغفار مى نمايد. خدا او را جزء نيكوكاران (نه عاق) محسوب مى دارد».[19] 10. يكى ديگر از حقوق مهم پدران و مادران بر فرزندان اين است كه به هنگام ضعف و پيرى و ناتوانى كه نياز شديد به كمك و حمايت دارند آن ها را فراموش نكنند و مشكلات آن ها را تا آن جا كه در توان دارند حل كنند به عكس آنچه در دنياى امروز ديده مى شود كه به محض اين كه پدر و مادر پير و ناتوان شدند فرزندان از آنان فاصله مى گيرند و حداكثر كارى كه درباره آن ها مى كنند اين است كه آن ها را به خانه هاى سالمندان مى سپارند و گاه حتى از اين كار نيز خوددارى مى كنند. در حديثى از امام صادق(عليه السلام) مى خوانيم كه يكى از يارانش خدمت آن حضرت رسيد و عرض كرد: پدرم بسيار پير و ناتوان شده به گونه اى كه براى قضاى حاجت بايد او را بر دوش بگيريم. امام(عليه السلام) فرمود: «إِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَلِى ذَلِكَ مِنْهُ فَافْعَلْ وَ لَقِّمْهُ بِيدِكَ فَإِنَّهُ جُنَّةٌ لَكَ غَداً; اگر توانستى اين كار را براى او انجام دهى انجام ده حتى لقمه غذا را با دست خود به دهان او بگذار كه اين كار سپرى است براى تو در فرداى قيامت (در برابر آتش دوزخ)».[20] قرآن مجيد نيز اشاره اى به اين امر دارد آن جا كه مى فرمايد: «(إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلاَهُمَا فَلاَ تَقُلْ لَّهُمَا أُفّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَّهُمَا قَوْلا كَرِيماً); هرگاه يكى از آن دو، يا هر دوى آنها، نزد تو به سن پيرى رسند، كمترين اهانتى به آن ها روا مدار! و بر آن ها فرياد مزن! و گفتار لطيف و سنجيده و بزرگوارانه به آن ها بگو! (و مشكلات آن ها را حل كن)».[21] 2. فرزندان بر پدران و مادران چه حقوقى دارند؟ در روايات اسلامى همان گونه كه موارد فراوانى از حقوق پدران و مادران بر فرزندان ذكر شده موارد زيادى نيز از حقوق فرزندان بر پدران و مادران بيان گرديده است كه سه قسمت مهم آن را امام اميرمؤمنان على(عليه السلام) در گفتار حكيمانه مورد بحث بيان فرموده است: اسم نيكو نهادن، تربيت خوب و تعليم قرآن. در روايات، حقوق ديگرى نيز ذكر شده ازجمله: 4. خواندن و نوشتن را به آن ها بياموزند. 5. شنا و تيراندازى را به آن ها تعليم دهند. (شنا براى جلوگيرى از غرق شدن و تيراندازى براى جهاد). 6. غذاى حلال به او بدهند. اين سه حق در حديثى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نقل شده كه فرمود: «حَقُّ الوَلَدِ على والِدِهِ أن يُعَلِّمَه الكِتابَةَ وَالسِّباحَةَ والرِّمايةَ وأن لا يَرزُقَه إلاّ طَيِّباً».[22] ✍ پی نوشت: [15]. بحارالانوار، ج 71، ص 6. [16]. لقمان، آيه 14. [17]. بقره، آيه 83. [18]. كافى، ج 2، ص 157، ح 1. [19]. همان، ص 163، ح 21. [20]. كافى، ج 2، ص 163، ح 13. [21]. اسراء، آيه 23. [22]. كنزالعمال، ح 45340 (طبق نقل ميزان الحكمة). ↩️ ادامه دارد...https://eitaa.com/hafezanewahy
📝تفسیر سوره مبارکه انبیاء آیات ۳۰ الی ۳۳ 📖 منبع: تفسیر «نمونه» آیت الله مکارم شیرازی ↩️ جالب این که: دانشمندان امروز معتقدند: نخستین جوانه حیات در اعماق دریاها پیدا شده است، به همین دلیل، آغاز حیات و زندگى را از آب مى دانند، و اگر قرآن آفرینش انسان را از خاک مى شمرد، نباید فراموش کنیم منظور از خاک همان طین (گل) است که ترکیبى است از آب و خاک. این موضوع نیز قابل توجه است که: طبق تحقیقات دانشمندان، قسمت عمده بدن انسان و بسیارى از حیوانات را آب تشکیل مى دهد (در حدود هفتاد درصد!). و این که بعضى ایراد کرده اند آفرینش فرشتگان و جن با این که: موجودات زنده اى هستند، مسلماً از آب نیست، پاسخش روشن است; زیرا هدف، موجودات زنده اى است که براى ما محسوس است. در حدیثى مى خوانیم: شخصى از امام صادق(علیه السلام) پرسید: آب چه طعمى دارد؟ امام نخست فرمود: سَلْ تَفَقُّهاً وَ لاتَسْأَلْ تَعَنُّتاً: به منظور یاد گرفتن سؤال کن نه به منظور بهانه جوئى ! سپس اضافه فرمود: طَعْمُ الْماءِ طَعْمُ الْحَیاةِ! قالَ اللّهُ سُبْحانَهُ وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ کُلَّ شَیْء حَیّ: طعم آب، طعم حیات و زندگى است! خداوند مى گوید: ما هر موجود زنده اى را از آب آفریدیم .(۴) مخصوصاً هنگامى که انسان در تابستان پس از یک تشنگى طولانى و ممتد در هواى سوزان به آب گوارائى مى رسد، نخستین جرعه هاى آب را که فرو مى برد، احساس مى کند روح و جان به کالبدش دمیده مى شود، در واقع امام(علیه السلام)مى خواهد ارتباط و پیوستگى زندگى و آب را با این تعبیر زیبا مشخص کند. * * * آیه بعد، اشاره به قسمت دیگرى از نشانه هاى توحید و نعمت هاى بزرگش کرده مى گوید: ما در زمین کوه هاى ثابت و مستقرى ایجاد کردیم تا انسان ها را نلرزاند (وَ جَعَلْنا فِی الاْ َرْضِ رَواسِیَ أَنْ تَمِیدَ بِهِمْ).(۵) در گذشته نیز گفته ایم: کوه ها همچون زرهى کره زمین را در بر گرفته اند و این سبب مى شود از لرزش هاى شدید زمین که بر اثر فشار گازهاى درونى است تا حدّ زیادى جلوگیرى کند. به علاوه همین وضع کوه ها، حرکات پوسته زمین را در مقابل جزر و مدّ ناشى از ماه به حداقل مى رساند. از سوى دیگر اگر کوه ها نبودند، سطح زمین همواره در معرض تندبادها قرار داشت و آرامشى در آن دیده نمى شد، همان گونه که در کویرها و بیابان هاى خشک و سوزان چنین است. آنگاه به نعمت دیگرى که آن هم از نشانه هاى عظمت او است، اشاره کرده مى گوید: ما در لابلاى این کوه هاى عظیم، دره ها و راه هائى قرار دادیم، تا آنها هدایت شوند و به مقصد برسند (وَ جَعَلْنا فِیها فِجاجاً سُبُلاً لَعَلَّهُمْ یَهْتَدُونَ). به راستى اگر این دره ها و شکاف ها نبودند، سلسله هاى جبال عظیم موجود در زمین، مناطق مختلف را آن چنان از هم جدا مى کردند که پیوندشان از همدیگر به کلّى گسسته مى شد، و این نشان مى دهد: همه این پدیده ها طبق برنامه و حسابى است. * * * و از آنجا که آرامش زمین به تنهائى براى آرامش زندگى انسان کافى نیست بلکه باید از طرف بالا نیز ایمنى داشته باشد، در آیه بعد اضافه مى کند: ما آسمان را سقف محفوظى قرار دادیم ولى آنها از آیات و نشانه هاى توحید که در این آسمان پهناور است روى گردانند (وَ جَعَلْنَا السَّماءَ سَقْفاً مَحْفُوظاً وَ هُمْ عَنْ آیاتِها مُعْرِضُونَ).(۶) منظور از آسمان در اینجا ـ همان گونه که سابقاً هم گفته ایم ـ جوى است که گرداگرد زمین را گرفته، و ضخامت آن صدها کیلومتر طبق تحقیقات دانشمندان مى باشد، این قشر ظاهراً لطیف، که از هوا و گازها تشکیل شده به قدرى محکم و پرمقاومت است که هر موجود مزاحمى از بیرون به سوى زمین بیاید نابود مى شود، و کره زمین را در برابر بمباران شبانه روزى سنگ هاى شهاب که از هر گلوله اى خطرناک ترند حفظ مى کند. ✍ پی نوشت: ۴ ـ بحار الانوار ، جلد ۵۴، صفحه ۱۵. ۵ ـ رَواسِى جمع راسیه به معنى کوه هاى سخت و پا بر جاست، و از آنجا که این گونه کوه ها از ریشه با هم پیوند دارند، ممکن است اشاره به این پیوستگى باشد. و از نظر علمى ثابت شده که این به هم پیوستگىِ ریشه اى کوه ها، اثر عمیقى در جلوگیرى از لرزش هاى زمین دارد. تَمِیْد از ماده مید به معنى لرزش و حرکت ناموزون اشیاء بزرگ است. ۶ ـ منظور از محفوظ بودن آسمان این است که سنگ هاى سرگردان و اشعه مرگبار در آن نفوذ نمى کند، بنابراین هم خودش محفوظ است و هم کره زمین را حفظ مى کند. ۷ ـ بعضى از مفسران آیه فوق را هماهنگ با آیاتى که در مورد حفظ آسمان از صعود شیاطین به وسیله شهب در قرآن مجید وارد شده مى داند (وَ حِفْظاً مِنْ کُلِّ شَیْطان مارِد) (صافات، آیه ۷). ولى روشن است این تفسیر با کلمه سقف سازگار نیست; زیرا سقف پوششى است براى کسانى که در زیر آن قرار دارند، نه کسانى که فوق آن هستند (دقت کنید). ↩️ ادامه دارد...https://eitaa.com/hafezanewahy
📝تفسیر سوره مبارکه انبیاء آیات ۳۰ الی ۳۳ 📖 منبع: تفسیر «نمونه» آیت الله مکارم شیرازی ↩️ به علاوه اشعه آفتاب که داراى قسمت هاى مرگبارى است به وسیله آن تصفیه مى شود، و از نفوذ اشعه کشنده کیهانى که از بیرون جو، به سوى زمین سرازیر است، جلوگیرى مى کند. آرى، این آسمان سقف بسیار محکم و پایدارى است که خدا آن را از انهدام حفظ کرده است.(۷) * * * و در آخرین آیه مورد بحث، به آفرینش شب و روز و خورشید و ماه پرداخته مى گوید: او است که شب و روز و خورشید و ماه را آفرید (وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ اللَّیْلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ). و هر کدام از اینها در مدارى در حرکتند (کُلٌّ فِی فَلَک یَسْبَحُونَ). * * * نکته ها: ۱ ـ تفسیر کُلٌّ فِی فَلَک یَسْبَحُونَ مفسران در تفسیر این جمله، بیانات گوناگون دارند، اما آنچه با تحقیقات مسلم دانشمندان فلکى سازگار است، این است که: منظور از حرکت خورشید در آیه فوق، یا حرکت دورانى به دور خویش است، و یا حرکتى است که همراه منظومه شمسى دارد. ذکر این نکته نیز لازم است که کلمه کُلّ ممکن است اشاره به ماه و خورشید و همچنین ستارگان باشد که از کلمه لیل (شب) استفاده مى شود. بعضى از مفسران بزرگ نیز احتمال داده اند اشاره به شب و روز و ماه و خورشید (هر چهار) باشد; زیرا شب که همان سایه مخروطى زمین است نیز براى خود مدارى دارد ، اگر کسى در بیرون کره زمین از دور به آن نگاه کند، این سایه تاریک مخروطى را در گرد زمین دائماً در حرکت مى بیند و همچنین نور آفتاب که به زمین مى تابد و روز را تشکیل مى دهد، همانند استوانه اى است که در گرد این کره دائماً نقل مکان مى کند، بنابراین شب و روز نیز هر کدام براى خود مسیر و مکانى دارند.(۸) این احتمال را نیز داده اند که: منظور از حرکت خورشید، حرکت آن در احساس ما باشد; زیرا به نظر بینندگان زمینى خورشید و ماه هر دو در گردشند. ✍ پی نوشت: ۷ ـ بعضى از مفسران آیه فوق را هماهنگ با آیاتى که در مورد حفظ آسمان از صعود شیاطین به وسیله شهب در قرآن مجید وارد شده مى داند (وَ حِفْظاً مِنْ کُلِّ شَیْطان مارِد) (صافات، آیه ۷). ولى روشن است این تفسیر با کلمه سقف سازگار نیست; زیرا سقف پوششى است براى کسانى که در زیر آن قرار دارند، نه کسانى که فوق آن هستند (دقت کنید). ۸ ـ اقتباس از المیزان ، ذیل آیه مورد بحث. ↩️ ادامه دارد...https://eitaa.com/hafezanewahy
☀️ پيامبر اکرم (صلى الله عليه و آله) : 🌧 آن كه حرص نزند روزى خود را از دست نمى دهد و آن كه حرص زند، به آنچه روزيش نيست نمى رسد 📚 ميزان الحكمه ج۳ ص ۲۵https://eitaa.com/hafezanewahy
شب چهارم سخنرانی کامل استاد مسعود عالی.mp3
39.86M
🎙حجت الاسلام عالی 🎤 سخنرانی کامل روز چهارم دهه محرمhttps://eitaa.com/hafezanewahy
📝تفسیر سوره مبارکه انبیاء آیات ۳۰ الی ۳۳ 📖 منبع: تفسیر «نمونه» آیت الله مکارم شیرازی ۲ ـ آسمان سقف محکمى است قبلاً هم گفته ایم سَماء (آسمان) در قرآن به معانى مختلفى آمده است، گاهى به معنى جو زمین یعنى قشر ضخیمى از هوا که دورادور کره خاک را فرا گرفته است، همانند آیه فوق، در اینجا بد نیست توضیح بیشترى درباره استحکام این سقف عظیم از زبان دانشمندان علوم طبیعى بشنویم: فرانک آلن استاد فیزیک زیستى، چنین مى نویسد: جوى که از گازهاى نگهبان زندگى بر سطح زمین تشکیل شده، آن اندازه ضخامت (و غلظت) دارد که بتواند همچون زرهى زمین را از شرّ مجموعه مرگبار بیست میلیون سنگ هاى آسمانى در روز، که با سرعت در حدود ۵٠ کیلومتر در ثانیه به آن برخورد مى کنند در امان نگهدارد. جوّ زمین علاوه بر کارهاى دیگرى که دارد، درجه حرارت را بر سطح زمین در حدود شایسته براى زندگى نگاه مى دارد، و نیز ذخیره بسیار لازم آب و بخار آب را از اقیانوس ها به خشکى ها انتقال مى دهد که اگر چنین نبود، همه قاره ها به صورت کویرهاى خشک غیر قابل زیست درمى آمد، به این ترتیب، باید گفت: اقیانوس ها و جوّ زمین عنوان چرخ لنگرى براى زمین دارند . وزن بعضى از این شهاب ها که به سوى زمین سرازیر مى شود به اندازه یک هزارم یک گرم است ولى نیروى آن بر اثر آن سرعت فوق العاده، معادل نیروى ذرات اتمى است که بمب مخرب را تشکیل مى دهد! و حجم آن شهاب ها احیاناً بیشتر از حجم یک دانه شن نیست! در هر روز میلیون ها از این شهاب ها پیش از رسیدن به سطح زمین، مى سوزند و یا به بخار تبدیل مى شوند، ولى احیاناً حجم و سنگینى بعضى شهاب ها به قدرى زیاد است که از قشر گازى، گذشته و به سطح زمین اصابت مى کند. از جمله شهاب هائى که از چنگال غلاف گازى نامبرده عبور کرده و به زمین رسید شهاب عظیم و معروف سیبرى است که در سال ۱۹٠۸ میلادى به زمین اصابت کرد، و قطر آن طورى بود که حدود ۴٠ کیلومتر زمین را اشغال کرد و باعث تلفات زیادى شد! و دیگر، شهابى است که در آریزونا آمریکا فرود آمد که به قطر یک کیلومتر و عمق ۲٠٠ متر بود و در هنگام سقوط آن شکاف عمیقى در زمین ایجاد شد، و بر اثر انفجار آن، شهاب هاى کوچک بسیارى که مساحت نسبتاً زیادى از زمین را اشغال مى کرد تولید گردید . کرسى موریسن مى نویسد: اگر هواى محیط زمین اندکى از آنچه هست رقیق تر مى بود، اجرام سماوى، و شهاب هاى ثاقب که هر روز به مقدار چند میلیون عدد به آن اصابت مى کنند، و در همان فضاى خارج منفجر و نابود مى شوند، دائماً به سطح زمین مى رسیدند و هر گوشه آن را مورد اصابت قرار مى دادند. این اجرام فلکى به سرعتى در ثانیه از ۶ تا چهل میل حرکت مى کنند! و به هر چیز برخورد کنند، ایجاد انفجار و حریق مى نمایند اگر سرعت و حرکت این اجرام، کمتر از آنچه هست مى بود، مثلاً به اندازه سرعت یک گلوله بود همه آنها به سطح زمین مى ریختند و نتیجه خراب کارى آنها معلوم بود، از جمله اگر خود انسان در مسیر کوچک ترین قطعه این اجرام سماوى واقع مى شد شدت حرارت آنها که به سرعت نود برابر سرعت گلوله حرکت مى کنند او را قطعه قطعه و متلاشى مى ساخت! غلظت هوائى محیط زمین به اندازه اى است که اشعه کیهانى را تا میزانى که براى رشد و نمو نباتات لازم است به طرف زمین عبور مى دهد، کلیه جرثومه هاى مضر را در همان فضا معدوم مى سازد، و ویتامین هاى مفید را ایجاد مى نماید.(۹) ✍ پی نوشت: ۸ ـ اقتباس از المیزان ، ذیل آیه مورد بحث. ۹ ـ از کتاب راز آفرینش انسان ، صفحات ۳۴ و ۳۵. ✔️ پایانhttps://eitaa.com/hafezanewahy