eitaa logo
فعالیتی انجام نمیشود.
180 دنبال‌کننده
13.3هزار عکس
26هزار ویدیو
371 فایل
@haaf zanvahy351
مشاهده در ایتا
دانلود
احادیث پیرامون اهمیت حفظ قرآن 👇 👇 قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) «مَنْ اَعْطاهُ اللهُ حِفْظَ كِتابِهِ فَظَنَّ اَنَّ أحَداً اُعْطِی أفْضَلَ مِمَّا اُعْطِی فَقَدْ غَمَطَ أفْضَلَ النِّعمَةِ.» هر كس كه خداوند حفظ كتابش را به او ببخشد و گمان برد به كسی چیزی بهتر از او داده شده، بافضیلت ترین نعمت را كوچك شمرده است قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) «أغْنَی النَّاسِ حَمَلَةُ القُرآنِ؛ مَنْ جَعَلَهُ اللهُ تَعالی فی جوْفِهِ.» بی نیازترین مردم حافظان قرآن هستند؛ همان كسانی كه خداوند متعال قرآن را در وجودشان جای داده است http://eitaa.com/hafezan_vahy🌹
روابط مادّى و معنوى انسان ها انسان‌ها داراى زندگى اجتماعى هستند، روابط مادّى و معنوى مختلفى با هم دارند. گاه رابطه، نسبى و خويشاوندى است؛ مثل رابطه پدر و فرزند، يا مادر و فرزند، يا خواهر و برادر، يا عمو و برادرزاده، يا پسردايى و پسرعمّه و مانند آن. و گاه رابطه، سببى است؛ مثل رابطه زن و شوهر، يا رابطه عروس و پدرشوهر، يا داما و مادرزن و مانند آن. و گاه پيوند قبيلگى است؛ مثل اين كه فلان كس از فلان قبيله، و ديگرى از قبيله ديگرى است. و گاه پيوند، گروهى و حزبى است؛ مثل اين كه فلان كس وابسته به فلان گروه، و ديگرى عضو حزب و گروه ديگرى است. كه برخى از پيوندهاى مذكور اختيارى و برخى غير اختيارى است. آنچه گفته شد همه پيوندهاى مادّى است، و پيوندهاى ديگرى نيز وجود دارد كه معنوى است. مثلًا پيوند اخوّت و برادرى كه خداوند متعال در آيه ۱۰ سوره حجرات آن را براى مؤمنان مطرح كرده «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» يك پيوند معنوى است. و يا اين جمله كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود: « أَنَا وَعَلِىٌّ ابَوا هَذِهِ الامَّةِ ؛ من و على پدران اين امّت هستيم» [۱] يك پيوند معنوى ميان پيامبر اسلام و على عليه السلام و امّت اسلامى است. خلاصه اين كه انسان‌ها داراى پيوندهاى مختلف مادّى و معنوى هستند. و گاه در ميان پيوندهاى مادّى و معنوى تضادّ و تعارض ايجاد مى شود و انسان‌ها مجبور به انتخاب مى شوند. اگر بخواهند پيوند معنوى را حفظ كنند بايد موقّتاً از پيوند مادّى چشم بپوشند و اگر نتوانند از پيوند مادّى چشم بپوشند بايد پيوند معنوى را رها كنند. به دو نمونه از اين قبيل تضادها، توجّه فرماييد: ۱. خداوند متعال در آيه ۱۳۵ سوره نساء مى فرمايد: « «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ للَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ إِنْ يَكُنْ غَنِيّاً أَوْ فَقِيراً فَاللَّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَنْ تَعْدِلُوا وَإِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيراً»؛ اى كسانى كه ايمان آورده ايد! همواره و هميشه قيام به عدالت كنيد. براى خدا گواهى دهيد، اگرچه به زيان شما، يا پدر و مادر و نزديكانتان بوده باشد! (چرا كه) اگر او (/ كسى كه گواهى شما به زيان اوست غنى يا فقير باشد، خداوند سزاوارتر است كه از آنان حمايت كند. بنابراين، از هوا و هوس پيروى نكنيد، كه منحرف خواهيد شد! و اگر حق را تحريف كنيد، و يا از اظهار آن اعراض نماييد، خداوند به آنچه انجام مى دهيد آگاه است». ---------- [۱]: بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۹۵ و ۳۶۴؛ من لا يحضره الفقيه، ج ۴، ص ۲۳۵. 👇👇👇http://eitaa.com/hafezan_vahy
در اين جا رابطه نسبى در تعارض با روابط معنوى و ارزش هاى الهى قرار گرفته و خداوند دستور مى دهد كه از رابطه نسبى چشم پوشى كنيد و به عدالت و شهادت بر حق بپردازيد كه نشانه ايمان است و اگر رابطه نسبى را مقدّم داشتيد و عليرغم اين كه در اختلاف بين (مثلًا) پدرتان و يك فرد غريبه مى دانستيد حق با غريبه است و به نفع پدرتان شهادت داديد، نشانه بى ايمانى است. ۲. در آخرين آيه سوره مجادله نيز مى خوانيم: « «لَّا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُوْلَئِكَ كَتَبَ فِى قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِّنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِى مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِىَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُوْلَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»؛ هيچ قومى را كه ايمان به خدا و روز رستاخيز دارند نمى يابى كه با دشمنان خدا و رسولش دوستى كنند، هر چند پدران يا فرزندان يا برادران يا خويشاوندانشان باشند؛ آنان كسانى هستند كه خدا ايمان را بر صفحه دلهايشان نوشته و با روحى از ناحيه خودش آنها را تأييد فرموده و آنها را در باغ هايى بهشتى وارد مى كند كه نهرها از پاى درختانش جارى است، جاودانه در آن مى مانند؛ خدا از آنها خشنود است، و آنان نيز از خدا خشنودند؛ آنها «حزب اللَّه» اند؛ بدانيد «حزب اللَّه» پيروزان و رستگارانند». در اين آيه شريفه رابطه نسبى و قبيلگى با رابطه ايمان و تقوا در تعارض قرار گرفته و به مؤمنان دستور داده شده براى تقويت رابطه ايمان از رابطه نسبى و قبيلگى چشم بپوشند. علاوه بر آيات قرآن- كه دو نمونه آن گذشت- در روايات و سيره معصومين عليهم السلام نيز اين مسأله به وضوح ديده مى شود، كه پيامبران و امامان عليهم السلام در گفتار و كردار عملًا روابط معنوى را بر روابط مادّى، و اصول و ضوابط را بر روابط مقدّم مى دانستند؛ به عنوان نمونه مى توان به داستان حضرت على عليه السلام و برادرش عقيل از زبان آن حضرت اشاره نمود. کانال حافظان وحی. http://eitaa.com/hafezan_vahy
على عليه السلام و تقاضاى بى مورد عقيل به خدا قسم «عقيل» [۱] برادرم را ديدم كه به شدّت فقير شده بود، و از من مى خواست كه يك مَن از گندمهاى شما را (برخلاف موازين) به او ببخشم. كودكانش را ديدم كه از گرسنگى موهايشان ژوليده، و بر اثر فقر رنگشان دگرگون گشته، و گويا صورتشان با نيل رنگ شده بود! «عقيل» باز هم اصرار كرد، و چند بار خواسته اش را تكرار نمود، من به او گوش فرا دادم! خيال كرد دينم را به او مى فروشم! و به دلخواه او قدم بر مى دارم، و از راه و رسم خويش دست مى كشم! (امّا من براى بيدارى و هشدار به او) آهنى را در آتش گداختم، سپس آن را به بدنش نزديك ساختم (توجّه كنيد حضرت آهن را به بدن او نزد، بلكه آن را نزديك بدنش برد) تا با حرارت آن عبرت گيرد، (ناگهان) ناله اى همچون بيمارانى كه از شدّت درد مى نالند سر داد، و چيزى نمانده بود كه از حرارت آن بسوزد. به او گفتم: هان اى عقيل! زنان سوگمند در سوگ تو بگريند! از آهن تفتيده اى كه انسانى آن را به صورت بازيچه سرخ كرده ناله مى كنى! امّا مرا به سوى آتشى مى كشانى كه خداوند جبّار با شعله خشم و غضبش آن را برافروخته است. تو از اين حرارت مى نالى و من از آن آتش سوزان نالان نشوم؟! [۱] و [۲] راستى على چه مى كند، و ديگران چگونه رفتار مى كنند؟ ايمان على به او اجازه نمى دهد موادّ غذايى مختصرى را به برادر فقير و نيازمند و عيالمند و نابينايش برخلاف ضوابط بدهد، امّا زمامداران بى ايمان دنيا را تماشا كن كه چه رانت خواريهايى مى كنند؛ واقعاً انسان از بيان آن شرم مى كند. ببين تفاوت ره از كجاست تا به كجا! ---------- [۱]: حضرت ابوطالب عليه السلام چهار پسر داشت، كه هر كدام با يكديگر ۱۰ سال فاصله سنّى داشتند. اسامى آنها به ترتيب سن عبارتند از: ۱. طالب. ۲. عقيل. ۳. جعفر. ۴. على عليه السلام. حضرت ابوطالب« عقيل» را بسيار دوست مى داشت، و لذا پيامبر به عقيل مى فرمود: « من از دو جهت تو را دوست دارم: يكى از نظر خويشاوندى، و ديگر به خاطر آنكه مى دانم عمويم ابوطالب تو را سخت دوست مى داشت». عقيل در جنگ موته همراه برادرش جعفر شركت داشت، و از« انساب» عرب و سرگذشت آنها در ايّام جاهليّت از همه داناتر بود، و در مناظرات سخت حاضر جواب بود. در مورد اينكه قبل از شهادت اميرمؤمنان عليه السلام نزد معاويه رفت يا پس از آن، در ميان مورخان اختلاف نظر است. ولى محقّقان معتقدند پيش از شهادت نبوده است. (ترجمه گويا و شرح فشرده بر نهج البلاغه، ج ۲، ص ۵۹۷). [۱]: عقيل داستان خود را براى معاويه چنين نقل مى كند: « زندگى بر من سخت شده بود، فرزندانم را جمع كردم و به نزد برادرم على عليه السلام رفتم. گرسنگى در قيافه فرزندانم هويدا بود، به من فرمود: « شب بيا تا چيزى به تو بدهم». شب يكى از فرزندانم دست مرا گرفت، و به سوى او برد. پس از نشستن، امام به فرزندم دستور داد از آن جا خارج شود. سپس به من گفت: « بگير! » من خيال كردم كيسه اى از طلا است، دستم را دراز كردم، ناگاه احساس كردم كه پاره آهن داغى است... صدايم بلند شد. به من فرمود: « مادرت برايت گريه كند. اين آهنى است كه آتش دنيا آن را داغ كرده است. من و تو چگونه خواهيم بود آنگاه كه به زنجيرهاى جهنّم كشيده شويم؟ » آنگاه اين آيه را قرائت كرد: « إِذِ الْأَغْلَالُ فِى أَعْنَاقِهِمْ وَالسَّلَاسِلُ يُسْحَبُونَ» (سوره غافر، آيه ۷۱). سپس فرمود: « بيش از آنچه خداوند براى تو قرار داده، نزد من نيست». عقيل مى گويد: پس از نقل اين جريان معاويه در شگفتى فرو رفت و گفت: « هيهات هيهات عقمت النساء ان يلدن مثله؛ ديگر زنان همانند على نخواهند زاييد». (شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ۱۱، ص ۲۵۳). [۲]: نهج البلاغه، خطبه ۲۲۴. 🆔 کانال حافظان وحی. http://eitaa.com/hafezan_vahy
پسر نوح پيامبر در داستان اصحاب السفينه نيز اين تعارض ديده مى شود. پسر حضرت نوح با بدان بنشست و خاندان نبوّتش گم كرد. عذاب الهى نازل شد، ابرهاى تيره و تار صفحه آسمان را سياه و ظلمانى و صداى رعد و برق فضا را منقلب كرد. بارش باران هاى سيل آسا از آسمان، و جوشش آب هاى فراوان از زمين نشان از عذابى فراگير و خطرناك مى داد. حضرت نوح عليه السلام به يارانش دستور داد با ياد و نام خداوند سوار بر كشتى نجات شوند «بِسْمِ اللَّهِ مَجْرَاهَا وَمُرْسَاهَا» [۱] سپس خطاب به فرزندش گفت: « «يَا بُنَىَّ ارْكَبْ مَّعَنَا وَلَا تَكُنْ مَّعَ الْكَافِرِينَ»؛ [۲] پسرم! همراه ما سوار شو، و با كافران مباش! » امّا سوار شدن بر اين كشتى مجوّز و پاسپورت مى خواهد و پاسپورت آن ايمان به خدا و جدا شدن از صف كفّار است. اى انسان! دفع ضرر احتمالى لازم است، مخصوصاً ضررى كه از مرز احتمال تجاوز كرده و به سرحدّ يقين رسيده و نشانه هاى آن آشكار شده است. بنابراين، صف خود را از صف بى ايمان‌ها جدا كن و با ترنّم سرود ايمان بر كشتى نجات سوار شو. امّا پسر نوح كه بر لجاجت و سماجت خود اصرار مى كرد پيشنهاد پدر را نپذيرفت و گفت: « «سَأَوِى إِلَى جَبَلٍ يَعْصِمُنِى مِنَ الْمَاءِ»؛ [۱] به زودى به كوهى پناه مى برم تا مرا از آب حفظ كند! » حضرت نوح عليه السلام كه خطر غرق شدن فرزند را كاملًا درك مى كرد فرمود: « «لَا عَاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِلَّا مَن رَّحِمَ»؛ امروز هيچ نگهدارى در برابر فرمان خدا نيست؛ مگر آن كس را كه او رحم كند! » آرى! امروز تنها راه نجات ايمان آوردن و سوار شدن بر كشتى نجات است. همان طور كه حضرت نوح عليه السلام با فرزندش مشغول گفتگو بود تا شايد بتواند او را متقاعد كند و ايمان بياورد و از هلاكت نجات يابد، موجى ميان آن دو حايل شد و فرزند نوح در آب غرق شد. «فَكَانَ مِنَ الْمُغْرَقِينَ» [۲] طوفان مأموريّت خود را انجام داد و تمام كسانى را كه بر كشتى سوار نشده بودند غرق كرد. در پى آن، فرمان قطع طوفان نازل شد. به آيه ۴۴ سوره هود توجّه كنيد: « «وَقِيلَ يَا أَرْضُ ابْلَعِى مَاءَكِ وَيَا سَمَاءُ أَقْلِعِى وَغِيضَ الْمَاءُ وَقُضِىَ الْأَمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِىِّ وَقِيلَ بُعْداً لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ»؛ و گفته شد: اى زمين آبت را فرو بر! و اى آسمان (از بارش) خوددارى كن! و آب فرو نشست و كار پايان يافت و (كشتى) بر (دامنه كوهِ) جودى پهلو گرفت؛ و (در اين هنگام) گفته شد: دور باد گروه ستمكار (از رحمت خدا! ) ». در ادامه داستان، حضرت نوح عليه السلام در مورد فرزند غرق شده اش از خداوند سؤالى كرد، كه در حقيقت نمونه اى از تعارض نسبت هاى مادّى و معنوى است. توجّه فرماييد: « «رَبِّ إِنَّ ابْنِى مِنْ أَهْلِى وَإِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَأَنْتَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ»؛ پرودگارا! پسرم از خاندان من است؛ و وعده تو (در مورد نجات خاندانم) حق است؛ و تو بهترين حكم كنندگانى! » [۱] خداوند متعال طبق آيه ۴۰ سوره هود دستور داده بود كه حضرت نوح عليه السلام از هر جفتى از حيوانات و همچنين خاندانش (اهلك) را سوار بر كشتى كند و اين در حقيقت وعده خداوند براى نجات اهل (و خانواده) حضرت نوح عليه السلام بود. و با توجّه به اين كه فرزند نوح جزئى از خانواده اش بوده، اين سؤال براى پيامبر خدا ايجاد شد كه چطور او نجات نيافته و در طوفان غرق شده است!؟ خداوند در پاسخ فرمود: « «يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ فَلَا تَسْأَلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّى أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ»؛ اى نوح! او از اهل تو نيست! او عمل غير صالحى است (/ فرد ناشايسته اى است ؛ پس آنچه را از آن آگاه نيستى از من مخواه؛ من به تو اندرز مى دهم كه از جاهلان نباشى». [۲] يعنى چون فرزندت رابطه اش را با خداوند قطع كرده اهل تو محسوب نمى شود، و رابطه اش با خانواده ات نيز بريده شده است. حضرت نوح عليه السلام كه به اشتباهش پى برد خطاب به خداوند عرض كرد: « «رَبِّ إِنِّى أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْأَلَكَ مَا لَيْسَ لِى بِهِ عِلْمٌ وَإِلَّا تَغْفِرْ لِى وَتَرْحَمْنِى أَكُنْ مِّنَ الْخَاسِرِينَ»؛ پروردگارا! من به تو پناه مى برم كه از تو چيزى بخواهم كه از آن آگاهى ندارم. و اگر مرا نيامرزى، و بر من رحم نكنى، از زيانكاران خواهم بود». [۳] ---------- [۱]: سوره هود، آيه ۴۱. [۲]: سوره هود، آيه ۴۲. [۱]: سوره هود، آيه ۴۳. [۲]: سوره هود، آيه ۴۳. [۱]: سوره هود، آيه ۴۵. [۲]: سوره هود، آيه ۴۶. [۳]: سوره هود، آيه ۴۷. کانال حافظان وحی. http://eitaa.com/hafezan_vahy
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
در چه صورت انسانی که وارد مسجد می شود نباید برای نمازش اذان و اقامه بگوید؟ کانال حافظان وحی. http://eitaa.com/hafezan_vahy
mahkoomiate-ehanat-be-rahbari.mp3
2.4M
🎙بیانات آیت الله شب زنده دار در محکومیت اهانت به رهبری در نشریه فرانسوی در درس الشخص الاعتباری ▫️ایشان از جوانی و نوجوانی تا به امروز در این راه، قدمهای استوار برداشته و زندانها و شکنجه‌ها و مشکلات را تحمل کرده است و وقتی رهبری را به ایشان پیشنهاد کردند «و دموعه یجری» (اشکهایش جاری شد) ولی شما می‌آئید این‌طور وقیحانه و ظالمانه نسبت به این شخصیتِ دل‌داده‌ی از خود گذشته، جسارت می‌کنید! کانال حافظان وحی. http://eitaa.com/hafezan_vahy
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 در حرم مطهر (سلام الله علیها) در حمایت از ساحت مرجعیت و محکومیت توهین نشریه شارلی ابدو⚡️ http://eitaa.com/hafezan_vahy
Final Master2_Haj Mehdi Rasooli_Fatemieh 1401.mp3
12.2M
🖤💔شیرین ترین روزای زندگیمو ازم گرفتن خدا شریک خوب بندگیمو ازم گرفتن فاطمه دلخوشی زندگیم بود خودت میدونی دیدی چطور تموم دلخوشیمو ازم گرفتن «حیدر و این همه غم یا رب ارحم»💔🖤http://eitaa.com/hafezan_vahy °•🍃•°
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💠 آموزش مهارت‌های زندگی 🔸 ارتباط بین فردی 🔹 تفاوت جالب بین آقا و خانم (1) ▫️ سبک ارتباطی مردها معمولا این‌طور است که روحیه قدرت‌طلبی و تسلّط داشتن بر رابطه‌ها را دارند ولی خانم‌ها بیشتر به دنبال رفاقت و رابطه برقرار کردن هستند. http://eitaa.com/hafezan_vahy
سلام روزی می‌رسد که فریاد یا ویلتی لیتنی لم اتخذ فلانا خلیلارا برزبان می‌رنیم که چرا باکسانی رفیق ودوست وهمراه شدیم ودیگر درآن لحظه عبوسا قنطریرا افسوس خوردن سودی به حال ما ندارد چرا بهترین رفیق که انس باقرآن پیدا کردن است به سراغ قرآن ومعارف بلند وارزشمند وهدایتگر آن گام برنمی داریم روزی که علوم قرآنی به درد ما می خورد ومارااز مها لک سخت لایکلمهم الله ولا ینظر الهیم یوم القیامه ولایزکیهم نجات می‌دهد وبه یدعو الی دار السلام مارادعوت می کنند به‌سوی نور ابدی قرآن حرکت کنیم وباتلاوت وتدبر وعمل به فرامین نورانی آن سعادت وخوشبختی وعاقبت بخیری خود رابدست آوریم اللهم زین قلوبنا بنور القرآن وتلاوته وتدبره وحفظه والعمل به انشاءلله لدخول الجنه التی کنتم توعدونhttp://eitaa.com/hafezan_vahy
📚سوره مبارکه بقره آیه15 تفسیر نور (حجةالاسلام قرائتی) «15» اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَ يَمُدُّهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ‌ خداوند آنان را به استهزا مى‌گيرد و آنان را در طغيانشان مهلت مى‌دهد تا سرگردان شوند. ✅نکته ها كلمه «يَعمهون» از «عَمَه» مثل «عَمى» مى‌باشد، لكن «عمى» كورى ظاهرى را گويند و «عمه» كورى باطنى است. «1» امام رضا عليه السلام در تفسير اين آيه مى‌فرمايد: خداوند، اهل مكر و خدعه و استهزا نيست، لكن جزاى مكر و استهزاى آنان را مى‌دهد. «2» همچنان كه آنان را در طغيان و سركشى خودشان، رها مى‌كند تا سر درگم و غرق شوند. و چه سزايى سخت‌تر از قساوت قلب و تسلّط شيطان و وسوسه‌هاى او، ميل به گناه و بى‌رغبتى به عبادت، همراهى و همكارى با افراد نا اهل و سرگرمى به دنيا و غفلت از حقّ كه منافقان بدان گرفتار مى‌آيند. منافقان، دوگانه رفتار مى‌كنند و لذا با آنها نيز دو گونه برخورد مى‌شود؛ در دنيا احكام مسلمانان را دارند و در آخرت كيفر كفّار را مى‌بينند. 📚پیام ها 1- كيفرهاى الهى، متناسب با گناهان است. در برابر «إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ»، «اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ» آمده است. 2- منافقان با خدا طرفند، نه با مؤمنان. (آنها مؤمنان را مسخره مى‌كنند، ولى خدا «1». تفسير كشّاف. «2». تفسير نورالثقلين، ج 1، ص 30. جلد 1 - صفحه 64 به حمايت آمده و پاسخ مسخره‌ى آنان را مى‌دهد.) «اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ» 3- استهزا، اگر به عنوان پاسخ باشد، مانعى ندارد. نظير تكبّر در مقابل متكبّر. «اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ» 4- از مهلت دادن وزياده بخشى‌هاى خداوند، نبايد مغرور شد. «يَمُدُّهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ» 5- سركشى و طغيان، زمينه‌اى براى سر درگمى‌هاست. «فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ»* http://eitaa.com/hafezan_vahy